پیام به دوستان عزیز !
بسمه تعالی
آدمخواری ازنوع مائوئیزم درچین!!
(به قلم عبدالقیوم فدوی)
می گویند: زمانیکه مائوتسه تونگ، پس از راهپیمائی (9600) کیلومتری، درمخالفت با حکومت برسراقتدار رئیس جمهور چیانکایچیک مبادرت ورزید و از" کیانگ سی" درجنوب به "ینان" در شمال چین که مدت دوازده ماه واندی به طول انجامید و درطول این مدت همواره با نیروهای حکومتی نیز درگیربود وطبعاً سختی های طاقت فرسائی را متحمل گردید.
بنا بر گزارش سایت انترنتی تابناک : « دوثلث یاران مائو در مسیر راهپیمائی، یادراثرحملات نیروهای حکومتی ویا دراثرگرسنگی وبیماری تلف شدند».
مائو، بااین سخت کوشی اش توانست، باعث جذب مردم به کمونیزم گردد و ازجانب دیگر اعتماد بخش وسیعی از مردم را نیز به خودش جلب نمود وسرانجام انقلاب سرخ وخونین کمونیستی اش را با شکست ارتش حکومتی چیانکایچیک به همکاری شبه نظامیان "گارد های سرخ" که ازجوانان تندرو وافراطی کمونیزم به همکاری همسرش "چیان چین" و شخص مستبد وخونخوار دیگری بنام لیوشاوچی، تشکیل وسازمان دهی می شد، به پیروزی رسانید.
درهشتم دسیمبر1949میلادی، جنرال چیانکای چیک رئیس جمهورچین پس ازپنج سال درگیری های داخلی باانقلابیون و نیروهای سرخ مائو درهشتم دسیمبر 1949 شکست خورد و چیانکای چیک مجبورشد تحت حمایت نیروهای دریائی امریکا به جزیرۀ "فرمز" فرارنماید وکشور مستقلی را درجمع دومیلیون از طرفدارانش بنام "تایوان" تشکیل دهد.
کمونیست ها هم طبق برنامه های استراتِیژیک مائو، برای اشتراکی و صنعتی ساختن چین و جانشین ساختن گاردهای سرخ به عوض ارتش چیان کایچیک و تجهیز آنان با سلاح های پیشرفتۀ آن زمان، باچنگ ودندان به جان مردم افتادند و هرساله بخش اعظم محصولات زراعتی کشاورزان را بازور مصادره نموده، پیداوارودسترنج مردم را جمع آوری، بسته بندی و به کشورهای اروپای شرقی ارسال نموده، با جنگ افزارهای پیشرفته و ماشین آلات صنعتی تبادله می نمودند و این استراتیژی را «جهش بزرگ به پیش» نام نهاده بودند که ده سال تمام (از 1951 تا 1961) به طول انجامید.
درجریان پیاده کردن این طرح به اصطلاح "جهش بزرگ به پیش"، البته مدت چهارسال تمام مصیبت عظیم خشکسالی و قحطی شدیدی نیز دامنگیر مردم چین گردید و حتی می گویند 38 میلیون نفرچینائی، درپای طرح استراتیژیک چپاولگرانۀ مائو و گرسنگی ناشی ازقحطی وخشک سالی جان باختند!!
آنگاه لیوشاوچی دیکتاتور طرفدارمائو، پس ازآنهمه ظلم، فشار و تلفات انسانی، دلش به رحم آمد و رسماً از قربانی شدگان معذرت خواهی کرد و پیشنهاد کاهش مصادرۀ پیداوار زراعتی مردم چین را به کمیتۀ فرهنگی تقدیم کرد.
اما تصفیۀ ناراضیان وسیاستمداران مخالف مائو برای تضمین رهبری او همچنان با شدت وحدت تمام تا آخرین نفر ادامه یافت.
مائو برای دستیابی کامل براهداف خود وتصفیۀ همۀ مخالفینش درسال 1966 درنشست کمیتۀ مرکزی حزب کمونیست، طرح انقلاب فرهنگی را ریخت و یک کمیتۀ هفت نفری را بشمول همسرخود "چیانچین" تحت نظارت خودش تشکیل داد .
اما مائو بخاطر مشغلۀ زیادی که داشت، زمام آن کمیته را بدست همسرش سپرده بود و او هم با شدت، قاطعیت وبیرحمی تمام به هرطرف فرمان می راند.(1)
اعضای این کمیته، مؤظف بودند تا اهداف مائو را به هر نحو ممکن به ثمربرسانند.
