بسمه تعالی

خون عاشورائیان حسینی(ع)

 

  برای همیشه درمسیرتاریخ جاری است!  

 

(بخشی ازکتاب: "فاجعۀ خونین عاشورای حسینی دراکابل")

                                                           تالــیـــف :  عــبـدالـــقـــیـــوم فــــدوی

                                             به افتخار تجــلـیــل از اربعـیـن شـهـداء

 

   وقتی برگذرگاه تاریخ زندگی بشر نگاه می کنیم، می بینیم که ازبدو پیدایش انسان تاکنون، دوخط "حــق" و "باطــل" همواره وبلاوقفه درتقابل وتصادم باهم درمسیرتاریخ جریان داشته اند.

·        یکی : خط مستقیم، بی دغدغۀ وعاری ازآلایش حق وعدل "الی الله المسیر"،

·        دودیگر: خط کج، معوج، انحرافی و ناهنجارضلالت "اصحاب السعیر" وگمراهان آدم چهرۀ شیطانی.

   تبارز وتقابل ایندو خط دربرابرهمدیگرازبدو پیدایش حضرت ابوالبشر"آدم" علی نبینا و علیه السلام که به حیث خلیفه وجانشین خداوند تبارک وتعالی(ج)، مسجود ملائکه وفرشتگان قرار می گیرد و ابلیس براساس بینش برتری جویانه ای که احساس می کند، از دستورخالق جهان هستی(ج) سرپیچی وازدررحمتش برای ابد رانده می شود.

   آنگاه، ابلیس علیه اللعنه دربرابرنسل اندرنسل آدمیان عقده برداشته و طبل خصومت ودشمنی دائمی را تا قاف قیامت باآنان می نوازد!!

   قصه کوتاه که پس ازهبوط حضرت آدم(ع) وحضرت حوا(ع) ازبهشت و تکثیرنسل ایشان در روی زمین، ابلیس به سراغ یکی از فرزندان آنان بنام "قابیل" می رود،

·        وسوسه ها وشیطنت هایش دراومؤثرافتاده، طوق بردگی خودرا برگردن وی می افگند،

·        پایش را ازمسیرحق می لغزاند،    

·        مغزش را خالی و عقل، هوش، فراستش را ازچنگ او می رباید،

·   تخم کینه، حسد وعقدۀ غلیظی را نسبت به برادرش حضرت"هابیل" دردل اوکاشته، آتش دشمنی را چنان در درونش شعله ور می سازد که تصمیم قاطع می گیرد تا به هرقیمتی که شده باشد، برادرش را ازسر راه خودش بردارد!!

     سرانجام ابلیس روش به قتل رساندن ونحوۀ دفن کردن "هابیل" رانیز به اوآموخته، سنگ بزرگی را برداشته برفرق او می کوبد و اورا به شهادت می رساند!!

·   اما زمانی که جنایتش افشاء می شود وباانتقام خداوند قهار(ج) روبرو می گردد، تازه عقل برسرش می آید که چه خطای بزرگ وجنایت هولناکی را مرتکب گردیده است؟!!

یعنی یک انسان وآنهم  یک پیامبرزاده، چطورعنان خودش را در اختیار ابلیس نابکار واغواگر داده، چنان فساد عظیمی را درروی زمین وآنهم در حق برادرخودش مرتکب می گردد که جزلعن و نفرین ابدی پروردگارعالم(ج) و سقوط همیشگی درآتش سوزان جهنم، هیچ دست آورد دیگری ندارد؟!!

    ازآن روز به بعد، "هابیل" و"قابیل"، به عنوان دو سمبول و نماد دو خط "حق" و "باطل" یا خط رهروان "الله"(ج) و خط رهروان "ابلیس" علیه اللعنه شناخته شده و ثبت تاریخ می گردد و خط حرکت شان در مسیر زندگی بشریت، همچنان جاری می گردد تا می رسد به دوران حضرت موسی(ع) درمقابل فرعون، سپس به خط پیامبر بزرگوار اسلام، حضرت محمدمصطفی(ص) در برابر خط شرک وجهل ابوجهل ها و ابولهب ها وابوسفیان ها.

   هردو خط "حق" و"باطل" همچنان ادامه می یابد تا به  "خط حق وسرخ شهادت خواهی و تسلیم ناپذیری امام حسین(ع)" و "خط باطل وشیطانی یزیدبن معاویه بن ابوسفیان" می رسد که سپاهیان یزید، فاجعۀ ننگین کربلا را بوجود می اورند!!

 

    سرانجام آن دوخط حق وباطل تداوم یافته و کشانیده می شوند تا ظهرروز سه شنبه دهم محرم، (عاشورای حسینی-ع- 1433 هـ ق ) که منتهی می گردد به خط شهادت طلبانۀ جوانان، زنان وکودکان در کربلای خونین افغانستان در (کابل، مزارشریف و قندهار) وخط سیاه وپلید فرقۀ خونریز و تروریستی لشکر جهنگوی متعلق به گروهک سلفی مشرب وهابی مسلک "سپاه صحابۀ" ساخته و پرداختۀ آژانس استخبارات نظامی "آی اس آی" پاکستان!!

   پیروان خط یزیدی که لعنت خدا(ج)، فرشتگان وپیامبرانش برآن ها باد، در آخرین اقدامات جنایتبار خویش، مردم خداجوی ما (اعم ازشیعه وسنی) را که از حماسۀ شهادت حضرت امام حسین علیه السلام ویاران باوفایش دردسته های عزاداری به زیارتگاه منسوب به حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام، واقع مرادخانی کابل رفته بودند وهمچنین در مزارشریف و قندهار به جرم طرفداری و تجلیل از شهادت امام حسین(ع) ویارانش مشغول بودند، بطوربی سابقه ای (درکشورما) چهرۀ زشت و پلید شیطانی وضدبشری خویش را با ارتکاب قتل، خونریزی وانفجار واسکت های انتحاری در رهروی و وفاداری ازخط ننگین و ابلیسی یزید ویزیدیان زمان درسطح جهان با رسوائی تمام به نمایش می گذارند!!

 

   گروهک سپاه صحابه، دراوایل دهۀ 1980 میلادی توسط یک شخص کوردل متعصبی بنام « مولانا حق نواز جهنگوی» تاسیس گردید.

 

   بقول آقای "م.ح" نویسندۀ سایت راسخون:

·   [این گروه، یکی از اهداف مهم خود را مبارزه با عزاداری امام حسین (ع) ودر واقع تخطئه قیام آن حضرت (دربرابر حکومت ظلم وجور یزید) می دانستند و مجلۀ "خلافت را شده" (که ازطرف همین گروه درپاکستان به نشرمی رسد) در طول سالهای انتشار خود، بارها این خواسته را مطرح کرده و از دولت پاکستان خواسته است تا ضمن برچیدن تمامی امام باره های شیعه و حسینیه ها، از بر گزاری مراسم عزاداری عاشورا در کلیه مدارس و دانشگاه ها جلوگیری به عمل آورد .

