افغانستان و لزوم مبارزه با اعتیاد آورها (1)
بسمه تعالی
افغانستان و لزوم مبارزه با اعتياد آورها
( قسمت اول )
( ازكتاب " مواد مخدر و فاجعۀ اعتياد" – تأليف عبدالقيوم فدوي)
· آثار وحشتبار قتل عام سالانه پنج ميليون انسان به وسيلۀ دود سمی وپليد تنباکو،
· کشتار وسيع پنج ميليونی ديگر دراثر بمباران خشونتبار ويروس عامل مرض ايدز (HIV/AIDS)،
· به اعتياد گرائيدن و آسيب ديدن پنج ميليون انسان ديگر از طريق مواد مخدر و عوارض ناشی از آن در هرسال،
مبنی برآمار و احصائيه های منابع معتبر جهانی بوده و از جمله مسائل حادّی است که نبايد از کنار آن به سادگی گذشت.
قرار یک محاسبۀ سرانگشتی سه مورد ذکر شده، يعني قربانی شدن و آسيب ديدن پانزده ميليون از ابناء بشردرطول هرسال، آنهم به بدترين و رقتبارترين وضع، توام با فقر، فلاكت، يأس، نااميدي، انواع بيماري هاي جسمي ورواني و دربرگيرندۀ خشونت ها، درگيري ها وسرگرداني هاي اعضاء خانواده هاي معتادان وبيماران آنچناني، در سراسر جهان، غير از عوامل کشنده و قتالۀ ديگر، که ده ها ميليون ديگر را سالانه به کام مرگ می فرستند، برای هرانسان با درد و احساسمندی سخت تکاندهنده و جگرخراش بوده و هر عاقلی را واميدارد تا به سهم خود در برابر آن احساس مسئوليت و اداي دين نمايد.
لذا عطف توجه به سه قلم عمده و شناخته شدۀ متذکره، ايجاب می کند تا همۀ کشورهای جهان در برابر عوامل آنهمه تباهی ها دست به دست هم بدهند و برای يافتن راه های حل مناسب آن تدابير اساسی و ريشه ای بسنجند.
کشورما نيز به حيث يک عضو فعال جامعه در دهکدۀ جهانی، مسئوليت دارد تا به يک مبارزۀ وسيع، قاطع و همه جانبۀ علمی و عملی (نه شعاری) در برابر هرسه پديدۀ شوم دست بزند و وظيفۀ وجداني و وجيبۀ انساني خود را متعهدانه بجاي آورد..
اگردربرابرپديده هاي ناميمون ذكرشده، همراه با جامعۀ جهاني، اقدامات مؤثر همگانی را روی دست نگيرد، ريشه کن ساختن عوامل کشتارفجيع پانزده ميليوني يادشده درهرسال، هيچگاه ميسر نشده وهرگز جامۀ عمل هم نخواهد پوشيد.
به نظرما يکی از فکتورهای مهم ، اساسی و عمده در راستای مبارزه با اعتيادآورها و مواد نشئه آور، اهميت دادن و اولويت بخشيدن به اطلاع رسانی عمومی و بالا بردن سطح آگاهی اقشار مختلف جامعه ، اخصاً از طريق پياده کردن برنامه های آموزشی در مکاتب برای اطفال، نوجوانان و جوانان کشوراست.
البته فاش بايد گفت که در رابطه با اضرار و در نهايت تلفات وآسيب های ناشی ازسه فقرۀ ياد شده، اگر در دوفقرۀ آن (یعنی ترويج تنباکو و پخش عامل مرض ايدز) سهم کشور ما کمرنگ يا ناچيز بوده باشد، در فکتور زرع و توليد مواد مخدر که نقش کشور ما بيش از تمامی کشورهای جهان ، بسياربرجسته و خيلی هم عمده و در خور توجه بوده و حتی تا مرز بالاي 92 % هم رسيده است!!
اين درست است که ما ادعا داريم در راستای مبارزه و جهاد با غول خون آشام کمونيزم مسکو که کليه باشندگان کرۀ زمين را به شدت تهديد مینمود و خواب و آرامش را از تمام کشورهای پيشرفته و صنعتی غرب گرفته بود و افغان ها در برابرش مردانه و قهرمانانه ايستادند و طلسم قدرت نمائی اش را به شدت درهم شکستند و بين يک و نيم تا دو ميليون انسان وارسته را در راه آزادی وطن و شوروی براندازی قربانی دادند و امروز جهان از برکت مجاهدت ها و مبارزات اين ملت غيورکه بخش عمدۀ به سقوط کشاندن هيولای شوروی را بدوش کشيد، از تهديد شوروی ها نفس راحت می کشند و از اين بابت مديون و مقروض ملت ما هستند.
اما اين ، بدان معنی نيست که ما بيائيم دست به زرع و توليد انبوه ترياک و چرس بزنيم و به کمک کشورهای همسايه، به تصفيۀ هيروئين بپردازيم و با قساوت و بی رحمی تمام در تباهی، بربادی وکشتار قشروسيعی از مردم جهان، بخصوص جوانان جامعۀ بشری کمر بسته کنيم!!
اين از تفکر طالبانی بود که شعارمی دادند:
از اینکه کشورهای غربی و صنعتی بمب های اتمی، سلاح های کيمياوی و کشتار جمعی در اختيار دارند و همواره مسلمانان را تهديد می نمايند، پس برای ما هم جائز است تا از مواد مخدر دست داشتۀ خویش به عنوان و مثابه سلاح مؤثر در برابر آنان استفاده کنيم (!!)