به بهانۀ انقلاب فرهنگی که مدت ده سال، تا اکتوبر 1976 میلادی یعنی مرگ مائو به طول انجامید،
· تمام سران مخالف ومعترض از حزب و ادارات حکومتی اخراج وتصفیه گردیدند،
· تعداد کثیری از آنان نیز جان خود را ازدست دادند.
· لئوشائوچی جنایت کارطرفدارمائو نیزسرانجام ازسمتش عزل گردید.
· گاردهای تندرو سرخ هم جانشین ارتش چین گردیدند.
· ثمرۀ انقلاب فرهنگی هم خشونت، کشتار وزمینگیرساختن وقربانیکردن قاطبۀ مردم چین بود که عامل اصلی، همانا همسر مائو با سه نفرازهمکارانش بودند.
· همسرمائو نیز ازاین گاردها برای سرکوب دیگران، با خشونت تمام بهره می جست!!
درآن زمان که گفته می شد نفوس کشورچین به (1/2 میلیارد نفر) می رسد، طبق گزارش سایت های انترنتی به نقل از روزنامۀ (People’s Daily)، نیم رخ چهرۀ مائو را به عنوان سمبول وآرم کشور چین تزئین نموده و به چاپ رساندند و به تعداد (4/8 میلیار) قطعه، یعنی برای هرچینائی شش قطعه آرم نیمرخ مائو می رسید و چینائی ها را با زور وخشونت تمام وامی داشتند تا آن آرم ها را به عنوان سمبول ملی خریداری نموده، روی لباس های خودشان بدوزند.
درعین حال، ازآثار منتخب مائو، کتاب "سرخ کوچک" که حاوی نقل قول هائی از سخنان مائو بود را نیز به تعداد نفوس چین چاپ وحکم صادرکردند تا هرچینائی در تمام محافل عمومی ومراسم اجتماعی وگردهم آئی ها، آن را به عنوان یک کتاب مقدس باخود داشته باشند.
بااین وضع درواقع مائوئیزم دیگر به یک مسلک و یا بهتراست بگوئیم به یک "دین اجباری" رسمی حکومتی تبدیل شده بود.
به هرحال، جریان قحطی، تصفیه های سیاسی، انقلاب خشونتبارفرهنگی و مصادرۀ هرسالۀ محصولات زراعتی، مرگ و میر 38 میلیون انسان و تلفات جمعی حدوداً یکصد میلیون نفر(چه دراثرجنگ ها، بحران ها وچه ازبابت خشکسالی ها وقحطی های متواتر)، قاطبۀ مردم چین را زمینگیرساخته و درمضییقۀ شدید قرارداده بود.
آنگاه مسئولین امور، به نزد مائو شکایت بردند که از یک طرف مردم درسیرساختن شکم خود وعایله های خویش به مشکلات شدیدی گرفتاراند و ازجانب دیگر، یک سلسله محدودیت هائی هم از نظرسنتی دارند که نمی توانند از بعضی خوراکی ها استفاده نمایند.
راه حل این مشکل را شما چه می دانید؟
مائوهم فتوا داد که به مردم بگوئید ازاین به بعد، محدودیت های سنتی را از سرراه شان بردارند و جزیکنوع پرنده و یک نوع خزنده، دیگرهرآنچه به چنگ شان آمد بخورند وشکم های شان را سیرنمایند.
یکی ازحاضران پرسید که مثلاً کدام پرنده وخزنده را نخورند؟
مائو درجواب گفته بود که ازجمع پرندگان، فقط طیاره ها را نخورند و ازجمع خزندگان تانک ها وعراده جات را.
اگرچنین نشود، شکم اینهمه خلق قحطی زده وآسیب دیده را چگونه می توان سیرکرد؟
پس ازآن فتوای تاریخی، چینائی ها هم شروع کردند به خوردن همۀ نرم تنان، پرندگان، چرندگان، خزندگان وجنبندگان، ازقبیل: کرم ها، قورباقه ها، کلس ها، سوسمارها، سگ ها، گربه ها، خرس ها، خوک ها، میمون ها، لاک پشت ها، نهنگ ها، خرچنگ ها، زاغ ها، کلمرغ ها وهرجاندارو میتۀ بیجان دیگری!!
باترقیاتی که گفته می شود چینائی ها، ازلحاظ رشد اقتصادی، تکنولوژیکی، تولید وعرضۀ ارزان مایحتاج بشریت روی زمین، بطورسرسام آوری نصیب شده و به یک غول جهانی مبدل گشته وتمام کشورهای راقیه و پیشرفتۀ جهان را شدیداً به چالش وحتی به هراس انداخته اند وهمزمان باآن، می بینیم که وحشت وبربریت این قوم "یأجوج ومأجونه گونه" باسرعت عجیب و شتاب وصف ناپذیری، چنان رشد یافته است که درعصرکنونی، ضمن کثافتخواری های گوناگونی که در سطور بالا اشاره رفت، شروع کرده اند به آدمخواری!!!