·   ازدیگراهداف این گروه، مبارزه با گروه شیعی به نام "تحریک فقه جعفری" بوده است که در پاکستان در سال 1979 تاسیس شده است .

·   یکی از علل اصلی تشکیل سپاه صحابه مبارزه با خطرات احتمالی شیعیان و ترس از رشد قدرت نظامی، سیاسی و مذهبی آنان بوده است.

   بنا به آماری که پرویز مشرف اعلام کرده است، فقط در عرض یک سال 400 نفر(شیعه) دراثرحملات اینها (درسراسرپاکستان) به قتل رسیده اند. 

   ...قلعه های نظامی وسنگرهای این گروه بیشتر در نواحی جنوبی (ایالت پنجاب) پاکستان در منطقۀ مرکزی و پر جمعیت پنجاب و مرزهای کراچی واقع شده است و تعداد دفاتر و مراکز فعالیت این گروه به 500 مرکز می رسد ودر هر بخش از استان پنجاب شاخه هائی ازاین گروه وجود دارد و حدود  صد هزار(نفردربدل ریال هائی که ازطرف شیخ های عربستان سعودی برای شان سرازیرمی گردد) در عضویت این گروه ثبت نام کرده اند و در کشور های خارجی مانند امارات متحده عربی، عربستان سعودی، بنگله دیش و کانادا ... مراکزی برای فعالیت های ضد شیعی خود دایر کرده اند.

 

   بسیاری از حوزه های علمیه و مدارس در پنجاب توسط این گروه... و نظارت معلمان و نیروهای این گروه اداره می شوند و افراد خود را برای ترور مخالفان آموزش می دهند.

   گروه سپاه صحابه توسط طالبان حمایت می شدند و اعظم طارق که بعد از قتل مولانا جهنگوی مسئولیت این گروه را عهده دار بود آشکارا حمایت خود را از طالبان اعلام کرد و با قوانین طالبانی چون تحریم تلویزیون و سینما موافقت می کرد .

   اعظم طارق متهم شد که در حدود 103 مورد رهبری ترور مقامات شیعیان را به عهده داشته است. (1)    

 

   عباس جعفری در" فصلنامۀ فرهنگ پویا" دراین مورد می نگارد: کشور اسلامی پاکستان با چهار ایالت (پنجاب، سرحد، سند و بلوچستان) در همسایگی شرقی ایران ... همواره مورد طمع و تجاوز استعمار گران خارجی بوده است.

   مهم ترین احزاب پاکستان، "حزب مردم " ، " جماعت اسلامی"، "استقلال" و "نهضت اجرای فقه جعفری" است.

   این کشور به دلیل فقر فرهنگی و نفوذ روحانیان متعصب و مخالف شیعه یکی از عمده ترین مراکز تبلیغ وهابیت دربین کشورهای اسلامی به شمار می آید.

   گروه های وهابی پاکستانی، گاه بصورت حزب سیاسی با نفوذ در دولت، گاه بصورت گروه های فرقه گرای تروریستی و زمانی بصورت فعالیت فرهنگی عمل می کنند .(2)

 

   گروه تروریستی سپاه صحابه كه عوامل وپدید آورنده آ ن وهابی ها هستند در سال 1976 میلادی (به شکل ابتدائی وزیرزمینی) در پاكستان تشكیل شد (وسپس با حمایت های مالی سعودی ها، آموزش های تروریستی سازمان "آی اس آی" به یک مجموعۀ تروریستی تمام عیارمبدل گردید و امروز خودش را "لشکرجهنگوی العالمی" یا به عبارت روشنتر"تروریست های بین المللی" می خوانند!!

   یعنی پارا ازمرزهای پاکستان نیز فراترگذاشته و عملیات های انتحاری و تروریستی خویش را به داخل کشور بیدرودروازۀ افغانستان نیز کشانده است)!!

   نویسندۀ سایت راسخون اضافه می کندکه "این گروه خشن تا كنون هزاران شیعۀ مظلوم وبی گناه را به جرم دفاع از حریم ولایت اهلبیت به شهادت رسانده اند ". (3)   

   عباس جعفری معتقد است: احزاب پاكستان در پدید آوردن سپاه صحابه و نفوذ وهابیت در این كشور نقش فعال و موثری داشته است.

    زیرا بسیاری از روحانیونی که طرفدار وهابیت و سپورت کنندۀ افکار آنان در پاکستان هستند، دروس دینی خود را در عربستان گذرانده اند و با حمایت های مالی، سیاسی وفرهنگی سعودیان به مسئولیت ها و مناصب مهم (درپاکستان ) دست یافته اند.

   سفارت و نمایندگی های عربستان سعودی در پاکستان همواره از فعالیت گروه های فرقه گرا و مخالف شیعیان حمایت و تعداد فراوانی از جوانان این کشور را برای تحصیل در دانشگاه ها ومراکزعلمی عربستان جذب می کنند و از تاسیس گروه های تروریستی وهرگونه حمایت مالی و سیاسی از آنان دریغ نمی ورزند  (4) که برخی عملكردهای  آنها را چنین می نویسد:


  1 - گروه سپاه صحابه 

 

   نمونه کامل یک حزب تفرقه گرا و مورد حمایت عربستان در پاکستان است.

   (شاخۀ نظامی وتروریستی سپاه صحابه یعنی "لشکرجهنگوی") در سال 1984 میلادی  در زمان حکومت جنرال ضیاءالحق توسط فردی به نام "مولانا جهنگوی" در شهر جهنگ (درجنوب ایالت پنجاب) تاسیس شد و با سرعت بی سابقه ای گسترش یافت.

   مراکز فعالیت (لشکرجهنگوی) سپاه صحابه (شهرهای سیالکوت، فیصل آباد، جهنگ و مانند آن) مناطقی هستند که قبلا محل فعالیت فئودال های شیعه مذهب بوده وتأسیس سپاه صحابه (ولشکرجهنگوی) یکی از ابزار های فئودال های (متعصبی که خودرا منسوب به اهل سنت قلمدادمی کردند، اما وهابی مشرب وتحت الحمایۀ عربستان سعودی بودند) در مبارزه با شیعیان (به حساب می آید).

   عربستان با پشتبانی سر سخت از ضیاءالحق (وهابی مسلک) و سپاه صحابه از فعالیت های آنان حمایت می کرد.

   یکی از شعارها و اهدافشان… مبارزه با افکارشیعیان و انقلاب اسلامی ایران است .

   تبلیغات گسترده و گمراه کنندۀ آنها و کارهائی مانند آدم ربایی، سرقت های مسلحانه، ترور، کشتار جمعی ( با بمب گذاری ) و اعمال وحشیانه دیگر باعث ایجاد وحشت و دلهره در بین شیعیان است.

   سپاه صحابه (به دستور عربستان سعودی) گروهک های وابستۀ دیگری که در جهت اهداف آنها تلاش می کنند مانند گروه "سوار اعظم" به رهبری "مولانا اسفندیار" و "سلیم الله خانی" و گروه "حرکت الانصار" و "تنظیم الوعده" را نیز تأسیس نموده است .

