ابن سینا’ بلخی
بسمه تعالی
شيخ الرئيس، ابوعلي بن سيناء بلخي
(عبدالقيوم فدوي)
بانوان جامعۀ بشری هم درسیرتاریخ زندگی شان شخصیت های بزرگ، نوابغ، نوادر، مبتكرین، مخترعین، محققین، دانشمندان، علماء ، روحانیون، مفاخر، صاحب نظران وخدمتگزاران زیادی را درمقاطع مختلف درظل عنایات خداوندی (ج) و انوار هدایات پیامبران عظیم الشأن علیهم السلام درآغوش خویش پرورده و برای خدمت به انسان ها تقدیم كرده اند.
ابن سیناء بلخی نماد سمبول و نمونۀ یکی ازجمله نوابغ و نوادری است كه با روح متحرك وتحقیقگرحقایق زندگی، در طول حیات پربارش لمحه ای آرام و قرار نداشته و از دانش اندوزی و نورافشانی باز نایستاده است.
ابن سیناء بلخی، یكی ازجمله شخصیت های بزرگ وارزشمندی است كه درطول عمرشریفش با نورعلم، دانش، عرفان و خلاقیت هائی كه انجام می داد، خدمات كم نظیری را برای جامعۀ بشری، نه تنها جامعۀ دوران خودش، بلكه برای نسل های آیندۀ انسان ها در طول تاریخ، سخاوتمندانه ارائه داشته است.
اگرخوب فكركنیم وسیرزندگی پربار این دانشمند پرافتخار را ارزیابی نمائیم، براستی باید اعتراف كنیم كه ابن سیناء شناسی چندان كارساده وآسانی هم نیست.
چون ابن سیناء بزرگ، كسی نیست كه ما بتوانیم با یكی دوتا مقاله یا پنج – ده تا سخنرانی او را بشناسیم یا به دیگران بتوانیم بشناسانیم.
- ابن سیناء یك فرد یا یك شخص نیست،
- ابن سیناء یك نفرعادی نیست
- بلكه یك بحریا اقیانوس عظیم و بیكرانی است كه بسیاری از دانشمندان جهان دربرابرعظمت علمی و تراوشات فكری اش قطره ای بیش به حساب نمی آیند.
از همین رو، به جرأت می توان گفت كه ابن سیناء خودش به تنهائی یك تاریخ است و یك شخصیت تاریخ ساز و تحول آفرین.
- ابن سیناء كسی است كه هیچ نابغه و دانشمندی نمی تواند دربرابرعظمت علمی او سرتعظیم فرود نیاورد.
- او شخصیتی است كه درعرصه های علم ، اندیشه و طب یكه تاز میدان در تاریخ است.
اما به هرحال، ابن سیناء را ولو به صورت مختصر باید شناخت.
اسم شریفش "حسین" ،
- اسم پدرش"عبدالله " كه ازجملۀ دانشمندان نامدار بلخ به حساب می آمد.
- اسم جدش علی سیناء، كه وی نیز دربلخ صاحب عزت وشهرت بود.
- عبدالله فرزند علی سیناء اززادگاهش بلخ كه روزی مركز خراسان قدیم بود، رخت سفر می بندد و به سمت بخارا می رود.
درحال مهاجرت درمسیرراهش به بخارا، در قریۀ سرسبزی بنام افشنه بارسفربرزمین می نهد و مسكن می گزیند و به زراعت و باغداری مشغول می شود.
پس از مدتی، بادخترشكیله، جمیله و فهیمۀ یكی از اهالی منطقه به نام ستاره ازدواج می نماید.
اولین ثمرۀ پربار ازدواج عبدالله بن علی سیناء بلخی و ستارۀ بخارائی، كودك زیبا، باحسن و جمالی است كه در ماه صفر370 هجری قمری درقریۀ افشنه از توابع منطقۀ خرمیشن (منطقه ای واقع درحد فاصل بین بلخ و بخارا) یعنی زادگاه مادرش، دیده بجهان می گشاید.
