افغانستاني كه افيونستانس ساخته اند!!
افغانستانی که
افیونستانش ساخته اند!!
عبدالقیوم فدوی
افغانستان سرزمينی است که متأسفانه نام مظلومانه اش را با نام مواد مخدر گره زده اند!!
چندسال قبل جامعۀ جهانی و کشورهای کمک دهنده به افغانستان، هوشداردادند که اقتصاد اين کشور تحت سلطۀ ترياک قرار خواهد گرفت.
آنگاه بارنت روبين رئيس مرکز تحقيقات ستراتيژيک دانشگاه نيويارک ، طی مصاحبه ای در جمع خبرنگاران گفت:
«اقتصاد افغانستان، معتاد به مواد مخدر شده است».
وزارت زراعت ايالات متحدۀ امريکا، در سال 2004 حاصلات ترياک افغانستان را به 5500 تن متريک تخمين زد.
اين آمار برای جهان واقعاً تشويش آور و نگران کننده تمام شد.
این درحالی بود که در30 ولایت افغانستان تریاک زرع وتولید می شد.
اما جالبترش اینست که طی چندسال اخیر، دامنۀ کشت تریاک ازاکثرولایات جمع شد و در چهار- پنج ولایت خلاصه گردید.
اخصاً درولایت هلمند که تجمع بیشتر نیروهای طالبان و القاعده را درماحول آن تشکیل می دهد و نیروهای بین المللی هم با امکانات وسیعی درآنجا مستقرهستند و گاه وبیگاه درگیری های شدیدی هم در منطقه رخ می دهد وگاهی هم ولسوالی های آن ولایت بین شورشیان ونیروهای بین المللی دست بدست می شود.
باوجود ناآرامی ها ودرگیری ها درآن ولایت ، می بینیم که بازهم تریاک کاران باخاطرآسوده، هرساله بازرع کوکنار وبرداشت تریاک وپروسس و قاچاق آن، گفته می شود که بیش از (92%) تریاک مورد مصرف افیون کشان جهان ازطریق کشور افغانسان تأمین می گردد!!
اینکه کوکنار درزیرنفس تفنگ ها، تانک ها، بمباران ها چگونه با خاطرجمعی زرع و با سرعت رشد، برداشت، تولید، تصفیه و ازچه راه های باریک وصعب العبوربه کشورهای راقیۀ جهان قاچاق می شود؟ همه می توانند حدس بزنند!!
البته واقعیت امر اینست که طبیعت تریاک کاری و تجارت آن قسمیکه تا کنون به تجربه رسیده، همواره با ناآرامی ها، ناامنی ها، بحران ها و خونریزی ها توام بوده است.
درعین حال دست اکثرقدرتمندان، دولت مداران، شبکه های اطلاعاتی ومافیائی درحمایت از این تجارت سودآوردخیل است.
ولیکن اگربخواهیم عاقبت اندیشانه ارزیابی نمائیم باید قبول کنیم که کشت وتولید چرس وتریاک درکشورما، جزاینکه این سرزمین مقدس واسلامی را به مرکزتجمع وهجوم خلافکاران، قاچاقبران، خونخواران، تروریستان، جنایت پیشگان وتبهکاران به مثابه "مگسان دورشیرینی" مبدل سازد، عاقبت دیگری نداشته و مردم ما هرگزروی آرامی و ثبات را نخواهددید وچنین وضعيتی برای کشور جنگزده و آسيب ديده ما و حتی نسل های آتیۀ این آب وخاک هرگزسودمند نیست.
برای کشوری که همه هست وبود خودرا در جريان جنگ ها، خشونت ها و نزاع های ناخواسته و تحميلی سه دهه از دست داده است.
کشوری که همه زيربنا هاي اداری، نظامی، سياسی، فرهنگی، اجتماعی، امنيتی اش از بيخ و بن ويران گرديده است.
کشوری که کليه تاسيسات اقتصادی اش به شمول هزاران فابريکه و کارخانه های بزرگ وکوچک توليدی اش در جريان درگيری ها تعطيل و ماشين آلاتش از ريشه کشيده شده، در بازارهای پشاور به قيمت آهن پاره های داغمه و ذوبی به فروش رسيدند تا در اين کشور اسلامی و ویرانشده دیگرهيچ توليدی صورت نگيرد وهمواره محتاج آنطرف مرزهایش باشد!!