 

   2 -  داکتر احسان اللهی ظهیر  

 

   نامبرده که تحصیلات خود را درعربستان با حمایت های مالی وهابیان سعودی طی کرد، یکی از مهره های اصلی تفرقه انگیز و مبلغ   فرقۀ وهابی و عامل قتل عام تعداد زیادی از شیعیان در مراسم عزاداری در پاکستان و کشورهای دیگر است.

   نمونه هایی از آثار و تالیفات او در تبلیغ آراء وسیاست وهابیان و مبارزه با عقاید شیعه عبارتند از: "الشیعة و اهل البیت" ، "الشیعة والتشیع" ، "الشیعة والقرآن" ، "الشیعة والسنة".

 

   3 - تاسیس مراکز فرهنگی، آموزشی و خیریه

    رژیم آل سعود در سال 1368 به بهانۀ کمکهای آموزشی و(به اصطلاح) انسان دوستانه به مهاجران افغانی در ایالت بلوچستان مراکز متعددی به نام های "مؤسسة الدعوة الاسلامیه" ، "ادارة الاسرا"، "مؤسسة مکة المکرمة الخیریه" و "مؤسسة سلم" را تاسیس کرده است .

   درپوشش کمکهای مالی، فرهنگ ضد شیعی وهابیت و سیاست های ضد ایران را از طریق توزیع کتاب، جلسات سخنرانی، فیلم و نواروعکس به آوارگان و مهاجران (افغانی) مقیم دراین ایالت منتقل می کنند.

   طبق گزارش های بدست آمده، مهمترین فعالیت های این مراکز عبارتند از:

·        پرداخت حق التدریس به کسانی که به کودکان افغانی قرآن آموزش می دهند،

·        تغذیه فرهنگی ( کتاب، جزوه و تصویر)،

·        پرداخت حقوق مستمری به گردانندگان اردوگاه های آوارگان افغانی و وهابیان وابسته به افکاروهابیان،

·   چاپ، نشر و توزیع کتاب ( کتاب های ...ضد شیعی ) برای مهاجران وآوارگان افغانی به زبان های اردو و فارسی و پشتو و ...(5)

    نویسنده دربخش نتیجه گیری مقاله اش اضافه می کند:

   گروه های تندرو متعصب "طالبان" و(لشکرجهنگوی یعنی شاخۀ نظامی) "سپاه صحابه" از میوه های تلخ و کشندۀ درخت وهابیت اند که با دستان دشمنان اسلام وبرخی افرادی که جمود فکری داشتند غرس شدند.

   وهابیت که مبنای فکری مقبول و معقول ندارد، برای ارائۀ نظریات و  خواسته های شان از تطمیع، تهدید، منطق زور وخشونت استفاده می کنند!!

   لذا این دوگروه برای پیاده کردن تفکر و اندیشۀ "وهابیت"  به طور آشکارا و اهداف دشمنان اسلام بطور نا پیدا و مرموز، در کشور های اسلامی افراد بسیاری از مسلمین بویژه شیعیان را به قتل رساندند و خانه های بسیاری را به آتش کشیدند و اموال شان را به غارت بردند.(6)

   به نظر می رسد که با روشن شدن ماهیت وهابیت برای بشریت و روشنگری اندیشمندان فرهیخته روز به روز وهابیت و وهابی گری رخت برچیند و امید که این آفت خانمان سوز و تفرقه افکن از پیکر جامعه مسلمین بر چیده شود.](7)

 

   هموطنان نهایت گرامی!

   این موضوع را نیز نباید فراموش کنیم که سال های متمادی است که مردم آسیب دیدۀ افغانستان فریاد می کشند که تروریست ها و انتحاریان از کشور تروریست پرور پاکستان به داخل مرزهای ما فرستاده می شوند، کسی باور نمی کرد!!

   اگربرای نیروهای بین المللی گفته می شد که "پاکستان حامی تروریزم است"، بازهم برای شان قابل قبول نبود.

   چون ازیک طرف وجود مفاسدا داری دردستگاه های دولتی افغانستان اعتماد واعتبارمسئولین اموردولتی را در نزد آنان به صفرضرب زده بود، بدین معنی که وقتی مسئولین دولتی افغانستان نسبت به ملت خودشان صادق نباشند، چگونه می توانند دربرابر کشور همسایۀ خویش پاکستان حرف درست وصادقانه بزنند؟!!

   ازجانب دیگر پاکستانی ها بارها وبارها همسوئی خود را با نیروهای بین المللی مستقردرافغانستان در مبارزه با تروریزم اعلام کرده و گهگاهی لشکر کشی هائی نیزبرمخفیگاه های القاعده در وزیرستان انجام می دادند وحتی برخی از اعضای مظنون رده های پائین آن هارا هم دستگیر و بدست امریکائی ها می سپردند!!

   اما پاکستانی ها برای اینکه بتوانند دلایل قانع کننده تر همسوئی و وفاداری خودشان را در مبارزه با تروریزم، پیش چشم نیروهای ائتلاف جهانی به نمایش بگذارند، باکمال وقاحت وپستی، دسته های دهشت افگن و تروریست های آموزش دیدۀ خودرا دستورمی دادند تا درجای جای پاکستان حملات تروریستی، انتحاری و انفجاری خود شان را دراجتماعات اهل تشیع (که حدوداً بیست فیصد نفوس کل پاکستان را دربرمی گیرند) و یا دربین اجتماعات بریلوی ها (که بیش از هفتاد فیصد اهل سنت آن کشور را تشکیل می دهند) انجام دهند و مسئولین بی صلاحیت ونمایشی دولتی خویش را نیز وامیداشتند تا دربرابرسیاستمداران ایالات متحدۀ امریکا وجامعۀ جهانی اشک تمساح بریزند تا مراتب ترحم آنان را جلب و درعین حال برآنان بقبولانند که پاکستان هم قربانی تروریزم است.

   بدینشکل، درهرملاقاتیکه سران دولتی پاکستان با سران جامعۀ جهانی انجام می دادند، تعهد می سپردند که ما با تروریست های مخفی شده درمناطق قبائلی، مصمم و قاطعانه مبارزه می کنیم.

   اما این تعهد سپردن های دولت نمایشی و دیکوری پاکستان دربرابر جامعۀ جهانی، هیچگاهی برای نظامیان و آژانس استخبارات "آی اس آی" الزام آور نبوده وصرف جنبۀ تبلیغاتی و گمراه کننده داشته و به خاطر دریافت کمک های مالی وکلاهبرداری ازسر جامعۀ جهانی به این ترفند ها متوسل شده اند!!

   اینگونه برخوردهای مزورانۀ مقامات پاکستانی، نیروهای ائتلاف بین المللی و بخصوص امریکائی ها را مطمئن می ساخت تا پاکستان را متحد قاطع خود در مبارزه با تروریزم بشمارآورند!!