عبدالله بن علی سیناء بلخی، با مشورۀ همسرمحبوب وخردمندش ستاره كه زن بسیارمتدین وپاك بود، اسم نوزاد زیبای شان را همنام نواسۀ بزرگوارحضرت پیامبرگرامی اسلام صلی الله علیه آله وسلم (حسین – ع) می گذارند.
سایت های مختلف انترنتی از قول ابوعبید جوزجانی به نقل ازشیخ الرئیس ابن سینا می نویسند:
· « من در ماه صفر سال ۳۷۰ هجری قمری، ( مطابق 980 میلادی) از مادر زاده شدم،
· نام مرا حسین گذاشتند.
· چندی بعد پدرم به بخارا نقل مکان کرد.
· درآنجا بود که مرا به آموزگاران سپرد تا قرآن و ادب بیاموزم.
· دهمین سال عمر خود را به پایان میبردم که در قرآن و ادب تبحر پیدا کردم، آنچنانکه آموزگارانم از دانستههای من احساس شگفتی مینمودند.
· عبدالله ناتلی به من منطق و هندسه آموخت و چون مرا در دانش اندوزی بسیار توانا دید، به پدرم سفارش کرد که مبادا مرا جز به کسب علم به کاری دیگر وادار سازد و به من نیز تاکید کرد جز دانش آموزی شغل دیگر برنگزینم.
· من اندیشه خود را بدانچه ناتلی میگفت میگماشتم و در ذهنم به بررسی آن میپرداختم و آن را روشنتر و بهتر از آنچه استادم بود فرامیگرفتم تا اینکه منطق را نزد او به پایان رسانیدم و در این فن بر استاد خود برتری یافتم.
· چون ناتلی از بخارا رفت من به تحقیق و مطالعه در علم الهی و طبیعیات پرداختم.
· اندکی بعد رغبتی در فراگرفتن علم طب در من پدیدار گشت.
آنچه را پزشکان قدیم نوشته بودند همه را به دقت خواندم.
· چون علم طب از علوم مشکل به شمار نمیرفت در کوتاهترین زمان در این رشته موفقیتهای بزرگی بدست آوردم تا آنجا که دانشمندان بزرگ علم طب به من روی آوردند و در نزد من به تحصیل اشتغال ورزیدند.
· من بیماران را درمان میکردم و درهمان حال ازعلوم دیگر نیزغافل نبودم.
· منطق و فلسفه را دوباره به مطالعه گرفتم و به فلسفه بیشتر پرداختم و یک سال و نیم در این کار وقت صرف کردم. در این مدت کمتر شبی سپری شد که به بیداری نگذرانده باشم و کمتر روزی گذشت که جز به مطالعه به کار دیگری دست زده باشم.»
به هرحال،
- ابن سیناء، شخصیت مؤمن، متدین، مسلمان، آگاه و عارف بود.
آورده اند كه ابن سیناء ، ازآوان كودكی باتقوی و پاك طینت بود و هر گاه مسئله ای براو مشكـــل می افتاد به مسجد جامـع می رفت و به تضرع از خــــدا(ج) می خواست تا آن مشكل گشوده شود، از درگاه باریتعالی نیز هیچگاهی ناامید برنمی گشت و زنــدگی اش لبریزاز جوشش، كوشش، فعالیت، خلاقیت و نوآوری بود.
- به علوم دینی و احكام شرع مقدس اسلام دسترسی و وقوف كافی داشت.
- ابن سیناء، باضریب هوشی بالا و نبوغ كم نظیرو قابل تحسینی كه داشت، قرآن كریم را با معانی و مفاهیم آن در 10 سالگی به حافظه سپرد.
- درفلسفه و منطق مسلط و صاحب نظرو دانشمند زمانش بود.
- چهره درخشانی درعرصه های علم، دانش، پژوهش، هنر، ادبیات، سیاست، فلسفه، منطق، ریاضی ، هندسه ، نجوم ، طبابت و حكمت بود.
