بسمه تعالی

 

جوانان درمواجهه با چالش ها

 

   (عبدالقیوم فدوی)

     تعریف :

 با ابرازتمنيات نيک ازخوانندگان محترم !

   جوان از نگاه لغوی، به معنای برنا، انسان وحیوانی که به حد وسط عمر طبيعی خود رسيده باشد.

   اما در اينجا مطمح نظرما انسان جوان است.

   جوان کسی است که سن طفلی و کودکی خود را پشت سرگذاشته و پا به مرحلۀ رشد فکری، بلوغ جسمی و جنسی گذاشته و احساس مسئوليت پذيری و سهم گيری فعال درسرنوشت خود وجامعه درانديشه اش بوجود آمده باشد.

  اما مقولۀ جوان در کشور ما افغانستان!

   با درک اين موضوع که حدوداً شصت فيصد نفوس کشور ما را افراد کمتر از سی سال، يعنی جوانان، نوجوانان و اطفال  تشکيل می دهند، بدون شک وشبهه جوان بودن جامعۀ افغانستان را می رساند.

    البته جوان بودن يک جامعه هم از لحاظ تعليمی، تربيتی، رشد فکری، سلامت و ثبات اجتماعی وامنيتی برنامه ريزی های بسيار دقيق، سالم و علمی را در کليه امور روزمرۀ زندگی می طلبد.

   اگر در اين راستا از طرف جامعه و اخصاً مسئولان امور کوتاهی، بی دقتی و بی تفاوتی صورت بگيرد، اين احتمال وجود خواهد داشت که برخی از جوانان، تحت تأثير احساسات جوانی توام با بی تجربگی، خود شان را به درد سرانداخته وخانواده های خود و در نهایت جامعه را نيز به مشکلات خطرناکی گرفتار سازند.

  همچنانيکه ما در طول درگيری های تنظيمی، بخصوص در سطح شهر کابل عملاً شاهد بوديم که :

  • چه لجام گسيختگی هائی که به بارنیامد؟
  • چه بی عزتی هائی که رونما نگردید؟
  • چه خونهای بناحقی که ريخته نشد؟
  • چه ويرانی های وحشتباری که دامنگير کشورما نگرديد؟

·        و چه بدنامی های دردآلودی که متأسفانه به دامن شهروندان ما نچبید؟

   بنابراين، برمسئولين اموراست تا ازاين بی تفاوتی ها درقبال مشکلات جوانان بدرآمده و به صورت همه جانبه به حل معضلات شان به صورت اساسی و بنیادی بپردازند.

   وگرنه زمينه ها و عوامل روحی، روانی و محيطی زيادی وجود دارد که زندگی و حيات جوانان رادر معرض خطر وتهديد قرار دهند.

  يک سلسله از اين عوامل تهديدآميز برای لغزش جوانان، دام خطرناک دخانيات، مخدرات و مواد نشئه آور هستند که متأسفانه روز بروز آلودگی جوانان را در سطح جهان افزايش می دهند.

   اما درکشورما نیز جوانان وارث پيامد های ناگوار کشيدگی ها، بحران ها، ناامنی ها، نابسامانی ها و غوغاسالاری هائی هستند که مع الاسف اکثریت آنان دریک حالت بی سرنوشتی ، بیکاری، فقر، تنگدستی و سائرناهنجاری های اجتماعی، فرهنگی واقتصادی بسرمی برند وهیچ مرجعی هم وجود ندارد تا راه حل بنیادی و معقولی برای رفع مشکلات جوانان بیابد.

   از اينرو، بدنيست به عنوان نمونه چند نکته را به عرض خوانندگان محترم برسانم:

·  يکی از مسائل مهم، مشکلات ازدواج است که امروز سنت های سختگيرانه و مروج اجتماعی برشانه های جوانان و خانواده های آنان واقعاً سنگينی نموده و حتی مفاسدی را بوجود آورده است که آيندۀ جوانان و جامعۀ مارا به چالش و تهديد گرفته است.

·  مشکل ديگر، کمبود زمينه های تعليمی و تحصيلی جوانان است،

   که به خاطر فقرمالی، بيکاری، بی عدالتی های اجتماعی، مفاسد اداری، عدم ستندرد وپائين بودن سطح کيفيت درسی و تدريسی در مکاتب ، پوهنتون ها، انستیتوتها و ده ها مسائل ديگر تعداد کثيری از جوانان کشورما يا از تعليم و تحصيل بازمانده اند و يا به صورت کمسواد و غيرستندرد فارغ می شوند!!

     خوانندگان عزیز!