   بااین ترفند، پاکستانی ها کلاه های گشادی روی سرجامعۀ جهانی گذاشتند و به بهانۀ مبارزه با تروریزم، مبالغ هنگفتی را نیز ازجیب آنان بالا کشیدند!!

   رقم این پول های بادآوردۀ دریافتی پاکستانی ها از امریکا وجامعۀ جهانی را چندی قبل "بیست میلیارد دالر" اعلام کردند که می توان بزرگترین و پرمنفعت ترین سود حاصله از "تجارت تروریزم ودهشت افگنی" توسط نظامیان واطلاعاتی های پاکستانی درجهان به محاسبه گرفت!!

 

   همینطوربه قیمت هزاران بدنامی وبی حیثیتی دولت ملکی پاکستان که عروسک های کوکی ونمایشی ای بیش دردست نظامیان آن کشورنیستند، ناگهان وبرخلاف توقع پول دهندگان، به اصطلاح وطنکی ما "عوض گوشت لاندی، از زیر پلو ملی برآمد" وحادثۀ خبرسازی روی آنتن های رسانه ها بالارفت که اسامه بن لادن طی یک عملیات غیرمترقبه بوسیلۀ نیروهای خاص کوماندوهای دریائی ایالات متحدۀ امریکا بر مخفیگاهش درایبت آباد اسلام آباد به هلاکت رسیده است!!

   باج دهندگان جامعۀ جهانی پس ازکشته شدن بن لادن تازه هوش به سرشان آمد که ازطرف پاکستانی ها رندانه کلاهبرداری شده اند!!

   اما ازخجالتزدگی بر روی خویش نیاوردند و تاکید هم کردند که نقش پاکستان درمبارزه با تروریزم  برجسته است!!

   به هرحال، پس از یک سلسله تحقیقات ابتدائی، روشن شد که بن لادن حد اقل از شش سال قبل بدینسو، در مجیرتاون ایبت آباد درپنجاه کیلومتری اسلام آباد، که حساسترین نقطۀ استراتیژیکی، اکادمی نظامی و مرکز نگهداری کلاهک های هستوی پاکستان وازلحاظ امنیتی ورادارهای هوائی نیز چنان مجهز است که درتمام پاکستان مثل ومانند ندارد!!!

   شیخ اسامه، درشب عملیات، باهمسران متعدد خود چنان سرگرم بوده که متوجه سروصداهای هلیکوپترها وحملۀ مهاجمین (کوماندوهای) امریکائی نشده وبا ورود آنان حتی یک فیرهم نتوانسته است!!

   البته قرارگزارشات کوماندوهای امریکائی، مقدارزیادی از دواهای گیاهی تقویت کنندۀ جنسی نیز درخوابگاه بن لادن یافت شده است.

   آری، بن لادن که درکنف حمایت های دقیق سازمان اطلاعاتی وجاسوسی "آی اس آی" درعیش ونوش وعلفخواری بسرمی برده است، بدون شک گردانندگان وانعام گیران آژانس استخباراتی فوج پاکستان درمعاملۀ پنهانی بیست وپنج میلیون دالری با امریکائی ها، زمینۀ نابودی وهلاکت اسامه بن لادن را فراهم نمودند!!(8)

 

   باافتادن طشت رسوائی نظامیان وجاسوسان پاکستانی ازفراز بام دنیا (ارتفاعات قلۀ پامیر) که صدای ناهنجارش درسراسرجهان، گوش فلک را کرساخت، دیگر آبرو وحیثیت پاکستان درتمام دنیا برباد فنا رفت!! 

   سردمداران دولتی، نظامی واستخباراتی پاکستان توانستند گوی سبقت را ازدست همه مداریان سیاست درسطح جهان بربایند و کپ قهرمانی "دروغگوترین ورسواترین" موجودات روی زمین را ازآن خودسازند!!

 

   همانگونه که گفته اند" ...لچ ازآب نمی ترسد"، دیگر پاکستانی ها هم باقیماندۀ نقاب کاذب خویش را از رخ پس زدند و به تجاوزات مرزی در کنر و نورستان افغانستان و اعزام علنی تروریست هایشان برسر سفارت امریکا ومرکز فرهنگی بریتانیا درکابل، هوتل کابل سرینا، هوتل انترکانتی نینتل، گلبهارسنتر واقع چهارراهی انصاری شهر کابل حمله ورگردیدند!!

   اینک اخیراً نیز دردهم  محرم الحرام یعنی روز برگزاری عاشورای حسینی(ع)، باکمال وقاحت و بیشرمی، انتحاری های جهنگوی را به دنبال سلسلۀ جرائم سازمان یافتۀ قبلی خویش به کشورما اعزام و درکابل، مزارشریف وقندهار به اعمال انتحاری و تروریستی مبادرت ورزیدند و با رسوائی و افتضاح تمام نیز اعلام داشتند که این اعمال شنیع و تجاوزات غیرانسانی را درحریم کشورافغانستان، لشکر یزیدی جهنگوی تحت فرمان مولانا اعظم طارق مربوط گروهک وهابی مسلک سپاه صحابۀ پاکستان انجام داده اند!!!

 

   مفتضحتر ورسواترازهمه، سپاسگزاری های رسمی "رحمن ملک"  وزیرداخلۀ پاکستان است که از گروهک تروریستی لشکرجهنگوی به خاطر اینکه عملیات های انتحاری خویش را که قبلاً در ایام عاشورای حسینی(ع) ومیلادمنجی عالم بشریت، حضرت پیامبرگرامی اسلام(ص) که ازطرف شیعه وسنی درسراسرپاکستان تجلیل می گردید ووهابی هاو دیوبندی ها گرامیداشت چنین ایام مبارک را بدعت و حرام می دانند، حملات قاتلانه وتروریستی خودرا علیه برگزار کنندگان مراسم ومحافل مذهبی، مسلمانان انجام می دادند.

 

   اما، اینبارکه تروریست های لشکرجهنگوی، حملات قاتلانۀ خویش را نه در داخل قلمرو پاکستان، بلکه به بیرون از مرزهای  آن کشور، یعنی به «کابل، قندهار و مزار شریف» کشانده اند، ازآن ها سپاسگزاری نموده است!!!

   حالا می خواهیم از هموطنان باایمان، غیور و مجاهد پرورخویش، اخصاً علماء، دانشمندان، نخبگان، سیاست مداران، نمایندگان مردم، روشنفکران، گردانندگان احزاب وکلاً فعالان  نهادهای جامعۀ مدنی بپرسیم که:

 

   آیا دربرابرسردمداران کشور بدکرداروجنایت آفرینی چون پاکستان که امروزبا دسایس علنی و دشمنی های آشکار نظامیان واستخبارات جهنمی "آی اس آی" آن روبروهستیم و دنیاهم بخوبی به نیات پلید آنان نه تنها در برابر کشورما، بلکه از خصومت های ضدانسانی آنان حتی در برابرسائرملل جهان نیز بخوبی پی برده است،  نباید پرچم اعتراض و فریادهای خشم و دادخواهی در برابر آنان بلند کنیم؟

 

   اگرجواب مثبت است که بسم الله ومقدم با برکت، پرمیمنت وافتخارآفرین شما را در سنگرگاه  اعتراض ودادخواهی (www.dadkhuast.blogfa.com) با کمال اخلاص وصمیمیت گلباران می کنیم!