- "عبدالله ناتلی" که از رجال مشهور قرن چهارم هجری قمری به شمار می آمد، بنا به خواهش عبدالله، فرزندش ابن سیناء را تحت آموزش های علمی قرارداد.
ابن سیناء بلخی، به بسیارسرعت سنگرهای مهم وپرخم وپیچ علم ودانش را فتح و تسخیرمی كرد و همانگونه كه خودش نیز نوشته است، سرعت فراگیری اش بسیار بالا بوده است .
آسمان سوراخ سوراخ !!
داستانی را ازابن سینا نقل می كنند كه روزی عده ای ازدوستان كنجكاوش دور ابن سیناء را گرفته ار وی می پرسند: تو كه تا این حد از هوش و ذكاوت بالا برخوردارهستی، آیا لحظه ای را كه ازمادر متولد شدی هم به یاد داری؟
ابوعلی بن سیناء كمی فكر می كند و چنین جواب می دهد:
فقط همینقدر به یادم مانده است كه وقتی دیده به جهان گشودم ، آسمان را سوراخ سوراخ مشاهده كردم.
آنگاه دوستانش این حكایت را به نزد مادرش نقل كرده، موضوع آسمان سوراخ سوراخ را از او می پرسند.
بانو ستاره مادر ابن سینا، كمی فكر می كند و بعد تبسم كنان می گوید، او كاملاً درست گفته است.
زمانیكه تازه تولدشد، برای جلوگیری از آزارمگس و حشرات موزی، دایه ای كه درامر تولد فرزندم به من همكاری می كرد، ازجایش برخاست و غربالی را روی بدنش گذاشت.
داستان جالب معالجه با گاوسواری
داستان دیگری را نقل می كنند كه روزی بیماری را كه ازدرد بخود می پیچد و فریادش به آسمان بلند است، روی زنبیل به نزد ابن سیناء نوجوان كه از دوازده سال بیشتر ندارد می آورند.
ابن سیناء ، پس از معاینۀ بیماركمی فكر می كندو آنگاه به اطرافیانش دستور می دهد تا یك گاوی را نمك بخورانند و برای یك شبانه روزاورا تشنه نگاه كنند.
دستورابن سینا اجراء می شود و روز بعد گاو تشنه را همراه بیمار به نزد ابن سیناء حكیم می آورند.
ابن سیناء، بیمار را روی گاو سوارنموده، پاهای بیمار را بادستارش درزیرشكم گاو محكم می بندد.
آنگاه دو سطل بزرگ را ازآب پركرده پیش روی گاو تشنه می گذارد.
گاو، باعطش فراوانی آب سطل ها را تا آخر می نوشد و خالیگاه شكمش پرشده، فریاد كوتاهی از گلوی بیمار گاوسوار بلند می شود و به دنبال آن ساكت گشته و لبانش به خنده باز می گردد.
اطرافیانش ازاو می پرسند: چه حادثه ای رخ داد؟
بیمارجواب می دهد كه دراولین مرحله درد شدیدی احساس كردم ، اما بعداً دردم ساكت گردید.
ابن سیناء دستور می دهد كه پاهایش را از زیر شكم گاو بازكنید، دیگر مریض شماً بهبود یافته است.
همه متعجب مانده می پرسند : یاحكیم !
این گاوتشنه چه حكمتی داشت كه دردش ساكت گردید؟
ابن سیناء توضیح می دهد كه سرفوقانی استخوان ران این بیمارازحفرۀ لگن خاصره (دیگـــك)اش خارج شده بود، وقتی شكم خالی گاو پرگردید، پاهای مریض شما كش شد و سراستخوان رانش دوباره به داخل حفره خود قرارگرفت.
داستان عجیب معاینۀ نبض
می گویند كه ابن سیناء بلخی، انواع بیماری های آشكار وپنهان اشخاص را ازطریق معاینۀ نبض شان با ظرافت خاصی، مثل معاینات تلویزیونی والتراسوند امروزی، دقیقاً مشخص می ساخت و مورد معالجه و درمان قرار می داد كه درتشخیص امراض ازطریق مشاهدۀ نبض مهارت منحصر بفردی داشت.