   لطفاً شما کتاب های چاپ شدۀ مکاتب را یک بارمرورکنید، باوجود آنهمه بودجه های کلانی را که به مصرف می رسانند، مملو از اغلاط املائی و انشائی بوده، جمله بندی های ادبی شان اصلاً متناسب با سويۀ متعلمين نيستند.

   دردانشگاه ها هم که در اکثرموارد، مواد درسی آنان خارج ازاستندرد بوده و از روی همان نوت های تهيه شده در 20 – 30 سال قبل مورد استفاده و تدریس قرار میگیرند.

   نتيجۀ اينگونه کتاب ها و نوت های درسی معلوم است که متعلم و محصل با چه سويه ای فارغ می شود ووارد اجتماع می گردد؟!!

·   مسئلۀ خطرناک ديگر در کشورما، کشت، توليد، قاچاق و استعمال مواد مخدر و ورود سائر مواد نشئه آور است که اين پديدۀ شوم، حيات و آيندۀ جوانان مارا شديداً تهديد می کند.

   بگفتۀ يکتن از مسئولين وزارت مبارزه با مواد مخدر، تعداد معتادان و مصرف کنندگان مواد مخدر و نشئه آور به يک ميليون نفر می رسند که اين خودش در يک جامعۀ 30 ميليونی ما رقم بسيار بالا و وحشتناکی است.

   در اين رابطه مسئولان امور هيچ برنامه مؤثر علمی وعملی تاحال ارائه نکرده اند.

·  مشکل ديگری که تمام جامعۀ انسانی و بخصوص قشر جوان بشريت را بيش از ديگران تهديد میکند، مرض مهلک و وحشتبار ايدز است.

   آلودگی اين مرض با اين مرزهای بازی که ما داريم، متأسفانه وارد کشورما نیز  شده است!!

o       نه مردم ما از اثرات سوء آن آگاهی دارند،

o       نه روش وقايه از آلودگی آن را می دانند،

o       نه تاحال اقدامات مؤثری در مجادله با اين مرض مهلک از جانب مسئولين امور اتخاذ شده است.

o       نه تبليغات آگاهی بخشی از طرف رسانه ها وجود دارد.

   نميدانيم سرنوشت اين جامعه با اينهمه ندانم کاری هاو بی تفاوتی ها به کجا خواهد انجاميد؟

·  مشکلات ديگری که حتی به مرحلۀ بحران رسيده است، مسئلۀ فقر و بيکاری در جامعه است که تمام خانواده ها و بخصوص قشر جوان مارا به شدت رنج می دهد.

   جوانان زيادی را می بينيم که به عوض سهم گيری در بازسازی کشور، مجبور می شوند برای ترس از گرسنگی خود و فاميل خويش به شکل سيل آسا به سوی خارج از مرزها بروند و تمام نيرو، توان، ابتکارات و خلاقيت های خودشان را در خدمت ديگران قرار دهند.

   آنهم بدون کدام پشتوانه و بدون اينکه از طرف دولت افغانستان تحت حمايت وپوشش قرار بگيرند.

   اينها به نظرما از مشکلات عمده ای است که امروز دامنگير جوانان کشور ما است.

    البته چندروزی به نام اينکه رسيدگی به امور جوانان در اولويت های امور افغانستان قراردارد، وزارت خانه ای تحت عنوان وزارت امور جوانان دردوران دولت انتقالی افغانستان بوجود آمد، اما سرانجام دیدیم که آن وزارت خانه منحل گردید و درسطح معینیت دروزارت اطلاعات فرهنگ تنزل نمود!!

   اما واقعيت امراينست که حل مشکلات جوانان ازبسکه پیچیده وگسترده است، درسطح یک معینیت نظر به محدودیت هائی که هم ازلحاظ اداری وهم ازنگاه بودجوی دارد نه تنها قابل حل نبوده، بلکه با گذشت هرسال رو به فزونی نيز خواهد گذاشت.

   اما راه حل پيشنهادی ما:

   1 –  در قدم اول دولت و پارلمان کشور، خودشان را در قبال تعهداتی که درهنگام پروسۀ رأی گيری سپرده بودند و شعارمی دادند، متعهد و مکلف بدانند  و به وعده هائی که برای مردم خویش داده بودند ایماناً ووجداناً عمل نمایند.

2  – در قدم بعدی در ايجاد برنامه های منظم ، غنی ، مؤثر وسالم تعليمی، تربيتی و تحصيلی برای جوانان امروز و جوانان فردای کشور نه درسطح شعار، بلکه به صورت عملی تلاش نمايند.

