بسمه تعالی

 

اقتدارگرائی،

 

لجام گسيخته ترين خصيصۀ بشر!!

 

( عبدالقیوم فدوی)

  اگرما پیامبران الهی(ص)، اولیاء الله علیهم السلام  وصالحان جامعۀ بشری را استثناء قرارداده، اعمال وکردارحاکمان روزگاررا دردرازنای تاریخ زیر ذره بین ومطالعه قراردهیم، میلان به اقتدارگرائی، ازجمله غرایز بسیار بسیار پیچیده و جدائی ناپذیر خصوصیات بشر بوده است!!

   از رویدادها، حوادث، عملکردها و تجارب بوقوع پیوسته درطول زندگی بشر، تکراراً و عملاً به اثبات رسیده است که اقتدارگرائی ، ( البته با شدت و ضعف هائی) کاملاً درفطرت بشرنهفته است.

   اگراين خصلت ناپسند به خوبي مهارنشود، انسان را به بيراهه ها وسرانجام به سقوط كشانده،‌ سرنوشت دردآلودي را براي دارندگان اين خصلت به بار خواهد آورد.

   با این برداشت، اگربرعملکردهای دولت ها وحکومت ها دربسترتاریخ چشم انداز کوتاهی بیندازیم، با حوادث بسیارتلخ، وحشتناک، دلخراش و جانسوزی برمي خوريم که همواره با ستم ها، حق کشی ها، خیانت ها، جنایت ها ، خون ریزی ها توأم  بوده اند!!  

   حاکمانی که درهرمقطعی ازمقاطع تاریخ زندگی بشر روی کار آمده اند، همواره برادامۀ حاکمیت و پاسداری از منافع اقتدارخویش پای فشرده اند و دراین راه ازهیچ ترفند، دسیسه و اعمال ناشایستی هم دریغ نداشته اند!!

   دولت ها وحکومت ها، هر فورم، سبک و عنوانی که داشته اند، همینکه به ختم میعاد حاکمیت خویش نزدیک شده اند، به هروسیلۀ ممکنی که به دوام اقتدارآنان ولو برای یک روز يا حتي نصف روز هم انجامیده، بازهم به آن توسل جسته اند!!

   وقتی برداشت های دانشمندان وصاحب نظران را بادقت مرور می کنیم، می بینيم که برداشت های آنان، راجع به دولت ها وحکومت ها، باوجودیکه همسان نیست، اما روابط دولت ها با ملت ها را چندان حسنه و خوش آیند توصیف نکرده، نهادهای دولتی را پاسدار منافع دستگاه حاکمه وقشارخاص نخبگان وسرمایه داران قلمداد می نمایند.

   درسایت انترنتی آقای "هادی زمانی" ، تحت عنوان « نظریه های دولت» برداشت های دانشمندان و نظریه پردازان جهان غرب را چنین می توان خلاصه كرد:   

·       به گفتۀ پارتو، تاریخ درواقع داستان دست بدست شدن قدرت ازنخبگان قدیم به نخبگان جدید است.

·       به اعتقاد موسکا، هرگروه حاکم دارای یک فورمول سیاسی است که توسط آن به قدرت سیاسی خود مشروعیت می دهد و آنرا بر تودۀ مردم می قبولاند.

·       به این ترتیب قدرت دردرون گروه نخبگان می چرخد.

·       از دید مکتب نخبه سالاری، نهاد دولت یک میانجی بی طرف ومستقل بین گروه هاي اجتماعی نیست که وظیفۀ آن تأمین منافع ملی و پشتیبانی از منافع کلیه گروه ها وایجاد تعادل بین آن ها باشد.

     بلکه نهاد دولت دردست گروه نخبگان حاکم است که از سیاستمداران، امیران ارتش

     و صاحبان سرمایه تشکیل می شود و هدف آنها تامین بیشتربن منافع برای خود است.

·       به اعتقاد سکوپول، نهاد دولت درواقع یک سیستم قهريه سازمان یافته است که دارای ساختار مستقل و خاص خود می باشد.

·       نخبگان که کنترول این نهاد را به عهده دارند از استقلال نسبی برخورداراند، لذا می توانند به دور از رقابت های کوتاه مدت، منافع بلند مدت طبقات اقشار حاکم را تامین نمایند .

·       پولپیت نیز معتقد است که گروه نخبگان سیاسی، که ازرؤسای احزاب، کارمندان ارشد ومشاوران دولت تشکیل می شوند، دارای منافع خاص خود می باشند و به شرط استفادۀ درست از نهاد دولت و کاربرد سیاست های مناسب، درموقعیتی می باشند که می توانند به خواسته های خود جامۀ عمل بپوشانند.

   همچنین آقای زمانی، پیرامون نظریات مارکسیست ها نیز مطالبی را درسایتش درج کرده است که فرازهائی از چند مورد آن را دررابطه با نهاد دولت دراینجا منعکس می سازیم:

·       اکثرنظریه پردازان مارکسیست نسبت به نهاد دولت دارای برداشت ابزاری می باشند. به این معنی که نهاد دولت را ابزاری دردست طبقۀ حاکم برای تضمین ادامۀ حیات ، ثبات و بازتولید ساختارطبقاتی حاکم می دانند.