البته این نکته رانیز نباید ازنظردورداشته باشیم که چینائی ها با معضلۀ رشد پرشتاب نفوس خویش نیز مواجه بوده که بنا به حکم سران حکومتی چین، هیچ زوجی حق ندارد که ازیک طفل بیشترداشته باشد.
بااین وضع، برفرض محال، اگرطفل دوم یا سومی اشتباهاً دربطن مادرشان علقه شوند، یا در اثر روابط آزاد جنسی که فعلاً دختران شان را صدصد فروند وهزارهزارفروند به کشورهای عربی، آسیائی، اروپائی وامریکائی و حتی به کیست هاوس های کشورفقرزده وآسیب دیدۀ ما نیز صادرمی کنند، با جنین ناخواسته و برخلاف قانون خشونتبارحکومتی چین و جریمه های کمرشکن ده- پانزده هزار دالری چه چاره بسنجند وچه خاک سیاهی برسرخویش بریزند ؟
طرح جدیدی ریخته اند تا جنین های ناخواسته را ازبطن خویش سقط نموده، بیرون بکشند و نوش جان نمایند!!!
جریان تکان دهندۀ این آدمخواری، درایالت "کانتون" کشورچین، همراه با چند قطعه عکس استفراغ آور درسایت های انترنتی بطور مستند منتشرگردیده ودنیارا به حیرت و ناباوری فروبرده است.
چینائی ها، برای توجیه این عمل حیوانی، وحشیانه وغیر انسانی خویش این خبر را نیز منتشرکرده اند که خوردن سوپ گیاهی به همراه گوشت جنین انسان، قدرت، میل و لذت جنسی را درانسان بالا می برد.( 2 )
گزارش سایت های انترنتی حاکی ازاینست که یکی از فابریکه داران متمول چینائی، با خوردن سوپ مخصوص گیاهی با ترکیب گوشت مرغ وجنین انسان، که آماده شدن آن به طور خاصی، بین آب و درمعرض بخار وآتش، مدت هشت ساعت را دربر میگیرد، تمام تاثیرات شگفت آور آن را شخصاً دیده است.
این کارخانه دارچینائی 62 ساله، برعلاوۀ داشتن یک همسر هم سن و سالش، خانم جوان 19 سالۀ دومی را نیز به قید ازدواج خود درآورده و گفته است که پس از خوردن آن غذای مخصوص، در طول مدت دوهفته، درهر شبانه روز توانسته است که هردو همسرخود را از نظرجنسی ارضاء نماید.
گزارش انترنتی همچنان می افزاید که یک روز، خانمی باشوهرش که دودخترقد ونیم قد نیز داشتند و جنین پنج ماهۀ دیگری هم دربطنش بود، به خاطرفروش آن جنین که می گفتند دختر تشخیص شده است، آمده بودند تا آن را سقط نموده، با رضا ورغبت تمام در اختیارهوتلدار (که تیم عملیاتی طبی مجهز وباتجربه ای نیز داشت)، قراردهند.
البته جنین آن چنانی، دربدل مبلغ دوهزاردالرامریکائی و "جفت جنین" (کیسه یا محفظه ای که جنین درداخل آن رشد می کند) نیز دربدل مبلغ دوصد دالرخرید وفروش می شود.
سایت های انترنتی، خواستگاه اولیه وفعلی این جنایت ضدبشری را چین دانسته وعامل اصلی این پدیدۀ شوم را نیزقانون خشونتبار تک فرزندی قلمداد می کند!!
واقعیت امر، هرچه باشد باشد، اما جنین خواری چینائی ها ازنظرعلم طب وطبابت خالی از اشکال هم نیست.
زیرا، بدن انسان، مشکل است که ازنظرژنتیکی، قطعات بدن بیگانه ای را بپذیرد.
بطورنمونه، درشفاخانه ها وقتی بیماری نیاز به خون پیدا می کند، خون کسی را به او زرق می کنند که گروپ و Rh خونش با خون بیمار مطابقت کامل داشته باشد.
یامثلاً اگرکسی بخواهد قطعه ای ازعضوخودش مثل گرده، چشم، قلب ویاعضودیگربدنش را تبدیل نماید، زمانی ممکن است که همخون خودش باشد وبا DNA او سازگاری داشته باشد.
درغیرآن صورت، بیمارنه تنها بهبود نمی یابد، بلکه با جوانه زدن انتی ژن وتشکیل انتی بادی دفاعی درمقابل آن، شخص میزبان عضو پیوند زده شده را ازخودش دفع کرده، به کوما خواهدرفت.