   3– درجهت سهولت بخشيدن امر ازدواج جوانان، و پرهيز از سخت گيری های دست وپاگير سنت ها و رسم ورواج های مزخرف  تحت نام سيالداری های کمرشکن در جامعه، يک سلسله راه حل ها و اقداماتی را بسنجند و يخن خانوادهای  دامادخيل را از چنگال خانواده های عروس خيل که بيشتر آرزو دارند تا در سالون های حيرت آوری که هرروز جديداً يکی پس از ديگری به سويۀ مريخ نشينان تأسيس می شوند، خودشان را به نمايش بگذارند، رهائی بخشيده، با تبليغ وترويج برنامه های سهولت بخش در امر ازدواج جوانان کوشش کنند.

   4 - دولت بايد در مورد قطع قاطعانۀ کشت، توليد، تصفيه و قاچاق انواع مواد مخدر درسطح کشور و جلوگيری شديد از استعمال آن در جامعه، ديگر به شعارخالی بسنده نکند و برای نجات آسيب ديدگان ميليونی مردم و قشرجوان ونوجوان ما گام های عملی  بردارد.

    5- برنامه ريزی های دقيق تبليغاتی و انتشار از طريق رسانه های مطبوعاتی، راديوئی، تلويزيونی و فلم های سينمائی جهت آگاهی بخشيدن افکار عمومی، بخصوص جوانان از مضرات مخدرات و    مواد نشئه ای و اعتيادآورها بسيار ضروری است.

    6- برنامه های تداوی رايگان معتادان، بازپروری و توانبخشی آنان نيز بايد هرچه جدی تر روی دست گرفته شود.

    7- فقرو بيکاری که درسطح جامعۀ ما به يک بحران بسيار خطرآفرين مبدل گرديده، اگر مسئولين امور هرچه عاجلتر به اين مشکل ولو به  صورت نسبی نقطۀ پايان نگذارد، با چالش های شديد و خشم و آزردگی مردم مواجه خواهند شد.

    آنگاه مجبور خواهند بود در برابر حوادث غيرمترقبه دست به خشونت بزنند و اينکه سرانجام خشونت به کجا خواهد رسيد، نتيجه اش از آفتاب هم روشنتر است.  بنابراین ،

·        در قدم اول  ده ها هزار کارگر خارجی را که بدون پاسپورت، ويزه ومجوز وارد افغانستان شده و آزادانه به کار مشغول اند جواب رد بدهند و برای پروژه ها و کارفرمايانی که آنان را به کار می گمارند، محدوديت بوجود بيايد.

·        در قدم دوم، دولت در بلند بردن مهارت های کاری جوانان کارگر از طريق آموزش های فنی و حرفوی تلاش نمايد تا کارشان مثمر ثمر واقع شود.

·        در قدم سوم، دولت مثل سائر کشورهای همسايه تلاش نمايد تا برای کارگران ما در کشورهای صنعتی بازار کار جستجوکند.

   اما آخرين موضوعی که در رابطه با مشکلات اجتماعی موجود می خواهم به عرض برسانم و قبلاً نيز اشاره کردم، در رابطه با آلودگی وحشتناک مرض ايدز است که تهديد خطرناکی در برابر مردم و بخصوص جوانان ما به حساب می آيد.

    در اين رابطه لازم است مسئولان امور، رسانه ها و قاطبۀ مردم دست بدست هم داده، برنامه های آگاهی بخش و تبليغاتی وسيعی را در شناسائی عوامل اين مرض و نحوۀ جلوگيری از آلودگی به آن از طريق نظام های آموزشی،  تعليمی و تحصيلات عالی براه اندازند.

    پيام به جوانان!

   جوانان بهتر است از لاک بی حالی و بی تفاوتی وسطحی نگری در برابر تعيين سرنوشت خود و جامعۀ خويش بدر آيند.

   در قبال تمام حوادث، تصاميمی که در سطح کشور گرفته می شود، عملاً احساس مسئوليت و ادای وظیفه نمايند و بخصوص متعلمان مکاتب و محصلان پوهنتون ها به حيث جوانان اين کشور سلحشور و ستم ناپذير، بايد پويا، متحرک و روحيۀ قوی و تحول آفرين داشته باشند.

    ما دردوران دوونيم دهۀ گذشته به وضوح ديديم که بارسنگين جهاد و مقاومت ملت سلحشور افغانستان در برابر تهاجم سنگين بيگانگان بردوش جوانان کشورما بود.

   يک و نيم ميليون نفری که در دوران جنگ با شوروی ها و دست آموزان شان به افتخار شهادت نايل آمدند، بيش از 90% شان از قشر جوان اين کشور بودند.

    عمده ترين قشری که برای کسب استقلال، آزادی، و دفاع از ناموس اين کشور در کنار پدران و مادران شان سهم ارزنده داشتند، جوانان بودند.(۱)

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

(۱) - این مقاله قبلاْ درجریده رهیافت - نشریه محصلین دانشگاه کابل به دست نشر سپرده شده است