داستان تخیلی - جزیره مصنوعی ابن سینا’ بلخی ( 1 )
داستان تخيلي
جزيرۀ مصنوعي "ابن سيناء بلخي"
( قسمت اول)
به قلم عبدالقیوم فدوی
يادداشت:
خوانندگان گرانقدر!
درمقالۀ "احقاق حقوق كشورهاي محاط به خشكه" دررابطه با کشورهائي كه ازمرزهاي آبي و بحري محروم اند، از طريق کنوانسیون های جهانی حق داده شد تا اين كشورها، درآب های آزاد بین المللی برای خودشان جزائرمصنوعی بسازند، وازآن ها بهره برداری های اقتصادی و تجارتی نمایند، توضیح کافی ارائه داشتیم.
بابهره گیری ازهمین حق قانونی، ماهم برای کشورخود، به یاد فیلسوف بزرگ جهان اسلام، (ابن سیناء بلخی) جزیرۀ مصنوعی ای را درعالم ذهن و خیال، دردل اقیانوس هند، طراحي و تأسیس کردیم تا ذهنیتی باشد برای دولتمردان بخواب رفته ومسئولان رده بالای این سرزمين عقب نگهداشته شده.
البته تاریخ ساخت وسازآن را نيزازلحاظ زمانی چند سالی به سوی آِینده پیش بردیم وقراررا براین گذاشتیم که درشب اول سنبلۀ 1400 هجری شمسی، معادل 23 اگست سال 2021 ميلادي، به افتخار وميمنت زادروز پربرکت ابوعلی بن سیناء بلخی، ازطرف جمهوری اسلامی افغانستان، بااشتراک مهمانان خارجی و داخلی، اولین جزیرۀ مصنوعی متعلق به كشورما، افتتاح گردد و اولین پرواز ازجمع طیارات صف کشیده برای انتقال مهمانان از کابل به اقيانوس هند، آغازگردد و نقال داستان ما نیزجزء سرنشینان اولین طیاره بوده و ادامۀ راپوتاژگزارشش را از جزیرۀ ابن سیناء پس از ذكرمقدمه اي گزارش خواهد داد:
مـقــدمــه
بسیاری ازمردم ما شاید ازطریق رسانه ها اطلاع یافته باشند که بازار ساخت وساز جزائر مصنوعی در بستر بحیرۀ خلیج فارس، اخصاً درسواحل امارات متحدۀ عربی و سواحل جمهوری اسلامی ایران ازدهۀ 1380 بدینطرف بسیار گرم و داغ شد.
شیوخ حاکم برامارات متحدۀ عربي بیش از 325 جزیره مصنوعی را با هزینۀ 20 میلیارد دالر احداث وباشوروشوق فراوانی به دست بهره برداری سپردند.
اگرچه پروسه های جزیره سازی شان دراوائل با یک سلسله مشکلات وموانع تخنیکی مواجه گردید، اما به خاطر جاذبه های گرم تجارتی و توریستی که نصیب شان شده بود، هزینه های سنگینی راهمراه با تلاش های زیادی بکار گرفتند و سرانجام توانستند برمشکلات بوجود آمده، بخوبي فایق آیند.
جزائرمصنوعی النخیل
یکی ازجزائر مصنوعی کشورامارات، تحت عنوان "مجمع الجزائرالنخیل" در دسیمبر2006 رسماً افتتاح گردید.
درساختمان زیربنای این مجمع الجزائر، به حجم 1.65 بیلیون متر مکعب ریگ وخاک و 87 میلیون تن متریک سنگ و یک بیلیون تن صخره استفاده گردید.
درجزائرمصنوعی النخیل تمام امکانات تفریحی، رفاهی وتوریستی در نظر گرفته شده است.
وقتی ازفضا به طرف آن نگاه شود، همانگونه که درتصویرمشاهده می شود، شکل نخل خرما را نمایش می دهد.
امارات متحده عربی، اکمال پروژۀ النخیل را با قرار گرفتن بزرگترین بالون جهان در آسمان آن جزیره، جشن گرفت.
جزائرمصنوعی القصر
امیرنشین راس الخیمه نیزبا سرمایه گذاری شرکت سعودی "الوسام" مجمع الجزائری دیگری را تحت نام «القصر» با مساحت 500000 فوت مربع احداث نمود.
جزائرمصنوعی العالم
الشیخ محمد بن راشد آل مکتوم، حکمران دُبی هم طرح مجمع الجزایر مصنوعی دیگری را بنام "العالم" ریخت.