امروز وقتی به اقلام وارداتی و تجارتی بازارهای کشور نگاه می کنيم، بوضوح می بينيم که از آب نوشيدنی و نان خشک، دوغ، ماست، چتنی، نوشابه ، آب مقطر، مواد خوراکی، پوشاکی گرفته تا پوقانه وجرنگانه همگی از خارج مرزها و عمدةًً از کشورهای همسايه وارد گرديده و به نیات سوء استثماری واستعماری طراحان جنگ، خشونت و جنايت در اين کشور می توانيم به خوبی پی ببريم.
زمانيکه نوازشريف، صدراعظم وقت از طرف اسامبلۀ عمومی پاکستان به جرم بی کفايتی مورد استيضاح قرار گرفت، در دفاعيه اش به طور علنی اعتراف نمود که اگر من برای پاکستان هيچ خدمتی انجام نداده باشم، همينکه طرح انحلال اردوی منظم 200 سالۀ افغانستان را به مرحلۀ اجراء درآوردم بزرگترين خدمتی بود که در جهت منافع ملی پاکستان انجام داده ام!!
· بلی افغانستان کشوری است که همچو مارهای خوش خط وخال سمی در جوارش به نام دوستی و حمايت از مجاهدين، مشغول زهرافشانی بوده و درلابلای دسايس شيطانی آنان درهم پيچيده و گرفتار بوده است!!
· يعنی وضعيت افغانستان امروز به جائی رسيده است که امنيتش را بايستی نيروهای جامعۀ جهانی تأمين نمايند و برنامه های اقتصادی اش را نيز بايد ديگران سروسامان دهند!!
· افغانستان به کشوری مبدل گشته است که در طول تاريخ، همۀ امکانات و داشته هايش بدست زمامدارانش به تاراج و برباد فنا سپرده شده است!!
· کشوری که حتی می گويند: برخی از رهبران نامدارش روی موجوديتش به معامله نشسته، اين سرزمين افتخارآفرين را وقيحانه در معرض ليلام قرارداده ومی خواستند به صفت ايالت پنجم کشوراستعمار نوخيز پاکستان، دودستی به جرنيل ها، کرنيل ها و بريگيدرهايش تقديم نمايند تا معضلۀ «عمق ستراتيژيک» کشورلاغر اندام پاکستان جبران گرديده باشد و از آسيب پذيری هاي احتمالي دررقابت با كشورهند، در امان بماند!!
· سرانجام ناامنی و بی ثباتی را بجائی رساندند که در قدم های آخر، زمام امور اين کشور را بدست طالبان سپردند.
· طالبان هم از هيچ خشم و خشونتی در راستای خواسته ها و اهداف حاميان خويش درحق مردم مظلوم و کشورآسيب ديدۀ افغانستان دريغ نورزيدند.
اما فرزندان فرزانه و خلف اين آب وخاک در پنجشير، پروان، کاپيسا، تخار، بدخشان، بلخاب، دره صوف، سانچارک در مقابل سيل به اصطلاح بنيانکن مهاجمين طالب، القاعده و حاميان پاکستانی آنان، با اتکاء به نيروی ايمان و به حول وقوۀ الهی(ج) جلو پيشروی سلطۀ خشم آگين و ويرانگرآنان را افتخارمندانه سد نموده و درد وداغ تأمين «عمق ستراتيژيک» را بر دل سياه جرنيل ها باقی گذاشتند.
درچنين شرايطی بود که فاجعۀ يازدهم سپتمبر در نيويارک وواشنگتن بوقوع پيوست و به تعبير آقای محسن مخملباف، فلم ساز ايرانی، « دنيا از آن حادثه سيلی محکمی خورد» و از خواب غفلت و بی تفاوتی بيدارگشت و تازه به هوش آمد و فهميد که ملت تنها گذاشته شدۀ افغانستان در ميان گرگ هاي گرسنه و کفتارهای درنده، چه رنج ها و زجرهای مضاعفی که نکشيده است؟!!
به هرحال، جامعۀ جهانی، ناگزير به ياری ما شتافت و سرانجام ازسلطۀ مستقيم طالبان و حاميان خارجی آنان قسماً رهائی يافتيم.
اما سايۀ شوم و ابليسی حاميان مافيائی آنان تاهنوز که هنوز است همچنان روی سرنوشت جامعۀ آسيب ديدۀ ما باقی است و با استفاده ازغفلت زدگی ها، بی کفايتی ها و ضعف های مسئولين ما و شرايط ناهنجار تازه ای که در کشور ما بوجود آمده، بازهم همان دشمنان کهنه کار، از ميان بدترين ها مناسبترين شان را انتخاب و عضو گيری نموده و توليدات زهريات سياه و انسان کش (ترياک و چرس) اين کشور بیدر و پيکر را بازهم بالا و بالاتر بردند!!