البته قابل یادآوری است كه ابن سیناء نبض مردان را باانگشت سبابه ومیانه اش می گرفت، اما نبض خانم ها را لمس نمی كرد وقطعه نخی را بدور بند دست شان حلقه می كرد و با تكان دادن نخ به بیماری های آشكارو پنهان شان پی می برد.
روزی درمعاینه خانه اش نشسته بود و تعدادی از بیماران زن و مرد به دوطرفش به نوبت نشته بودند.
نوبت معاینه به خانم محجبه ای می رسد و ابن سیناء سرحلقه شدۀ نخی را به طرف خانم انداخته می گوید سراین نخ را روی نبض بند دستت حلقه كن.
خانم بیمار سرنخ را به زیر چادرش برده می گوید : بسته كردم.
ابن سیناء نخ را به حركت درمی آورد و چند بار كه تكان می دهد، كنجكاوانه تعجب كرده می پرسد: همشیره!
حركات نبض تو كه به حركات نبض یك حیوان بیشتر شبیه است تا به حركات نبض یك انسان .
راست بگو كه قضیه از چه قراراست؟
خانم محجبه چادرش را بالازده، گربه ای را كه سرنخ بدبند پایش بسته شده بود، را از زیرچادرش بیرون می كند و جلوچشم همه می اندازد.
ابن سیناء می پرسد: از این نمایش چه منظور داشتی؟
خانم می گوید: فقط من به معاینۀ نبض ازطریق نخ شك داشتم و خواستم امتحان كنم كه آیا براستی معاینۀ با یك قطعه نخ ممكن است یا نه مردم را با این كار فریب می دهی؟
حالا فهمیدم كه حاذق ترین طبیب جهان هستی و ازاینكه این كاررا كردم از شما معذرت می خواهم .
· همانطوركه قبلاً نیز اشاره شد، ابن سیناء بلخی:
o دركودكی ادبیات فارسی دری، صرف و نحو عربی، اصو ل دین و معا نی را آموخت.
o درچهارده سالگى درعلم براستاد خودش ابوعبدالله ناتلى چنان سبقت گرفت كه حتی مشكلات و پیچیدگی های علم منطق را نیز برروی استادش می گشود.
o درهجده سالگی، همانگونه كه خودش نوشته است، همه علوم متداول زمان را فرا گرفت.
o در بیست و یک سالگی دست به تالیف و تصنیف تراوشات فكری و كتاب هایش زد.
o در بیست و دو سالگی پدرش را دربخارا ازدست داد و به شغل طبابت و تدریس علوم مشغول گشت.
سایت علمی دانشجویان ایران ازقول ابوعبیدجوزجانی ، شاگرد وفادارابن سینا می نویسد:
« در آن ایامی که با طب سر و کار داشتم، شانزده سالم بود.
این را نیز باید یادآوری کنم که پدرم عبدالله و برادرم، که از من بزرگتر بود، گرویدۀ (فرقۀ) باطنی بودند.
اکثر اوقات بر سرمباحث نفس و عقل، که از فرقه اسماعیلیه تلقین گرفته بودند، به بحث و جدل می پرداختـند.
من هم گوش می دادم، اما مرام و جدل آنان را نمی پسندیدم و وقتی که مرا دعوت به گرویدن به فرقه خود نمودند ابا ورزیدم»
آورده اند كه بوعلی در 22 سالگی پدر را از دست داد و چون كار سامانیان با حملة محمود غزنوی رو به افول گذاشت آنجا را ترك كرد و به گرگانج نزد خوارزم شاه شتافت و در آنجا با دانشمندانی همچون ابوریحان بیرونی ، ابوسهل مسیحی و ابونصر عراقی معاشرت كرد و پس از آن به خراسان رفت و بعد در گرگان ابوعبید جوزجانی به شاگردی و ملازمت او درآمد .