   البته اگرجواب منفی باشد و مصلحت برادامۀ سکوت دربرابر مظالم پاکستانی ها، مارا به خیر و شمارابه سلامت!!

 

   اما اجازه دهید که این نکته را نیز به گوش تان بازخوانیم که جامعۀ جهانی هم که پس ازختم دوران جهاد ملت افغانستان، کشورمارا به کام نظامیان و استخبارات پاکستان سپردند وچشمان خویش را بر روی تمام دسایس وجنایات آنان بستند!!

 

   بطورنمونه بدنیست متذکرشویم که:

   [«خانم رابین رافائل معین وزیرخارجۀ وقت امریکا، در ماه نوامبر1996 با اصرار تمام ازکلیه کشور های دنیا خواست تا با طالبان ارتباط بر قرار کنند و آنها را در انزوا قرار ندهند.»

   رافائل(که شدیداً تحت تأثیرالقائات مقامات استخبارات پاکستان قرارگرفته بود) باخطاب به جامعۀ جهانی ابراز داشت: «طالبان بیش از دو سوم کشور (افغانستان) را تحت کنترل خود دارند؛ آنها افغان و از مردم بومی این کشور اند وتوانایی شانرا نشان داده اند.

 

   عامل واقعی موفقیت آنها هم این است که بسیاری از افغانها بخصوص پشتونها به طور کلی حاضرند که در برابر قطع جنگ بی پایان و دست یابی بحدی از صلح و امنیت، حتی محدودیت های سخت اجتماعی را هم تحمل کنند.

   به نفع افغانستان و جهان نیست که طالبان را در انزوا قرار دهیم.](9)

 

   سرانجام شاهد بودیم که خودامریکائی ها نیز دریازدهم سپتمبرحق السکوت خویش را در قبال برنامه های آتش افروزانۀ پاکستان وخوشبینی های مأموران وزارت خارجه واطلاعاتی خود، چندین برابرسنگین تر پرداختند وحیثیت وآبروی خویش را نیزدرقبال آن برباد دادند!!

 

   خوانندگان نهایت عزیز!

 

   اجازه دهید برگردیم سراصل مطلب ولازم است به عرض برسانیم که  روی سخنان ما باآن عده ازهموطنانی است که امروز درقبال جرایم سازمان یافتۀ فوجی های پاکستان وعوامل مزدورآنان درداخل کشورما، مثل تافته های جدابافته ازسرنوشت کل جامعه، بابی تفاوتی به تماشا نشسته اند!!

 

   همین چند سال قبل بود که جامعۀ جهانی درقبال ارتکاب تمام جنایات وجرائم سازمان یافتۀ پاکستان، آنهم برخلاف تمام معیارهای جهانی، حقوق بشری وحسن همجواری، دربرابرملت مسلمان ورنج کشیدۀ افغانستان دست روی دست گذاشته وبابی تفاوتی تمام فقط نظاره می کرد وحتی همانگونه که چندسطربالاترنیزاشاره رفت، معاون وزیرخارجۀ امریکا خواستارپشتبانی از ادارۀ استبدادی وخونریزطالبان پاکستانی درافغانستان گردید، اما ناگهان دیدیم که حادثۀ یازدهم سپتمبر، نشئۀ همۀ آنان را پراند!!!

 

  اگررفاه زدگان وبی تفاوت نشستگان هموطن ما هم از حالت نشئۀ تجملات موقتی وگذرای امروزی خارج نشوند، این احتمال هم منتفی نخواهد بود که حق السکوت خویش را ده ها، صدها و هزارها وشاید هم میلیون ها مرتبه بیشتربپردازند وتمام شیرینی های تجمل پرستی های امروزی درکام شان به تلخی وزهرحلائل مبدل گردد و آنگاه افسوس خوردن هم هیچ سودی به حال شان نداشته باشد!!

 

   اما اجازه می خواهیم این سوال را مطرح کنیم که ما وشما را چه شده است؟

   آنهمه شهامت ها، شجاعت ها وروحیۀ دشمن ستیزی های خویش را که همین چندروز قبل دربرابرغول کمونیزم شوروی داشتیم، چطوراینگونه به یکبارگی از دست داده ایم؟

 

   گویا به حدی ضعیف، ناتوان وزمینگیر شده ایم که دستان پلید و ناپاک دشمنان تجاوزگر، یعنی عوامل سیه کار آژانس استخبارات اردوی پاکستان (آی اس آی) همه روزه از آنطرف مرزها به کشورما دراز می شود و جوانان، زنان، کودکان این مرز وبوم را به خاک وخون می کشانند، اما ما به پیمانه ای بیچاره و درمانده شده ایم که حتی جرأت یک اعتراض را هم نداریم!!!

 

·        پس کجاشد آنهمه غیرت وغرورستم ناپذیری، دشمن ستیزی و شوروی براندازی مردم شهادت خواه ما؟

·        کجاشدآن منطق قوی تسلیم ناپذیری و ستمکوبی مجاهد مردان ما که امروز به خاموشی گرائیده است؟

   مگر شعارنمیدادند که:

 

نه ظـلم بـرسـرکـس کـن، نـه زیـربـارظـلــم بــرو

کـه این مـنـطـق حـسـیـن  ومنـطـق دیـــن است؟

 

·   پس دشمنان، چگونه مارا طلسم کرده وبه خواب به اصطلاح مقناطیسی فروبرده اند که امروز به یک مشت اجساد بی روح، بی حرکت، منجمد و به اصطلاح معروف به "کلوخ های چشمدار" وافسون زده تبدیل شده ایم؟

    اگربگوئیم که ترسیده ایم، بازاین سوالات پیش می آید که :

·        ازکی ترسیده ایم؟

·        ازکلاهک های هستوی پاکستان؟

·   آیا زمانیکه ملت مجاهد وسلحشور ما دربرابر ابرقدرت خون آشام و قوای سرخ شوروی که می گفتند آنان را برای پیشبرد جنگ احتمالی جهانی سوم دربرابر دنیای غرب وکمونیزم ناپذیران ساخته و تربیه کرده اند، ایستاد و با دستان خالی واتکاء بر نیروی شکست ناپذیر ایمان و اخلاص خویش، بامشت های گره کرده و فریادهای دشمن شکن الله اکبر، قصرسرخ کریملن را به لرزه درآورد، آیا شوروی ها سلاح اتمی وکشتار جمعی در اختیار نداشتند؟

   البته که هزاران بار قویتروپیشرفته تراز کلاهک های ابتدائی پاکستانی هارا نیز حتی سوار بر سکوهای ثابت ومتحرک روی ماشه وآمادۀ فیر داشتند!!