چنانچه راديو دری امريکا در صبح روز جمعه 16/6/1385 از قول سخنگوی وزارت زراعت ايالات متحدۀ امريکا گزارش داد که حاصلات ترياک سال جاری (2006 ) افغانستان به 6100 تا 6200 تن متريک خواهد رسيد که 90 تا 92% ترياک مصرفی معتادان جهان را تأمين خواهد نمود.
گزارشات منتشره درطول اين چند سال، حاکی از آن است که اينهمه هياهوی مبارزه با کشت، توليد و ترافيک مواد مخدر در کشورما، همگی جنبۀ تبليغی محض داشته و هيچ نقطۀ اميدی درجلوگيری از آن متصور نيست!!
در حاليکه برعلاوۀ موجوديت ادارۀ طويل و عريضی در چوکات وزارت داخله و رياست امنيت و همچنين تشکيل وزارت خانۀ مستقلی تحت عنوان وزارت «مبارزه با مواد مخدر» واستراتيژی جديدی كه در راستای امحاء کشت، توليد، تصفيه و جلوگيری از قاچاق مواد مخدر با کش و فش زيادی به دست نشر سپردند!!
جناب حامد کرزی، رئيس جمهور افغانستان هم صبح ۲۴ جنوری 2006، در ملاقاتش با واليان و برخی اعضای شوراهای ولايتی نوزده ولايت کشور در کابل گفت که سرنوشت و آيندۀ افغانستان در گروعدم کشت خشخاش است .
وی گفت: "منافع ملی افغانستان حکم می کند که مواد مخدر را نابود کنيم؛ اگر چنين نکرديم، مواد مخدر افغانستان را نابود خواهد کرد."
وي بارها وبارها تاکيد کرده است که کشت خشخاش به حيثيت افغانستان در سطح جهان صدمه وارد می کند و گفت مبارزه با مافيای مواد مخدر، از نظر اهميت با نبرد عليه تروريسم همسان است.
ازلحاظ تبليغاتی يا بهتر است بگوئيم خودفريبی، در امر مبارزه با مواد مخدر کشور ما بد نبود و جالب اينجاست که خود مسئولين ما هم هرسال باورمي كنند که در کشت و زرع مواد مخدر کاهش بی سابقه ای رونما مي گردد!!
چنانچه جنرال داوود معين وزارت داخله گزارش اخير سازمان ملل متحد را که ميزان کاهش در کشت خشخاش را 21 فيصد اعلام کرده بود، نادرست خواند و گفت يافته های سازمان ملل متحد در اين زمينه "دقيق نبوده است."
اما خودش کشت و زرع مواد مخدر را در سال جاری مبتنی بر گزارشات بی اساس آنچنانی ولايات که مثلاً والی هلمند که در مصاحبه با بی بی سی گفته بود 90% کشت خشخاش در آن ولايت متوقف شده و 30000 جريب زمين از مزارع خشخاش پاکسازی گرديده، باور کرده بود و کاهش چهل فيصدی را در زرع کوکنار آمارداد!!
يک گروه خاص ارزيابی امريکائی هم در اين زمينه حتی کاهش کشت خشخاش در افغانستان را 48 فيصد برآورد کرد.
اين خود باوری های مسئولين امورما، انسان را به داستان معروف ملانصرالدين می اندازد که وقتی از بازار به قريه اش بازگشت، کودکان همسايه حسب عادات قبلی، دورش را گرفتند تا هرکدام يک يک عدد چاکليت از ملا دريافت نمايند.
اما اينبار ملا فراموش کرده بود که برای کودکان آموخته خوار، چاکليت بياورد.
در حاليکه کودکان زيادی به دورش حلقه زده بودند، به فکر جان خلاصی افتاد و طرحی را ريخت و گفت: امروز از چاکليت خبری نيست، اما برای شما يک مژده دارم و در فلان مسجد خيرات عمومی کرده اند و برای مردم دلده تقسيم می کنند، هرچه زود تر خود تانرا برسانيد که دلده سرد و خلاص نشود.
کودکان هم با شنيدن حرف ملانصرالدين از دورش پراگنده شده، به درون خانه های خود رفتند و هرکدام يک يک کاسه برداشته، با شور و شوق فراوان و فريادهای کودکانه، به طرف مسجد دويدند.