·       دراین چارچوب، نظریه پردازان مارکسیست به مطالعۀ ساختار قدرت، شناخت مناسبات اقتصادی واجتماعی درون شبکۀ قدرت، برای روابط اجتماعی بین صاحبان قدرت اقتصادی و صاحبان قدرت سیاسی و مطالعۀ روند اجتماعی که توسط آن ایدئولوژی نخبگان طبقۀ حاکم به ایدئولوژی مسلط جامعه، به ویژه ایدئولوژی نهاد دولت تبدیل می شود می پردازند.

·       درآثاراولیۀ مارکس دولت سرمایه داری عمدتاً یک ابزاراعمال قهرطبقاتی است که توسط آن، طبقۀ سرمایه دار بازتولید مناسبات سرمایه داری و حاکمیت اقتصادی و سیاسی خودرا تضمین می کند.

·       مارکس هم (می نویسد:) نهاد دولت از آنجا که پشتیبان نظام مالکیت خصوصی می باشد، اساساً نمی تواند حامی منافع کلیه شهروندان باشد.

·       میلیند تاکید (می کند ) براینکه دولت ابزاری دردست طبقۀ حاکم است،   

·       از دید بلوک، دولت سرمایه داری پاسدار و متولی منافع عمومی و بلندمدت طبقۀ سرمایه دار است.  

     وی تاکید می کند که مدیران دولت منافع بلندمدت نظام سرمایه داری را بهتر از      اعضای عادی طبقۀ سرمایه دار درک (وپاسداری) می کنند.

   به هرحال، نظام های حاکم موجود درکشورهای شرقی و مخصوصاً ممالک اسلامی یا به شکل سلطنتی یا جمهوری عنوان دیموکراسی را یدک می کشند نیز درنهایت پاسدارمنافع نهاد دولت وطبقۀ حاکمه ونخبگان هستند و روابط شان با ملت ها صرف به شکل ابزاری تنظیم یافته و فقط مشروعیت خودشان را با برگزارکردن انتخاباتی که صدها نوع تقلب درآن ها بکارگرفته می شود، از رأی مردم می گیرند و آنگاه وقتی برخرمراد سوارشدند، دیگرمردم و خواسته هاي برحق توده ها را تا انتخابات دوردیگر به باد فراموشی می سپارند!!

   این ها چیزهائی هستند که ما دردورۀ انتخابات قبلی ریاست جمهوری و شورای ملی و شوراي ولایتی بوضوح شاهد بودیم.

   دراین دورۀ اخيرانتخابات رياست جمهوري هم نمونه های بارزی ازتقلبکاری ها، دست اندازی ها، رسوائی ها و آبروبری های افراد ذیدخل و طبقۀ حاکم را درجریان دیدیم که چگونه به سويۀ بين المللي رسوائي راه انداختند و به نفع یک کاندید مشخص کارت های سفید و برگه های رای دهی قبلاً خانه پری شده را ریختند وچه افتضاحی را به بارآوردند!!

   اينك كه درآستانۀ انتخابات دور دوم شوراي ملي قرارگرفته ايم،‌ مي بينيم كه چهره هاي شناخته شدۀ قبلي و چهره هاي ناشناختۀ جديد ديگري نيز وارد ميدان رقابت انتخاباتي گرديده اند و دروديوارهاي شهرها و بازارهارا با عكس ها و شعارهاي رنگارنگ خويش پوشش داده اند.

   به هرحال،‌ امروز كه ما در برابر بزرگترين آزمون تاريخي انتخاباتي پارلماني خود قرارگرفته ايم، آيا روحيۀ منفي اقتدارگرائي، گرايشات قومي،‌ نژادي،‌ زباني،‌ لساني، منطقوي ومذهبي براي ما  اجازه خواهد داد تا درانتخاب شخصيت هاي نخبه  وشايسته،‌ بدون تعصب راي خود را استعمال نمائيم يانه؟

   ازاينرو،‌ برمااست تا درانتخاب خويش دقيق باشيم و مطلفيت داريم تا صالحترين،‌ شايسته ترين،‌ امين ترين، باايمان ترين و صادق ترين شخصيت ها‌را ولو ازهرقوم،‌ قبيله،‌ نژاد، زبان ومذهبي كه باشند،‌ شناسائي، انتخاب و به پارلمان بفرستيم .

   اين درصورتي ممكن خواهد شد كه ما خودرا ازهرقيد وبند گرايشات منفي آزاد سازيم.

     درآخراين مطلب، ضمن حفظ حرمت همگان ،‌ اجازه دهيد شعري را ازشاعرنكته سنجي دراينجا نقل كنيم و اميدواريم انشآء الله به كسي برنخورد:      

E-mail:aq.fedawi@yahoo.com

www.fedawi.blogfa.com