·   ویا ازاین وحشت داریم که مبادا پاکستانی ها به خاطر امتیازات راه آبی ای که دارند، روزی راه اکمالات وانتقالات کالاهای تجارتی مارا مسدود گردانند و ما گرسنه وبرهنه بمانیم؟

   دراین صورت باید اعتراف نمائیم که خیلی بزدل و بیش ازحد رفاه زده محافظه کار شده ایم!!

   زیرا شرایط فعلی ما هم ازنگاه انتقالات کالاهای تجارتی باآن شرایط احتمالی تفاوت چندانی ندارد.

·   کانتینرهای حاوی اموال تجارتی ای که ازکشورهای مختلف به وسیلۀ تاجران ملی ما دربندرکراچی مواصلت می نمایند، بخصوص کانتینرهای فلزی حاوی مواد غذائی ودوائی ای را که معمولاً تاریخ انقضای مصرف کمتردارند، قصداً وعمداً به بهانه های واهی وترفند های گوناگون چندین ماه در زیرتابش مستقیم نورآفتاب و حرارت 45 تا 50 درجۀ سانتیگراد بندرکراچی نگه میدارند تا خاصیت های غذائی ودوائی خودرا ازدست بدهند!!!

   بااین عمل غیرانسانی و برخلاف تمام معیارهای جهانی وبین المللی از یک طرف درهرشبانه روز از هر کانتینر مبلغ (150دالر) ته جائی ودیمریج بگیرند، ازجانب دیگربه خاطری به این کارمبادرت می ورزند تا  تاریخ مصرف آن ها خاتمه یابد وتاجران ملی ما را که به مثابه خون درشریان این کشورجاری هستند، به ضرر وسقوط مواجه گردانند!!

   اگرهم تاریخ مصرف آن هنوزباقی مانده باشد، اما خاصیت خویش رادرزیرحرارت ازدست داده، مصرف آن ها منجربه بیماری های گوناگون هموطنان ما گردیده، سرانجام پای شان جهت تداوی به مراکزدرمانی پاکستان کشانده شوند!!!

   اینست برخوردهای انسانی واسلامی نوع پاکستانی؟!!!

·   ازجانب دیگردسیسه گران پاکستانی می خواهند تاجران افغان را به حدی تحت فشارقراردهند تا مجبورشوند ازخیر تجارت کالاهای باکیفیت کشورهای دیگربگذرند وکالاهای بی کیفیت، فرسوده وتقلبی ساخت پاکستان را خریداری و جهت رفع مایحتاج هموطنان در بازارهای افغانستان به معرض فروش قراردهند!!!

·   تاجران هموطن ما درقلمروکشور پاکستان، همیشه با رویۀ ناهنجارپاکستانی ها درنحوۀ اجرای ترانسپورتیشن، اخاذی های پولیس های مستقردر مسیرراه ها، سخت گیری ها، توقف دادن های  اموال تجارتی خویش دربنادرپاکستان، دست وپنجه نرم می کنند وهیچ کسی هم وجود ندارد تا به داد این تاجران خساره دیده برسد!!

   بعضی اوقات که مقامات دولتی افغانستان بامقامات پاکستانی صحبت می کنند وتوافقات وپروتوکول هائی را نیز باآنان به امضاء می رسانند، این توافقات، تعهدات و پروتوکول ها، صرف درحد لفظ ویا روی کاغذ باقی می مانند وبس، دیگرهیچگونه الزامات عملی درنزد مقامات وحاکمان انتظامی آنان پیدا نمی کنند!!

   باوجود آن هم بازمی بینیم که اموال تجارتی تاجران ما، همانگونه که قبلاً نیز اشاره رفت، ماه ها درقید پاکستانی ها باقی می مانند!!

   پس چاره چیست وچه کسی باید این معضلات را حل نماید؟

   جوابش روشن است که این مشکلات را بایستی دولت افغانستان حل نماید.

   دولت وظیفه دارد که گرگ های فاسد وخون آشام پاکستانی که برسرراه انتقالات اموال تاجران ملی ما ازبندرکراچی و وانه تا مرزهای کشوربه اخاذی مشغول اند را دورسازد.

   همینطور پاتک های داخلی که  کم ازپاتک های اخاذی قلمروپاکستانی نیستند را نیز!!!

   وجود تمامی این مشکلات وعدم کنترول درست ازجانب دولت، هم باعث بلند رفتنن نرخ ها دربازارمی گردد و هم ازکیفیت اموال واردائی می کاهد!!

   دراین صورت سرنوشت بازاربدست آن عده استفاده جویان مافیائی می افتد که نه ترحمی به حال مردم آسیب دیده دارند و نه ذره ای حب وطندوستی دردل شان موجود است!!

   نامش را هم گذاشته اند بازار آزاد!!

   آیا مفهوم بازارآزاد همینست که تاجران ملی ودلسوز را به دست گرگان گرسنه بسپارند ومتضررسازند وخون آشامان مافیائی تحت الحمایۀ استخبارات جهنمی پاکستان را برجان ومال ملت مسلط گردانند؟

   به هرحال، اما واقعیت امراینست که دیگرنشست ها وپروتوکول امضاء کردن ها با مسئولین دولتی بی اعتبار وبی خاصیت پاکستان هیچ دردی از درد های تاجران ملی وخسارت دیدۀ ما را دوانمی تواند.

   زیرا، چنانچه همه می دانند که دولتمردان پاکستان ازجملۀ نمایشی ترین، بی صلاحیت ترین ومفتضح ترین دولت ها دربرابرارادۀ منحصربه فرد نظامیان مافیائی آن کشوربوده و شهرۀ آفاق ورسوای جهان نیز شده اند!!  

   پس به گفتۀ قدیمی ها: "فکرنان کن که خربوزه آب است".

   یک چارۀ اساسی ومؤثرباید جستجوشود تا دیگرپاکستانی ها نتوانند راه های انتقالات اموال تجارتی را به فشارهای سیاسی وامتیازگیری های غیرانسانی مبدل سازند.

   چنانچه سال های متمادی است که می بینیم:                                                                        

·   پاکستانی ها، برخلاف تمام معیارهای اسلامی، انسانی، حسن همجواری، کنوانسیون ها وقوانین بین المللی، از امتیاز راه آبی خویش در برابرکشورما  سوء استفاده های سیاسی واوپراتیفی می کنند که این خود بزرگترین وغیرانسانی ترین خیانت درحق کشورما به حساب می آید!!

   اما این نکته راهم نباید نادیده بگیریم، به همان میزانی که ما ازلحاظ انتقالات اموال تجارتی محتاج پاکستان هستیم، به همان میزان و حتی بیشتر ازآن پاکستانی ها هم به ما احتیاج دارند.

   زیرا افغانستان، غیرازمسیرپاکستان هم می تواند بخش وسیعی از مایحتاج خویش را از طریق کشورهای همسایۀ دیگرمثل جمهوری اسلامی ایران، تاجکستان، ازبکستان و ترکمنستان نیزمرفوع سازد.

·   اما دسترسی پاکستانی ها به بازارهای بکرآسیای میانه که یکی ازاهداف مهم وبخش عمدۀ عمق استراتیژیک آنان را تشکیل می دهد، فقط ازطریق خاک افغانستان قابل تأمین است وبس.