از مشاهدۀ شوروشعف بچه ها، خود ملاهم به وسوسه افتاد و با خود گفت: نشود که اين موضوع واقعيت داشته باشد و خودم از خوردن دلده بی نصيب بمانم!!
با اين انگيزه باسرعت به داخل خانه اش رفت و يک ظرف را برداشت و چارنعل به طرف مسجد دويد!!
وقتي نزديك مسجد رسيد، بچه ها ديدند كه از دلده خبري نيست، اينباربا كاسه هاي مسي و المونيمي دورملارا گرفتند و كاسه بارانش كردند.
مسئولين امورما هم هرساله برای اينکه چند روزی خودشان را تسکين داده باشند، يا در برابر قوت هاي خارجي قيافه گرفته، تبليغاتی را براه مي اندازند که در امر کشت و زرع مواد مخدر امسال کاهش چشمگيري به عمل آمده و جالب اينجاست كه خودشان هم باور مي كنند که چنين چيزی واقعيت دارد.
خوب نتيجۀ اينهمه سروصدا ها وباورهای ملانصرالدينی به کجا مي انجامد؟
جوابش بسيار واضح و آشکار است:
حاصلات ترياک از 4000 تن به 6200 تن وحتي بيشتر ازآن ارتقاء يافت!!
آنچه تاکنون ازآن سخن گفته می شود، فقط توليد ترياک است وبس.
از زرع و توليد شیرۀ چرس مثلیکه درزمرۀ مواد مخدرمحاسبه نگردد، هيچ حرفی بميان نمی آورند!!
خوب، چاره چيست؟
· آيابابرخوردهای دوگانه ای که دولت افغانستان در برابر پديدۀ زرع، توليد، تصفيه و قاچاق مواد مخدر در پيش گرفته است، می تواند جلو گسترش آن را بگيرد؟
· اين جنگ سالارانيکه اينهمه در رسانه ها از آنان نام برده می شود و هرجرم و جنايتی را به آنان نسبت میدهند کيانند و مصداق عينی اين اصطلاح رايج چه کسانی هستند؟
اين جنگ سالاران همانهائی هستند که درجامعه از طريق ميلۀ تفنگ مردم را می چاپند، ياآنانی اند که با زورگوئی ها، تهديدهاو فشارها، مردم را در اسارت خويش نگهداشته اند، يا آنهائی هستند که بقول آقای علی احمد جلالی ازمقامات بلند پايۀ دولت و نورچشمی های آنانند، يادر زمرۀ قوماندانان نظامی، امنيتی و محلی شامل اند که برسر دسترخوان حکومت نشسته و از خط توليد، تصفيه ياپروسس و تجارت مواد افيونی سود می برند، شاید موجه باشد، اما با آنهم اين سوال پيدا می شود که:
· چرا دولت چنين موجودات مافيائی و خلافکار را در آغوش حمايت خويش محکم گرفته، رتبه و صلاحيت داده و آنان را برسرنوشت مردم مسلط ساخته است؟
· آيا چنين افراد معلوم الحالی با گرفتن امتيازات، مناصب، چوکی های حساس و صلاحيت های کاری در عرصه های سرنوشت ساز اجتماعی، نظامی، امنيتی و اقتصادی جامعۀ آسيب ديدۀ اين سرزمين، دست از مافيائی گری و خلاف کاری خواهند کشيد؟
· آيا ادامۀ اين روند باجدهی برای دست اندرکاران مواد مخدر، برای فردا و فرداها، هرکدام آنان را به مهره های درشت، عمده و نامدار مافيای بين المللی مبدل نخواهد ساخت؟
از رول اشخاص و افراد که بگذريم، اين پروگرام های نمايشی ای را که هرساله دولت تحت عنوان تخريب مزارع ترياک در افغانستان روی دست می گيرد، يا بعد از برداشت محصول اقدام می کند يا صرف بته های کوکنار مزارع واقع در کنار جاده های عمومی را دربرابر لينز کمره های فلم برداری، چوب و شلاق کاری می نمايد، می تواند حاصلات ترياک را پائين بياورد؟
به نظر ما که اين شيوۀ مبارزه با مواد مخدر، قبل از اينکه بنيادی و مؤثر باشد، روبنائی، سطحی، تبليغاتی و حتی تشويقی نيز هست!!
یکی ازراه های مؤثرمبارزه به نظرما همان است که قوت هاي خارجي پيشنهاد کرده بودند تا کشتزارهای کوکناررا با سمپاشی منهدم سازند.