حالا سلول ها وانساج بدن یک انسان که دررستوران ها بدون ملاحظۀ خصوصیت های خونی وژنتیکی وهمگونی DNA تناول کنندگان درمعرض فروش قرارمی گیرد، هرگزبا واقعیت های علمی مطابقت ندارد.
خوانندگان نهایت عزیز!
اجازه دهید دراین رابطه ، تکه هائی از گزارش انترنتی خبرگزاری"تابناک" را خدمت تان به عرض برسانم:
یک تبعۀ چینی، به یک شفاخانه درشهر دبی امارات متحدۀ عربی مراجعه می کند.
پس ازمعاینه معلوم می شود که وی باشدت تمام مسموم شده است.
داکتران معدۀ اورا شستشوداده به مواد مشکوکی برمی خورند!!
آنگاه داکتران، پولیس دبی را درجریان قرارمی دهند.
پولیس موضوع را تحت تحقیق وپیگیری قرارداده و سرانجام دسته ای از پولیش ها به محل اقامت تبعۀ چینی رفته، پس از تفتیش وبازرسی، با تکه هائی از جسد واستخوان سر یک انسان کوچک اندام برمی خورند.
پس ازبررسی درمی یابند که تکه های جسد، متعلق به دخترک نه سالۀ اماراتی است که چند روز مفقود شده بود.
البته درآن خانه چند نفرچینائی باهم زندگی می کرده اند که بطور دستجمعی کودک اماراتی را ربوده وتکه تکه ازاعضاء بدن اورا می خورده اند و همگی به جنایت آدم خواری خویش اعتراف می کنند.
سایت های انترنتی گزارش می دهند که : بنا بر شواهد موجود، اين چندمين مورد آدمخواري درامارات بوده است که رسانهها اجازۀ انتشار آن را نداشتهاند.
چرا که پخش اینگونه اخبار وحشتناک ممکن است باعث وحشت و فرار گردشگران، سوداگران مافیائی ، سرمایه گذاران، تجارت پیشگان وقماربازان از اين کشور گردد و دیگر غزلخوانان ایرانی، ترکی وعربی، آهنگ های "دُبی - دُبی" را که باعث تشویق سفر شوقمندان وخوش گذرانان به این کشور می شوند را نخوانند!!!(3)
حالا، هرکه دارد هوس رفتن چین بسم الله.
البته بهتراین خواهد بود که برسبیل احتیاط ، نگارش وصیت نامه فراموش شان نشود.
به امید اینکه خداوند متعال(ج) همگان را ازگزند دندان های تیز قوم یأجوج ومأجوج محفوظ وبه سلامت برهاند، براین مقاله نقطۀ پایان گذاشته، شمارا دعوت می کنیم به تماشای عکس های مستند ازمراسم آدمخواری مائوزادگان مقیم پشت سد سکندر یا دیوارمعروف چین.
پاورقی -----------------------------------------------------------------------------------------------------
(1) - پس از مرگ مائوتسه تونگ، خانم سالخورده اش "چیان چین" و سه تن از همراهانش که درجریان تطبیق پروسۀ خشونتبار انقلاب فرهنگی، به خاطر زدودن هرگونه افکار و عادات غیر سوسیالیستی و اعمال ظلم، فشار بر مردم، به پشت میز محاکمه کشانده شد و در جنوری 1983 میلادی برایشان مجازات اعدام تعیین گردیدکردند.
اما محکمۀ استیناف حکم اعدام آنان را لغو و به "حبس ابد" تعدیل ساختند.
(2) – می گویند: کسی زاغ سیاهی را می بیند که مشغول کثافتخواری است.
براواعتراض نموده می گوید: ای زاغ نادان، چرامدفوع آدمی را اینگونه با اشتهای زیاد می بلعی؟
زاغ نگاهی به انداخته ، درجوابش می گوید: نمیدانی که انسان اشرف مخلوقات است و گل سرسبد هستی؟
شخص معترض سرجنبانده تصدیق می کند که بلی، می دانم ، اما نجاست خواری تو به اشرف مخلوقات بودن انسان چه ارتباط دارد؟
زاغ زهرخندی زده می گوید، مدفوع چنین موجود والامقامی برای هردردی دوااست ، ازجمله اینکه فوق العاده "صفرابر" است.
شخص معترض سرش را به عنوان تأسف شورداد به کنایه گفت: فضله خور دنت کم بود که حالا ادعای داکتری هم می کنی؟!!
(3) – به نقل ازسایت تابناک: تاریخ نشر 18 میزان 1388