بسمه تعالی

 

زن و افتخارات انسانی و ملکوتی او

 

  به نقل از كتاب "زن، افتخارجامعۀ انساني" 

تأليف عبدالقيوم فدوي

  اشاره:

سوال : آدرس بهشت كجا است؟

جواب : قال رسول الله (ص) : " الجنة تحت اقدام امهاتكم"

حضرت پيامبربزرگوار اسلام (ص) درشأن شخصيت بزرگ زن فرمود:

بهشت در زيرقدم هاي مادران شما است.

يعني اگركسي، چه زن باشد يامرد،‌ طالب رفتن به بهشت باشد،‌ زماني برايش ميسر خواهد شد كه او با كمال تواضع و فروتني ، خودش را فرش قدم هاي مبارك مادرش نمايد، درغيرآن صورت، هرگزبوي بهشت به مشامش نخواهد رسيد.

·        زن ، انسان است،

·        زن ، انسان متعهد و مسئول است،

·        زن ، مثل مرد موجودی است نيمه خاكي و نيمه ملکوتی،

·        زن ، امانت وعنایتی است ازجانب خداوند تبارک وتعالی(ج) درنزد مرد.

·        زن ، نیمی از پیکرۀ جامعۀ انسانی است.

·        زن، تکمیل کنندۀ ایمان مرد است.

·        زن ، موجودیست مملو ازلطف،‌ مهر، صفا وعاطفه.

·        زن ، مربي ايست که دردامن پرمهر و محبت خود انسان را تربیت و پرورش مى دهد.

·        زن ،‌ دارای صفات زياد و ارزشمند انساني ديگر نيز مي باشد.

·        و زن ، کلید دار دروازۀ بهشت است.

   بنا به فرمایش کلام الله مجید با خطاب به آدميان :

   آی انسان !

   آی بشر !

   آی فرزند خلف حضرت آدم و حوا (ع) !

   "بدانید و آگاه باشید که ما شما را از یک مرد و زن ( به عبارت دیگر، از وصلت یک مرد و زن) آفریدیم و آنگاه شما را شعبه شعبه، قبیله قبیله و طائفه طائفه ساختیم تا یکدیگر تان را شناسائی و نسبت به همدیگر شناخت و معرفت  حاصل نمائید.

   به تحقیق گرامی ترین و عزتمند ترین شما در نزد خداوند متعال(ج) همانا با تقواترین شمااست.

   به درستیکه خداوند (ج) دانا و از حال تان آگاه است"(1)

   اگر به اعماق تاریخ فرورویم و صفحات زندگی گذشتگان را ورق بزنیم، درخواهیم یافت که در برخی از جوامع، نسبت به زنان به خاطر زاد و ولدی که انجام می دادند، احترام خاصی قائل بوده اند.

   اما بعد ها که نسل بشر رو به تکثروگسترش نهاد و قبیله ها، ایل ها، خیل ها و...، اجتماعاتی را تشکیل دادند و هر دسته و مجمعی، برای ادامۀ زندگی، مجبور می شدند از یکجا به جای دیگری که بتوانند شکم خود و حیوانات خویش را سیر کنند، دست به مهاجرت ها و کوچ های دستجمعی زده و آهسته آهسته درسطح کرۀ زمین پخش گردیدند.

   درمسیراین جابجائی ها، بین آدمی زادگان، بر سرتسخیرنقاط خوش آب و هوا و زمین های حاصلخیز، درگیری ها و تصادم های خونینی بوقوع پیوست و هرکس با تناسب زور بازو، قدرت و مهارت شمشیر و نیزه زدن خویش، دیگران را زیرتأثیر و حوزۀ حاکمیت و سلطۀ قدرت خود قرارمی دادند.

   با بالاگرفتن خشونت ها و در گیری ها، قبایل همیشه درگیر باهم، از همسران شان همواره انتظار داشتند که برای آنها فرزند پسر به دنیا بیاورند تا درآینده، از قدرت بازو و شمشیر آنان بتوانند از فامیل، قوم و قبیلۀ خود دفاع نمایند و یا به آمال وآرزوهای  توسعه طلبانه و گسترش قلمرو فرمانروائی های خود دست یابند.

  حتی کار شان بجائی رسیده بود که در جامعۀ بدوی دوران قبل از اسلام، آنانیکه بیشتر مورد ستم، تجاوز و تاراج قرار می گرفتند و مجبور به باجدهی برای زورمندان و قلدران می شدند، همسران جوان خویش را با تحمل و تأمین مصارف هنگفتی، برای مدت چندین ماه در اختیار پهلوانان و جنگجویان نیرومند و نامدارقرار می دادند تا فرزندان قوی پنجه ای از آنان نسل گیری و دردامنۀ خانوادۀ خود به دنیا آورند!!

   درجریان لشکرکشی ها، کشورگشائی ها، کسب قدرت، ثروت و تجاوزات مکرر وبی پایانی که در زندگی اغلب جوامع درمقاطع مختلف بوقوع پیوسته است، نیز زور بازوی جنگ آوران و شمشیرزنان قدرتمند، در تعیین سرنوشت جنگ ها، تجاوزها و تاراج ها، نقش اول و تعیین کننده ای داشته است.