چون اين طرزمدارا با افيون کاران، جز ترغيب بيشتر آنان، هرگز نتيجۀ ديگری نداشته و ندارد که ثمرۀ اين شيوه برخورد را در افزايش تولید 92% افيون مورداستعمال جهان بوضوح مشاهده می کنيم.
درحاليکه:
- قانون منع کشت، توليد، تصفيه و ترافيک مواد مخدر دركشورما وجود دارد.
استراتيژی مبارزه با مواد مخدر هم که درروي كاغذ منتشر شده است.
· نيروهای آموزش ديده و مجهز پوليس مبارزه با مواد مخدرهم که وجود دارند.
· رئيس جمهور افغانستان هم که فريادش از اثر فشار مجامع جهانی به آسمان بلند است.
· جامعۀ جهانی هم که برای سرعت بخشيدن محو کشت و قاچاق مواد مخدر هر روز اعلام آمادگی می کند.
پس اشکال و نواقص کار در کجاست؟
علل، انگيزه ها و رمز و راز بلند رفتن سطح توليد مواد افيونی در کجا نهفته است؟
به نظرما از يک طرف؛
· عمده ترين علت افزايش توليد مواد افيونی در برنامه های ناقص، عدم کارآئی و بی کفايتی مجريان قانون و آلوده بودن برخی از سران مملکتی به خاطر توليد و ترافيک مواد افيونی قابل بررسی و جستجو است.
از سوی ديگر؛
- چون مواد مخدر يک پديدۀ خانمان برانداز فراگير جهانی و مافيائی است، دشمنان بشر، قبل از همه، مغز، عقل، تفکر، استعداد های سرشار و پويائی نسل جوان جامعۀ انسانی را درسطح کرۀ زمين هدف گرفته و دامن آنان را نيز آلوده ساخته، در مسلخ مفاسد اخلاقی و اجتماعی کشانده اند تا آنان را پيش پای منافع غارتگرانۀ خويش قربانی و سر ببرند!!
· همانگونه که در افغانستان مأمورين عاليرتبۀ دولتی متهم به دست داشتن در خط توليد و تجارت مواد مخدرهستند، در سائر کشورهای جهان نيز وضع به همان منوال است!!
يعنی به گفتۀ شاعر : به هرکجا که روی آسمان همين رنگ است.
· ماموران عاليرتبۀ دولتی، دستگاه های اطلاعاتی، بانک های معتبر، کمپنی های توليدی، ترانسپورت های انتقالاتی، شرکت های هوائی، شبکه های ريلوی و سائر دستگاه های عريض و طويل ديگر بين المللی دست بدست هم داده، خط توليد، قاچاق، تجارت، ترويج و توزيع مواد افيونی و تخديری را برپا وفعال نگهداشته و تادورترين نقاط دنيا به توزیع مواد شان مشغول اند!!
خوب به ياد داريم که مازيتلی، مدير دفتر بين المللی UNDCP در سال 2002 در تهران اعلام داشت که:
«در حال حاضر 140 ميليون نفر ديگر در جهان چرس و ماريجوانا و 21 ميليون نفر ديگر در جهان، هيروئين مصرف می کنند»
· يا اينکه هرسال حداقل بين 5 تا 7 ميليون جوان ديگر جديداً به جمع معتادان اضافه می شوند يا آنانيکه به صورت غيرحرفوی و تفننی به حلقۀ آلودگان به مواد مخدر می پيوندند، به مراتب بيش از آمار منتشر شده هستند!!
بنا براين، مبارزه در برابر مواد مخدر، نه تنها ازعهدۀ دولت نحيف البنيه و ضعيف الادارۀ افغانستان برنمی آيد، بلکه يک استراتيژی قوی، عملی، مؤثر، حرکت همگانی، تصميم قاطع و جدی جهانی را می طلبد.
بخصوص در شرايط کنونی که بيماری و آلودگی بدنام، خانمان برانداز و هلاکتبار ايدز (AIDS) هم با آن به سختی گره خورده است.
چنانچه نمايندۀ دفتر سازمان کنترول مواد مخدر سازمان ملل متحد (UNXP) در ايران گفته بود که « دوثلث مبتلايان به ايدز درايران، معتاد به مواد مخدر هستند.»
وضعيت معتادان سائر کشورهای دنيا، از جمله افغانستان هم بهتراز وضعيت معتادان ايران نيست!!