·   امتیازتولیدات هزاران کمپنی، ازجمله کمپنی های تولید ادویه جات، مواد آرایشی، بهداشتی، موادکیمیاوی و پروسس موادغذائی را که پاکستانی ها به امید بازارهای افغاستان وآسیای میانه ازسراسردنیا گرفته والبته به خاطرعدم کنترول درست در مرزها وگمرکات ناسالم، وجود مفاسد اداری ورواج بلتی ها وقاچاق اموال بی کیفیت تحت حمایت های دوامدارگردانندگان سودجوی مافیائی، مالکان کارخانه های تولیدی پاکستانی را به این طمع وتوقع انداخته است تا تولیدات آنچنانی شان را بدون هیچ ملاحظۀ اخلاقی، اسلامی و انسانی، با کیفیت بسیارپائین تولید نموده، به کشورما فرستاده و تمام بازارهای ما را نیز اشباع ساخته اند!!(10)

   بدینلجاظ احیاناً اگر مرزهای پاکستان برروی اموال تجارتی ما مسدود گردد، اجناس تولید شدۀ خودشان نیز روی دست شان باقی خواهند ماند.

درآن صورت چرخۀ تولیدات شان ازفعالیت بازمانده، دروازه های آن کمپنی ها نیز تخته وسرمایه گذاری های شان هم برباد خواهند شد.

طبق ضرب المثل معروف: «پس چیزی که عوض دارد گله ندارد».

·   البته ممکن است دروهلۀ اول پاکستانی ها چنگ ودندان شان را بطرف ما نشان دهند و به اصطلاح تهدید نمایند، اما خاطرجمع باید بود که ادامۀ آن بیش از اینکه برای ما مشکل جدی خلق نماید، برای خودشان نیز مرگ آفرین خواهد بود.

   فراموش نمی کنیم که قبل ازسه دهۀ بحران، مثلاً اگردر یک دوافروشی افغانستان، یک قلم ادویۀ ساخت پاکستان به چشم می خورد، آن دواخانه ازطرف صحت عامه هزاران افغانی جریمۀ نقدی ومدت ها دواخانه اش مهر ولاک می شد.

 

   اما امروز تمام بازارهای افغانستان را دواهای بی کیفیت صادراتی (For Export) پاکستان اشباع کرده است وهیچ مرجع ولابراتواری هم دراین کشوروجود ندارد تا آنهارا کنترول وتعیین مقدارنماید!!

   البته یک نکتۀ ناگفته هنوز باقی مانده است که یک تعداد تاجران افغانی وپاکستانی که اموال واجناس لوکس را از کشورهای پیشرفته به نام افغانستان می آورند و وقتی ازبندرتورخم عبوردادند، به کمک خود پولیس های سرحدی پاکستانی ازراه معروف "شترها" واپس به داخل پاکستان انتقال داده ودربازارهای "کارخانو"، "صدر"، مناطق آزاد قبائلی وبازارهای "علاقه های غیر" به عنوان اموال غیرمجاز به فروش می رسانند.

    این دیگرچیزی نیست که به احتیاجات وضروریات مردم ما ارتباط پیداکند تا ما درازای آن برای پاکستانی ها باج های کلان سیاسی بدهیم!!

   اگرواقعاً پاکستانی ها بخواهند ازورود اموال قاچاقی وممنوعه جلوگیری نمایند، به بسیارآسانی و سهولت می توانند:

o       راه معروف "شترها" را در جوار دروازۀ بندری تورخم وسائرنقاط را مسدود بسازند،

o       پولیس های مؤظف خودرا اجازه ندهند ازآنان اخاذی نمایند،

o       قاچاق بران وقاچاق فروشان را تحت تعقیب قراردهند،

    بااین کارها، هدف شان تعمیل می گردد.

   ازآن گذشته، بازارها ومارکیت های آزاد بی سروبی پای "کارخانو" را که به اصطلاح معروف، "ازشیرمرغ تا جان آدم" درآنجا پیدامی شود، را کسانی که سفر وگذری به پشاورداشته اند بخوبی دیده اند که تماماً ازاموال تجارتی لوکس به اصطلاح ممنوع الورود به خاک پاکستان مملواست.

    ازنصف بازارکارخانو به سمت غرب، یعنی ازخادۀ رنگۀ پولیس به بعد که به علاقۀ غیر مسما ساخته اند، تلی های چرس، بوجی های هیروئین، سلاح های ثقیل، توپ های پیشرفته، راکت های سرشانه ای استینگر، انواع میزائیل ها، تفنگ ها وتفنگچه ها، مین های ضدتانک، ضد پرسونل وهرآنچیزی که درجهان ساخته می شوند، همگی درآنجا آزادانه درمعرض فروش قرارداده می شود!!

   پس بنابه دلائلی که تا اینجاگفته آمدیم و صدها دلایل ناگفتۀ دیگر، ازمسدود شدن بندرهای پاکستان برروی کالاهای تجارتی خود نباید جزئی ترین هراسی دردل خویش راه دهیم، بلکه شهامت مندانه باید خروش برآوریم و در برابرآن ستمکاران وجنایت پیشگان پاکستانی بایستیم وازحقوق مسلم خویش قاطعانه دفاع نمائیم.

    اما این سوال نیز قابل ارزیابی است که برخی مسئولین کشوری ما چرا در برابر تهدیدات پاکستانی ها روحیۀ خودرا می بازند؟

   اجازه دهید یک مقداربرهنه ترعرض کنیم:

·   امیدواریم که رسیدن برخی ازهموطنان ما به مقام، موقف، منصب، سرمایه و بلدنگ، ایشان را دربرابر اینهمه خیانت ها وشرارت های پاکستانی ها ودسایس آنان خاموش، بی تفاوت و محافظه کارنساخته باشد تا به خاطرحفظ ونگهداشت آن ها برجنایات پاکستانی ها چشم بپوشند.

   اگرچنین نباشد، پس اینهمه ترسیدن ها، لرزیدن ها وبی جرأتی ها در برابر دشمنان ملت و کشور ما از کجا انگیزه وسرچشمه می گیرند؟

    به هرحال، مخاطب امروزی ما آن عده ازهموطنان عزیزوباشهامتی هستند که دربرابردشمنان ملت و کشورما هرگز وبه هیچ قیمتی سرتسلیم خم نمی کنند و فقر، گرسنگی، تنگدستی، آوارگی ودربدری خانواده های معظم شهداء سربلند انقلاب اسلامی ومظلومیت های گوناگون قاطبۀ مردم مسلمان ومؤمن این خطۀ بخون نشسته را ازیاد نبرده و جرأت اعتراض وسلحشوری خویش را هنوزازدست نداده اند.