گفته می شود که مجمع الجزائرالعالم را از300 قطعه جزیرۀ مصنوعی به مساحت 54 کیلومترمربع به شكل نقشۀ جهان در نزدیكی مجمع الجزائر النخیل به پایۀ اکمال رساند که
دراواخرسال 2008 میلادی افتتاح و باموفقیت به بهره برداری سپرد.
گفته می شد که برای احداث آن بیش از25 میلیون تَن متریک سنگ وبیش از 200 میلیون متر مكعب ریگ وخاك استفاده گردید.
جزائرمصنوعی النجوم
امیرنشین شارجه هم مجمع الجزائرمصنوعی ای را بنام "النجوم" که متشکل از 10 قطعه جزیره بود، به مساحت 33 كیلومترمربع احداث نمود.
درآن زمان رسانه ها اعلام داشتند که قبل از احداث ، بیش از 55 فیصد پروژه های آن را پیش فروش کرده اند.
مجمع الجزائرنماد فروهر
جمهوری اسلامی ایران نیزاولین جزیرۀ مصنوعی اش را به نام "نماد فروهر" که باطرح سلسلۀ زردشتیان آن کشور صورت گرفت، به مساحت (15 ) کیلومتر مربع در سواحل شمال غربی خلیج فارس، درمحدودۀ استان بوشهر ساخت و مورد بهره برداری قرارداد.
اشــاره :
قسمی که درذیل مقالۀ « احقاق حقوق کشورهای محاط به خشکه » در شمارۀ اول مجلۀ "شبنم سحر" خدمت خوانندگان عزیزوعده سپرده بودیم، اولین قسمت داستان تخیلی "جزیرۀ مصنوعی ابن سیناء بلخی" را در اینجا به دست نشرمی سپاریم وامیدواریم ذهنیتی باشد برای دست اندرکاران و مسئولان مملکتی درراستای عملی ساختن این پروژۀ ارزشمند اقتصادی و تجارتی.
گفتنی است که با سپری شدن سال ها جنگ، خصومت، خشونت، دهشت، وحشت، درگیری، خونریزی و ویرانی در کشورما، سرانجام به فضل والطاف بی پایان خداوند یكتا(ج)،
· توبه های مردم دین باور ما سرانجام مقبول واقع گردید و رایحۀ مهرولطف الهی(ج) برسرزمین اسلامی ما وزیدن گرفت،
· فضای تنگ و اختناق آورزمان دریده شد،
· نبرد برسراجراء حق وعدالت با اهریمنان زمان ابعاد تازه ای به خود گرفت،
· ملت متدین افغانستان از دل حوادث بسیار ناگوار و از بطن دسایس شوم اغیار بدرآمد،
· سیاست های حقارت آمیز و فتنه انگیز برخی همسایگان نااهل هر بطورمعجزه آسائي پایان یافت،
· خودخواهان وزیاده طلبان نیز کم کم بخود آمده، نورهدایت الهی (ج) بردل های شان تابید و دیگراز خواسته ها و آرزوی های باطل خویش به کلی دست برداشتند،
· پروسه های ملت سازی ودولت سازی درکشور ما به پایۀ اکمال رسید و قانونمندی نیز به حد مطلوبی نهادینه گردید،
· دوران سیاه غم و اندوه مردم ما به كوری چشم دشمنان، به سوی امنیت، آرامش و شادكامی بسر رسید،
· مسئولین امورکشوری هم بطورجدی وباوردنکردنی ای متحول گردیده، اعتماد بنفس پیداکردند و از حالت سردرگمی، چند تابعیتی و بی تفاوتی درقبال سرنوشت وطن ومردم بدر آمدند و خدمت به کشور و هموطنان رنج کشیدۀ خود را سرلوحۀ کارشان قرار دادند!!
· تمام ارگان های ذیربط دولتی، باهمکاری های بیدریغ تاجران ملی و سرمایه گذاران وطنخواه در پروژۀ ساخت وساز"جزیرۀ مصنوعی ابن سیناء بلخی" سهم فعال گرفتند،
· دانشمندان ومحققان دلسوزهموطن و متخصصان کشورهای دوست، تحقیقات ومطالعات شان را روی بستراقیانوس هند متمرکزساخته، نقطۀ مناسبی را برای تأسیس یک جزیرۀ مصنوعی مشخص ساخته، باهمکاری های بیدریغ مهندسان کشورهای دوست وخیرخواه ، پایه ها واستحکامات آن را در زیربستراقیانوس، بااستفاده از یکنوع خاک حاوی "بنتونیت" که درنزدیکی معدن آهن حاجی گک ولایت بامیان یافت می شود، استوار واستحکام بخشیده، صخره های زیادی را چه اززیربستراقیانوس و چه ازخشکی جمع آوری وبطرز ماهرانه ای جزیرۀ ابن سیناء بلخی را با آرامش خیال و موفقیت تمام بناء نهادند.