اما نبايد فراموش کنيم که مردم ما الحمدلله مسلمان اند و معتقد به روز قيامت و جزاء که بدون شک و شبهه خود شان را در برابر بازخواست خداوند دادگر(ج) مسئول می دانند.
لذا هم در قبال جامعۀ خود و هم در برابر جامعۀ بزرگ بشري مسئوليت و وظيفۀ ايمانی و وجدانی خواهيم داشت تا حد اقل زمينۀ تخدير، تفسيق و تباهی انسان ها بدست ما فراهم نگردد و در برابر خلق الله وسيلۀ ارتکاب جرم و جنايت از طرف ما به دسترس شان قرار نگيرد.
وقتی در برابر ميزان عدل خداوند عادل و قهار(ج) قرار بگيريم و از ما پرسيده شود که چرا و با کدام حق در برابر يک مشت پول ناچيز و بی مقدار، نهال فساد انگيز ترياک و جرم آفرين چرس رادر زمين متعلق بخداوند(ج) که در اختيار شما قرار داده شده بود، غرس نموديد يا بذر تخدير و بربادی بشر را در آن پاشيديد و از حاصلات پليد و مذموم آن برای اعضای خانواده و فرزندان تان لقمه های کثيف وغذاي حرام تهيه نموديد و نسل پاک خويش را به انحراف، کجروی، حرامخواری و بدبختی آلوديد، ما چه جواب منطقی خواهيم داشت؟!!
آيا ارائۀ بهانه های فقراقتصادی، ناداری، بيکاری و بی روزگاری می تواند توجيهگر حرامخواری و پخش فساد، ارتکاب به فحشاء و آلودگی به وسيلۀ ما در بين 92% ازمعتادان جامعۀ بشری باشد؟
هرگز، هرگز و هرگز!
پس بيائيد به اصطلاح وطنکی:
کج بنشينيم و راست بگوئيم:
از يک طرف دست نياز ما امروز به سوی جامعۀ جهانی درازاست و تقاضا داريم تا دلسوزان کشورها بيايند و برما اعتماد روا دارند و در کشورآسيب ديدۀ ما سرمايه گذاری نموده، اقتصاد و زندگی ما رااز اين وضعيت اسف انگيز و فلاکتبار جنگزدگی برهانند.
از جانب ديگر، هرسالی که می گذرد، بيش از سال قبل لجاجت بخرج می دهيم تا زمين های بيشتری را زير کشت کوکنار و بنگ ببريم!!
يعنی در برابرهمکاری های اقتصادی، تخنيکی و انکشافی جامعۀ جهانی، هموطنان ما هرسال محموله های عظیم سم مهلک ترياک را به کشور های شان سوغات نمي فرستند؟!!
آيا اين چنين است معنی تقدير و تشکر از جامعۀ جهانی؟!!
اين در حقيقت سوال بی پاسخی است که هرگز با وجود اينهمه مفاسد رايج اداری، رشوت خواری، اختلاس، بی کفايتی، کمکاری و بی تفاوتی در دستگاه های اداری دولتی، جواب قانع کننده و منطقی نمی توان ارائه داد!!
همانگونه که فوقاً نيز به عرض رسانديم، راه مبارزه در برابر پديدۀ ناميمون مواد تخدیری اينست که :
· در قدم اول بايستی مردم را راجع به اضرار و عواقب ناگوار مواد مخدر و نشئه آورها در روشنی و آگاهی لازم قرار دهيم،
- در قدم بعدی با همدستی و ياری مردم خود و با استمداد از جامعۀ جهانی، با قاطعيت تمام، کشت و زرع مواد مخدر را دروطن خويش ممنوع سازيم،
يعنی مبارزه و مجادلۀ خودرا در برابر مواد مخدر بُعد همگانی و بين المللی دهيم تا بتوانيم بر اين معضلۀ مخوف مافيائی فايق آئيم.
- آسيب ديدگان را نيز جمع آوری، معالجه، بازپروری و صحيح و سالم به آغوش جامعه بازگردانيم و ازاين قبيل اقدامات خيرخواهانۀ ديگر.
به اميد روزی که هيچ نهال حرام و بوتۀ پليدی در کشور اسلامی ما نرويد و رويانده نشود، تا کسی يا کسانی ازهمنوعان ما در جامعۀ بشری از آن متضرر نگردد.(۱)
E-mail:aq.fedawi@yahoo.com
Fedawi.blogfa.com
------------------------------------------------------------------------------------------------------------
(۱) - اين مقاله درسايت آريانانت ، مجله اعتصام و چند سايت ديگر نيز به دست نشرسپرده شده است