   ازلحاظ اینکه زن ها باداشتن احساسات لطیف، عواطف رقیق و ملائمی که از جانب خداوند تبارک و تعالی(ج) در نهاد شان به ودیعه نهاده شده است، به طورعام به درگیری ها، خونریزی ها و خشونت ها رضایت و علاقمندی نشان نداده، از بوجود آمدن چنین جو و شرایطی، دوری و بیزاری می جستند و در آشفته بازار زورگوئی ها، کانگستربازی ها، کشت و کشتارها، زن ها طبعأ و جبراً به حاشیه ها رانده شدند و به خاطر به اصطلاح ضعف نسبي قدرت بازو، مانند مردان در شمشیر زدن و عدم علاقه  و دلچسبی در حادثه آفرینی های خشونت آمیز و  ماجراجوئی های وحشیانه، به عنوان موجودات ضعیف الجثه و ناتوان، از تصدی امور ادارۀ ایل ها، خیل ها، قبیله ها و طائفه ها بدور ماندند.

   با استمرار چنین جو نامناسبی، در جوامع مختلف بشری، تعصبات، دیدگاه های منفی و حقارت آمیز نسبت به قشر زن، بروز نمود و همچو نظرات تنگ و تاریک در برخی از جوامع بدوی و عقبمانده، به حدی رسوخ پیدا کرد که حتی از انسان بودن زن نیز انکار می ورزیدند!!

   تبعیضات جنسیت از سر کوچه و بازار، به درون خانه ها هم راه یافت و صرف تولد پسر در خانواده ها باعث افتخار و اعتبار مادران به حساب مي آمد و از آن به نزول رحمت و نعمت در آن خانه ها تعبیر می شد و برعکس اگر درخانه ای، فرزند دختر به دنیامی آمد، طوفان عظیمی از غم، اندوه و نقمت، تمام خوشی ها و خوشبختی ها  را در می نوردید و تولد آن نوزاد،  به مثابه لکۀ سیاه وننگینی بر جبین آن خانواده، اخصأ بیش از همه بر حیثیت مادر نوزاد تلقی و نقش مي بست!!

   بیچاره مادر، شدیدأ مورد خشم، خشونت شوهر و درعین حال در برابرتیرباران تمسخرها، متلک پرانی ها، کنایه گوئی ها و بدشگون خواندن های اقوام و اطرافیان قرار می گرفت، که نمونۀ بارز آن را می توان زنده بگور ساختن نوزادان بی گناه دختر، به وسیلۀ اعراب دوران جاهلیت قبل از اسلام ذکر کرد.

   درآن دوران سیاه توحش و بربريت، زنان، جزء اموال ودارائي هاي شوهران شان به حساب می آمدند و به عنوان موجودات بی اراده و فاقد جزئي ترين اختیار، به فرزندان پسربه ارث می رسیدند (البته دختران سهم الارث نداشتند) و پسران حق داشتند تا زنان پدر را نزد خود نگهدارند و یا به عنوان کنیز و برده به دیگران بفروشند!!

   ارسطو، فیلسوف شهیر یونان، یکی از افتخاراتش را مرد بودن خود می دانست.

   البته این رشته مطلب ها درتاريخ ، سر درازی دارد که ما در اینجا مجال بحث مفصل آن را نداریم.

   اما باید به عرض برسانیم که عوامل مختلف و گوناگونی باعث شد تا قشر محروم زن، از صحنه ها و عرصه های اجتماعی، کنار زده شود و به "جنس دوم" تعبیر گردد!!

   به هر حال، اسلام عزیز آمد، دست زن را گرفت و از لجنزار تعصبات کور و کر جاهلیت زمان،‌ تاريخ و از میان غبار تیره و سیاه بدبینی ها و حقارت ها بیرون کشید و در کنار مرد و هم سطح او قرار داد و شخصیت ازدست رفته اش را برایش باز گرداند و تجاوز به حقوق انسانی و حیثیت اجتماعی اش را شديداً ممنوع اعلام كرد.

   اما اینکه چرا در کشورهای شرقی و اخصآ ممالك اسلامی، بیش ازسائر نقاط دنیا، زن مورد بی مهری، اجحاف و حق کشی قرار می گیرد و برحلاف دستورات الهی(ج)، امنیتش را عمدا بهم می زنند و آشكارا در حقش جفا و ستم روا مي دارند، عوامل و انگیزه های زیادی می تواند داشته باشد که یکی از آن جمله، حقارت اندیشی های اکثر مردان و خویشتن را حاکم مطلق العنان و زن را محکوم به اطاعت محض از خود می پندارند!!

   بخصوص با ظهورگروه طالبان و حامیان افراطي آنان، مثل ديوبندي ها و وهابی ها که زن را از دائرۀ انسانیت خارج می دانند و اعمال هرگونه ظلم، فشار، خفقان و حق کشی را علیه او، نه تنها مجاز، بلکه لازم الاجراء نیز می دانند!!

   در حالیکه در فرهنگ عزت آفرین اسلام، چنین ستم هاي مضاعف و تحقیر آمیز از جانب هیچ فردی بر فردی دیگر، خواه زن باشد یا مرد، نه تنها جواز داده نشده، بلكه گناه بزرگ نيز به حساب مي آيد.

E-mail: aq.fedawi@yahoo.com

 ---------------------------------------------------------- 

   (1) - سورۀ حجرات  آیۀ ( 13)