قابل یادآوری است که مطابق کنوانسیون بین المللی سال 1982 منعقدۀ "مونته گوبی" ، مبنی برتاکید برحقوق کشورهای محاط به خشکه، در رابطه با بهره برداری از تحقیقات دریائی، صید حیوانات آبزی، بهره برداری های اقتصادی ، تحقیقات وبهره برداری از بسترابحارو زیربسترابحار وهمچنین ایجاد تأسیسات دریائی و... بود که درراستای انکشاف اقتصادی وتوسعۀ روابط تجارتی بادنیای خارج، اولین روئیای جزیره سازی افغانستان نیز به بارنشست.
"جزیرۀ ابن سیناء بلخی" دربحیرۀ عمان وحاشیۀ اقیانوس هند، در 120 کیلومتری جنوب خلیج گواتر، تأسیس وبدست بهره برداری سپرده شد.
پرواز به سوی جزیره
گویا که نیمه های شب اول سنبلۀ 1400 هجری شمسی است.
به مناسبت سالروز میلاد پربار پور فخرآفرین بلخ، (ابوعلی بن سیناء)، افغانستان، اولین جزیرۀ مصنوعی اش را که بنام آن بزرگمرد تاریخ این سرزمین مسما ساخته است.
قراراست كه درروز افتتاح رسمي جزيرۀ مصنوعي، از مقام شامخ و والای علمی آن فیلسوف بزرگ شرق و طبیب حاذق جهان اسلام نیزباشکوه وعظمت خاصي در سراسرکشور و بخصوص درروی عرشۀ جزیرۀ مصنوعی "ابن سیناء بلخی" تجلیل به عمل آورد.
بدینمنظور، تعداد كثیری از اراكین دولتی و شخصیت های ملی ، .......
اعم از زنان، مردان وهمچنین سفراء و دیپلومات های خارجی مقیم كابل، شخصیت های مهم علمی، تخصصی و فرهنگی، مسئولین احزاب سیاسی، تاجران ملی، صاحبان صنایع و كارخانه های تولیدی داخلی، ژورنالیست های داخلی و خارجی، دسته های اركستر، گروه های هنری، نمایندگان كمپنی های فیلم سازی و... در ترمینل میدان هوائی كابل اجتماع عظیمی را تشكیل داده بودند.
ساعت یک بجۀ بعداز نصف شب از طریق بلندگو اعلام گردید :
مهمانان گرامی ! درود و سلام برشما !
لطفاً اعضاء محترم كاروان شماره اول به سمت دروازۀ خروجی مشرف بر میدان هوائی، تشریف فرما شوند كه مع الخیروالعافیه عازم جزیره خواهند شد.
ماهم که جزء کاروان اول بودیم، اثاثیۀ خود را برداشتیم ودم دروازۀ خروجی ترمینل صف کشیدیم.
لحظاتی بعد، دروازه بازشد و ما بوسیلۀ یك سرویس عریض و طویل مودل جدید ساخت كارخانۀ جنگلك كابل به نزدیك یك طیارۀ نقره ای رنگ، دارای ظرفیت هشتاد نفرسرنشین كه گفته میشد نه تنها توان نشستن و برخاستن در خشكی، بلکه در سطح دریا را هم دارد، انتقال یافتیم وبا راهنمائی مؤظفین، روی چوکی های تعیین شدۀ خود نشستیم.
خانمی از پشت بلندگو دعای سفررا با لحن بسیار زیبا و گیرا، قرائت نمود و سپس از مهمانان تقاضا کرد تا کمربندهای شان را ببندند.
صدای شرَق شرَق بسته شدن کمربندها در فضای طیاره پیچید و یک تن از جوانان با صدای بلند فریاد زد :
نعرۀ تکبیر !
سرنشینان طیاره با یک صدا فریاد های الله اکبر سر دادند.
طیاره، درست ساعت یک ونیم بعد از نصف شب به حرکت درآمد و آهسته آهسته سرعت گرفت و سرانجام از روی باند میدان هوائی به پرواز درآمد.