يا تفکر بن لادنی که طيارات مسافربری را با سرنشينان بی گناه آنان ربوده و بر برج های سازمان تجارت جهانی ياهرساختمان ديگري بکوبد وقتل وكشتاردستجمعي راه بيندازد و توجيه شرعی هم اقامه نمايد!!
در حاليکه چنین تلقيات خشونت باراز اسلام، بسیارتندروانه بوده و بدترازهمه اینکه افکارآنچنانی خود را عين اسلام وبرتراز همه انديشه ها قلمداد نموده، ديگران را به جرم نپذيرفتن تفکرات افراطی خويش به باد تکفير، تشريک و تفسيق بگيرند و قتل، تاراج و حتی تجاوز به نواميس شان را نيز برای خویش مباح بدانند که چنین انديشۀ افراطيگري را به طور علنی و آشکارا در خلال پنج – شش سال حکومت طالبان با پشتوانۀ حضور نيروهای القاعده و تندروان مذهبی سپاه صحابه و جمعيت العلمای پاکستانی و مافيای مواد مخدرهلال طلائی در افغانستان شاهد بوديم و وقوع حادثۀ يازدهم سپتمبر در امريکا نيز عملاً آن را به نمايش گذاشت و به اثبات رسانيد!!
با ادامۀ کشت چرس و ترياک پس از فروپاشی طالبان در افغانستان، اين سوال پيدا می شود که آيا تلقیات خود برتربينی آنان در کشور ما هم عملاً تحقق نيافته است؟!!
اگر باور نداريد مصاحبه های وزراء و معینان برخی ازوزارت خانه ها، از آقای علی احمد جلالی تا قوماندانان امنیتی سرحدي میدان هوائی و مرزی افغانستان را که بارها و بارها دست دولتمردان کشوررا درامر توليد و قاچاق مواد مخدر دخيل قلمداد کردند بخوانيد.
اين، واقعيتی است که بسياری از مردم ما می دانند و به چشم سرمشاهده می کنند که توليد کنندگان مواد مخدردركشورما کی هايند و قاچاقبران حرفوی آن نيز چه کسانی هستند؟
به هرحال با توجه به اين مهم و براساس احساس وظيفه و ادای دين به جامعۀ انسانی، ما خلاصه ای از اين مجموعه را که از نظر شما خوانندگان گرامی گذشت، همراه با بحث هائی پيرامون مواد مخدر و بيماری ايدز به شکل و سبک کتاب های درسی برای صنوف دهم، يازدهم و دوازدهم مکاتب تهيه کرده و جهت بررسی در اختيار مقامات و ارگان های دولتی افغانستان، از جمله وزارت معارف قرار داديم و اميد ما اين بود تا مسئولين امور رده بالای مملکتی، پس از بررسی و ارائۀ نظريات اصلاحی خويش در آنها، بنا بر اهميت موضوعات مطرح شده، به عنوان مضامين درسی در نصاب تعليمی معارف شامل سازند.
در صحبتی که با رئيس تدريسات وزارت معارف داشتیم، ايشان استدلال کردند که ما برای تدريس مضامين جديد و مستقل در مکاتب خود جای خالی نداريم.
اين درصورتی ممکن است که ما يک مضمون را حذف کنيم و به عوض آن مضمون جديد را جايگزين آن بسازيم.
وي همچنان ازعان داشت كه حذف هيچ مضمونی برای ما امکان پذيرنيست.
فکر می کنيم اين گونه برخوردها بيشترازسطحی نگری مسئولين سرچشمه می گيرد و از عمق فاجعه آنگونه که می بايست، برداشت درست اساسي ندارند.
گاهی که از طرف مجامع بين المللی بالای شان فشار می آيد فقط به شعارهاي غيرعملي و ميان تهي متوسل می شوند و بس!!!
راهکارهائی چند در مبارزه با دخانيات
طوريکه از جريان تحقيقاتی دانشمندان معلوم می شود، اگر در برابرپديدۀ استعمال تنباکو، سائراعتيادآورها، منشيات و شيوع آلودگی به آن ها تدابير لازم و اساسی اتخاذ نگردد، مشکلات ناگواری را دامنگيربشر و بخصوص کشور و ملت ما نيز خواهد ساخت.
· مبارزه با استعمال دخانيات با توجه به آثار سوئی که بر صحت و محيط زيست انسان ها از خود برجای می گذارند، بايد به يک پروسۀ ملی و قانونی مبدل گشته دامنۀ آن بايد درسراسرکشورنيزوسعت داده شود.
· استعمال سيگرت و نصوار در داخل سالون های سرپوشيده، دفاتر، رستورانها، محل تجمعات مردم، درداخل سرويس ، طياره، تكسي و کليه وسايط مسافربری ومحل زندگي خانواده ممنوع اعلام گردد.
· واردات فراورده های تنباکوئی در کشور بايد در محدوديت وسرانجام در ممنوعيت قرارگيرد.
· رسانه ها مثل راديوها، تلويزيون ها و مطبوعات کشور بايد ملزم شوند تا تبليغات خود شان را برضد اضرار و عوارض ناگواراعتياد به دخانيات، مخدرات و نشئه آورهای ديگر گسترش بخشند.
E-mail: aq.fedawi@yahoo.com