مدتی در ری و قزوین به طبابت و تدریس گذراند و سپس در همدان پس از معالجة شمس الدوله، وزارت او را برعهده گرفت. پس از مرگ او مدتی زندانی بود و پس از گریختن و مدتی زندگی پنهانی در اصفهان نزد علاءالوله رفت.
ابتكاری شگفت انگیز
ابتكاری را كه ابن سیناء بلخی درسن 22 سالگی اش دراواخرقرن چهارم هجری قمری انجام داد، دانشمندان رشتۀ طبابت قرن بیست ویكم میلادی، (جزدانشمندان رشتۀ طب سوزنی و مشخصاً دانشمندان گردآمده در كمپنی بین المللی تیانشی چین كه وسائل و ادواتی را بربنیاد مقناطیس درمانی ابتكاركرده وصعب العلاج ترین امراض مدرن امروزی را تحت معالجه و مداوا قرارمی دهند ونتایج ارزشمندی بدست آورده اند) هنوز به طور كامل به عمق تداوی مقناطیسی پی نبرده اند.
ازمجموع وسائل برقی و شعاع درمانی ای كه بر بنیاد یافته های دانشمندان جهان غرب ساخته شده و برای معاینات تشخیص بیماری ها مورد استفاده قرارمی گیرد، فقط یك دستگاه مقناطیسی درچند سال اخیرساخته شده است كه به نام "MRI" یاد می شود.
اما شیخ الرئیس ابو علی بن سیناء بلخی، یازده قرن پیش ازامروز توانست ازبرق باولتاژ پائین بیمارش را مورد معالجه قراردهد:
داستان از این قرار است كه پادشاه بخارا، نوح بن منصورسامانی به بیماری صعب العلاج و ناشناخته ای مبتلاء می گردد و طبیبان دربار، از معالجۀ او حیران وعاجز می مانند.
ابن سیناء بلخی را برای مداوای بیماری اش می طلبد.
بازهم سایت علمی دانشجویان ایران نقل می كند:
« گویند بیماری امیر نوح سامانی چنان بود که جملگی عضلاتش چنان سخت و سفت شده بود که توان حرکت را به کلی از او سلب کرده و یارای هیچ حرکتی نداشت.
طبیبانی که به بالینش رفتند ازعلاج او درمانده و سپر انداختند.
ابن سیناء جوان بعد ازمعاینۀ دقیق، دستور داد که حوض حیاط امیر را مملو از ماهی رعاده ( لرز ماهی یا ماهی برقی) کنند.ا
امیر را لخت کرده و در قفس چوبین قرار داد و در وسط حوض جا داد.
دراثرنیروی الکتریسیته ای که از ماهی رعاده تولید می شد و با جسم امیر تماس می گرفت، امیر به کلی از بیماری سفتی عضلات نجات یافت.
ناگفته نماند که درهرماهی رعاده، قدرت تولید الکتریسیته به سی ولت می رسد.
از این رو پیداست که ابوعلی بن سینا یک هزار سال قبل از پیدایش روش معالجه با برق( باولتاژپائین مقناطیسی) و حتی قبل از اختراع برق به تأثیر آن پی برده است.
امیر نوح سامانی در مقابل این معالجه شگف انگیز، می خواست پاداش شایانی به ابن سینای جوان بدهد.
در جواب امیر که گفت: « ابو علی هر چه بخواهی می دهم».
ابن سینا گفت: « تنها پاداش من این باشد که اجازه بفرمایی درمطالعه کتاب های کتابخانه امیر آزاد باشم»..
شاه بخاراهم درخواستش را می پذیرد و سرانجام ابن سیناء با دستیابی به آن گنجینۀ بزرگ ومنحصر به فرد آن روزگارآسیای میانه، بهره ها می برد و مطالعاتش را به صورت شبانه روزی دررشته های مختلف فلسفه، حكمت، طب، منطق، ریاضیات ، موسیقی وغیره به پایۀ اكمال می رساند.(۱)
E-mail:aq.fedawi@yahoo.com
----------------------------------------------------------------
(۱) - این مطلب درمجله شبنم سحر نیز به نشررسیده است