میدان هوائی را به صورت نیم دائره چرخی زد و فضای شهر كابل را نیز پشت سرگذاشت و به استقامت جنوب، به سوی آسمان مرصع و جواهر نشان زیبا اوج گرفت.
همینكه به طرف سطح زمین نگاه کردم، چراغ های رنگارنگ شهرها، قریه ها و قصبات، درخم و پیچ کوهستان ها ووادی ها چشمان انسان را نوازش می دادند.
سلسله جبال بابا وفیروزكوه كه به امتداد رشته كوه های پامیر وهندوكش قرار گرفته و مجموعاً به منزلۀ اسكلیت بندی كاملی، كشور فخرآفرین افغانستان را استحكام و قوام بخشیده و ناشكن و شكست ناپذیر نگه داشته اند، در آن تاریكی شب در مقابل انوار ستارگان درخشان، وقار وعظمت عجیبی را ازخود منعکس ساخته بودند.
دقایقی بعد که طیاره اوج گرفت وحرکتش حالت افقی اختیارنمود، خدمه ها(استیوردها)ي متواضع، مهربان وخوش برخورد داخل طیاره به جنب وجوش افتادند و مهمانان رابا كیك های قیماقی، همراه با عسل، شیر، نوشیدنی های سرد وگرم ، به گرمی پذیرائی نمودند.
ما هم خوراکی ها ونوشیدنی ها را با لذت و اشتهای تمام صرف كردیم.
یكی از دوستان به نام سلیم كه در كنارم نشسته بود، دستش را روی شانه ام گذاشت و به طرف بیرون اشاره كرده گفت: مثلیکه به بحیرۀ عمان نزدیك شده ایم؟
وقتی به طرف بیرون نگاه کردم، چراغ های روشن و متحركی از دور نمایان بودند.
با خوشحالی گفتم : بلی، مثلیکه مع الخیر رسیدیم.
لحظاتی بعد كه طیارۀ حامل ما، درست روی بستر اقیانوس قرارگرفت.
كشتی های بزرگ باری، مسافربری و نفتكش ها، با نورافگن های بسیار قوی و روشن، به طور واضح معلوم می شدند كه چپ و راست در حال تردد و گشت و گذار بودند.
مقداری كه روی بستر دریا طی مسافت نمودیم، ازطریق بلند گوهای داخل طیاره اعلام گردید:
مهمانان نهایت گرامی!
باعرض سلام و آرزوی سفر خوش برای شما عزیزان، به اطلاع تان می رسد كه ما همین اكنون در نیم مایلی جزیرۀ "ابن سیناء بلخی" رسیده ایم و در ارتفاع بیست هزار پائی سطح بحر قرار داریم.
هوای جزیره فعلاً 27 درجۀ سانتیگرید راپور داده شده است.
مهمانان بسیارگرامی و محترم!
ازباب احتیاط ، لطفاً واسکت ها (جلیقه ها)ئي را كه در كیسه های پشت سر سیت ها در دسترس شما قرار دارند، بپوشید و كمربند های تان را نیز ببندید كه زمان فرود آمدن طیاره برروی عرشۀ جزیرۀ "ابن سیناء بلخی" نزدیك است.
ماهم جلیقه های نجات را پوشیدیم و دكمه هایش را محكم کرده ، كمربند ها را نیز بستیم.
سرانجام طیارۀ حامل ما بر روی باندی كه باتعبیۀ گراره های مخصوصی كه چرخش طایرهای طیاره را درهنگام نشستن كاهش داده، سرعت حركتش را به حد اقل می رساندند و در ضلع جنوبی جزیره، به شكل شناور در روی آب ساخته شده بود، فرود آمد و سپس روی پاركینك خط كشی شدۀ شماره(1) توقف نمود.
ما كمربند ها را باز وجلیقه ها را نیز از تن خود بیرون ساختیم و وسائل خویش را به قصد فرود آمدن برداشتیم و در راهرو طیاره پشت سر هم به صف انتظار ایستادیم.
بالآخره ، اززینه های طیاره پائین شدیم و با مناظرزیبائی که درجزیره خودنمائی می کردند، مواجه گشتیم.
جــزیــره
همینكه ما از طیاره فرود آمدیم، مسئولین و قطعۀ تشریفات جزیره از ما به گرمی استقبال كردند و خوش آمد گفتند و مقدم ما را گلباران نمودند.
پس از مصافحه و احوالپرسی بامسئولین جزیره، بر واگون های زیبای ساخت كارخانجات داخلی افغانستان كه با دیزاین بسیار زیبا، تجهیزات مكمل و ایركندیشن های گازی، كه هوای سرد ومطبوعی به تن انسان می دمیدند، سوار شدیم و راه افتادیم.
درمسیر راه، از داخل واگون چشمم به چند مجتمع ساختمانی بزرگ 6 – 7 طبقه ای كه با نورافگن های قوی و رنگارنگ روشن بودند، افتاد.
ابتداء تعجب كردم كه تاسیس چنین ساختمان های سنگینی درعمق اقیانوس، شاید هزینۀ بسیاربالائی را در برگرفته باشد.
اما وقتی نزدیك رسیدیم، متوجه شدم، چند فروند كشتی بزرگ مسافربری، در كنارۀ ضلع شمالی جزیرۀ ابن سیناء بلخی پهلو گرفته اند.
خلاصه، واگون های حامل ما، پیش روی یکی از كشتی ها متوقف گردید و ما هم پیاده شدیم.
میزبانان ما، ما را به داخل سالون طبقۀ هم كف كشتی كه به صفت هوتل از آن ها استفاده می شد، راهنمائی كردند.
جوان باوقار و خوش قیافه ای که ظاهرش اورا از اهل كابل معرفی می کرد، با چهرۀ متبسم وبشاشی، یك یك قطعه كارتی را كه قبلاً اسامی و عكس های مهمانان و شماره های اتاق و تیلفون روی آنها به صورت كمپیوتری چاپ شده بود، در اختیار ما قرار داد.
كارتی را كه به من سپرد، روی آن اتاق شماره 66 و تیلفون داخلی 66 و سنترال 12 قید شده بود و در طبقۀ هم كف كشتی قرار داشت.
من هم با راهنمائی یك گارسون، به اتاقم رفتم .
وقتی وارد شدم دیدم اتاق كوچكی با مساحت 3×3 متر، اما با دیکوریشن بسیار زیبا آماده شده بود.
دریك سمت آن یك چپركت خواب که به شکل اسپرینگی روی دیوارچسبیده بود به نظرمی خورد.
درسمت دیگریك میزبیضوی چوبی ساخت کارخانۀ حجاری ونجاری کابل ، دو چوكی و دوموبل دونفری، سه گلدان از گل های زیبا وتازه، با سلیقۀ تحسین برانگیزی جلب نظر می کردند.
درسمت مقابل آن یك تلویزیون رنگی 28 اینچ، یك پایه فکس، یک پایه رادیوی ترانزیستوری و یك ویدیو سی دی و یک پایه کمپیوتردیده می شدند.
در كنار آن یك یخچال نیز گذاشته شده بود.
وقتی دروازۀ یخچال را باز كردم، دیدم به به، انواع نوشابه ها، آب میوه ها ، ومیوه های تازه و خشكبار از قبیل سیب ، ناک ، زردآلو، انگور، پسته های شور و بی نمك، بادام های بریان شده، جلغوزه، كشمش، نخودهای بریان شده، بادام زمینی، كیك قیماقی، كلوچه، بیسكویت و انواع نوشیدنی های گازی و آب معدنی در داخل آن جلب توجه می كردند، هركدام با لب های پرخنده، انسان را به خوردن و نوشیدن دعوت می نمودند.
من هم وسائلم را جابجا ساختم و فوراً یك نوشیدنی سرد ازیخچال برداشتم و با عطش فراوان سر كشیدم.
دربدنۀ جنوبی اتاق، دروازه ای به چشم می خورد، وقتی دستگیرۀ آن را چرخاندم، دیدم حمام کوچکی است با دو سه نوع شامپو و صابون و چند قطعه رویپاك و جان پاك.
درقسمت بالای دروازۀ ورودی اتاق، پنجره ای تعبیه شده بود كه هوای سرد و مطبوعی از آن به داخل اتاق می وزید.
دراین هنگام صدای اذان صبح به گوشم رسید.
ازكلكین اتاق وقتی به بیرون نگاه كردم، منارۀ زیبا و منورمسجدی به چشمم می خورد كه جزیرۀ ابن سیناء بلخی را در آن تاریكی شب، صفا ومعنویت خاصی بخشیده بود.
من هم فوراً وضو گرفتم و با عجله ازهوتل خارج گشته به مسجد رفتم و پس از ادای نماز صبح درجماعت، دوباره به اتاقم برگشتم. (۱)
(ادامه دارد)
E-mail:aq.fedawi@yahoo,com
--------------------------------------------------------------------
(۱) - این بخش داستان درمجله دوم شبنم سحر به نشر رسیده است