    البته این امکان هم وجود دارد که پاکستانی ها زهرچشمی از برخی دست اندرکاران کشورما گرفته باشند و یا خدای نخواسته، صد خدای نخواسته بعضی ها روابط پنهانی با اغواگران پاکستانی ریخته باشند و ازاخطاریه ای که چندی قبل پاکستانی ها مبنی بر اینکه «لیست افغان هائی را که با "آی اس آی" پاکستان تا کنون روابط پنهانی داشته اند را افشاء خواهند ساخت»، ترسیده وبرای خودشان حق بدهند تا در برابرجرائم وجنایات سازمان یافتۀ پاکستانی ها سکوت اختیار نمایند!!

    اما پیروی ازسکوت همچو مصلحت اندیشان، برای سائرمردم سلحشور افغانستان نه تنها قابل توجیه نیست، بلکه برعکس خیلی قباحت هم دارد.

   اما روی هم رفته باید یقین داشته باشیم که خاموشی دربرابر دشمنان سفاک، بدطینت، ویرانگر وتشنه بخون مردم ما، هیچ کسی را از گزند جنایات آنان نجات نخواهد داد.

   آخر، خداوند تبارک وتعالی(ج) برای بندگانش گوهرارزشمند وکمیاب عقل، منطق، هوش وفراست عنایت فرموده است تا نیکی راازبدی و راه راازچاه تمیزدهند.

    به طورنمونه، فعالیت های خیرخواهانۀ "شهید استادبرهان الدین ربانی" رئیس شورای عالی صلح را به عنوان یک عبرت باید آویزۀ گوش خود بسازیم که ایشان باکمال دلسوزی وصداقت در برابر طالبان خونریزو پرورش یافته درآغوش سازمان "آی اس آی"، پرچم سفید صلح وآشتی بلند کرد وآنان را صمیمانه به آغوش گرمش فشرد، اما متأسفانه دیدیم که چه نتیجه داد؟

   آیا جواب صلح خواهی همانست که سازمان جهنمی استخبارات پاکستان وشورای کویته دادند؟

    همینطورآقای رئیس جمهورکرزی نیز طالبان خون آشام را به حدی عاجزانه برادران ناراضی خطاب می کرد که حتی دکانداران کویته رابه طمع حصول بندل های میلیونی پول، یا به قول یکی ازتحلیلگران(بوجی های دالر) انداخت وبا واسطه هائی که در داخل ارگ ریاست جمهوری کابل داشتند نفوذ کردند و از طرف آقای کرزی هم ازپول این ملت فقیروگرسنه، چنان سخاوتمندانه باج داده شد که گویا  براستی طالبان به این آب وخاک دلبستگی دارند ومی توانند برخلاف خواسته های سران آژانس اطلاعات فوج پاکستان به صلح وآشتی با دولت کابل تن دهند!!

   اما سرانجام چه جواب شنید؟

   دیدیم که ایشان را نیز برروی گلیم عزای برادرش نشاندند!!

   امروزامریکائی هاهم دفترچای وچلیم خانۀ هفتصد میلیون دالری برای طالبان دردوحۀ قطر بازکرده اند تا وجهۀ سیاسی جدیدی را برای آنان ببخشایند!!!

   ازآنطرف هم آقای کرزی هرقدرتلاش می کند تا آن دفتر را درعربستان درجوار قبرحضرت حوا(ع) و یا دراستانبول ترکیه بازنماید، اما روی یک سلسله انگیزه هائی، پذیرفته نشده و پافشاری های دولت کابل هم هیچ جائی را نمی گیرد!!

   اما ازظواهرامر پیدااست، امریکائی ها به احتمال قوی می خواهند سر طالبان را درسیاست، سیاست مالی و سیاست زدگی گرم کنند و تحولاتی را در فکر واندیشۀ آنان بوجود آورند تا شاید بتوانند ایشان را به ترک خشونت، جنایت، ترور وانتحار وآدم کشی وادارند و درعین حال دست نظامیان پاکستانی را از فرمانروائی برسر آنان کوتاه سازند.

   یعنی همان هفتصد میلیون دالری را که در ازای مبارزه باتروریزم ودهشت افگنی می خواستند بر دامن پاکستانی ها بریزند، مستقیماً دراختیارخود تروریست های آدم چهرۀ طالب قرار داده اند تا ازجنگ دست بکشند.

   درحالیکه ازآفتاب هم روشنتراست که اگرسازمان "آی اس آی" نخواهد، امریکائی ها هرگزبه هدف شان نمی رسند، مگراینکه منافع واهداف ازقبل تعیین شدۀ پاکستانی هادر آن نهفته باشد.

   زیرا، طالبان ساخته وپرداختۀ سازمان "آی اس آی" هستند، اسنادی را ازخودشان درآرشیف های اطلاعاتی آن ها برجای گذاشته اند که توان یک میلی مترتخطی ازخط قرمزتعیین شده بوسیلۀ آن سازمان را نخواهند داشت!!!

   به نظرما، اگرامریکائی ها بخواهند که طالبان را ازآغوش "آی اس آی" جداسازند ویا رئیس جمهورکرزی بنام هموطنانش بخواهد طالبان را ازالقاعده واستخبارات پاکستان مجزاگرداند ودردولت کابل شریک سازد، جزخودفریبی چیز دیگری نمی تواند باشد.

   مگراینکه اهداف پنهان دیگری مطرح باشد که با تبانی با "آی اس آی" صورت گیرد!!

   زیرا، پاکستانی ها روی طالبان برنامه هائی را پیاده کرده بودند که:

·        گرمی ها و سردی های روزگاررا بچشند،

·        باسختی های آن بسازند،

·   همواره باسلاح، مرمی، بمب، انتحار، ترور،جنگ، گریز، ویرانی، خونریزی، خشونت، قساوت، آدم کشی، سربریدن، دست، گوش، پستان وبینی بریدن وچشم کشیدن قربانیان شان عشق ورزند و در دشت ها، کوه ها وسمُج ها وجنگل ها، سرسختی ها وبی رحمی ها خوبگیرند تا بتوانند در پاسداری از منافع شیطانی، استعماری وغارتگرانۀ نظامیان پاکستانی مفید واقع شوند!!

     نه اینکه سلاح ها، نارنجک ها وواسکت های انتحاری را ازتن بیرون کشیده  دوربیندازند و در درون آسمان خراش های دوحه وقطرفرو بروند و پشت میزهای بلورین و روی فرنیچرهای نرم وتخت های پرقوی شهوت انگیز لم بدهند و با هم آغوشی با نرم تنان و سیم ساقان صف کشیده درهوتل ها وکاباره های آنجا، اشتیاق وصلت با حوریان وغلمان های بهشتی را که بااجراء برنامه های"آی اس آی" برای شان وعده داده شده وهمچنین تحقق بخشیدن "خلافت جهانی اسلام" را که بایستی به قیمت خون خویش به ثمربرسانند را به باد فراموشی بسپارند و تمام زحمات فوج پاکستان را به یکبارگی به صفرضرب بزنند!! 

    اگربرفرض محال چنین حادثه ای رخ دهد وتروریست های طالب ازسنگرها وقبرهای کنده شده بوسیلۀ سازمان استخبارات پاکستان عقب نشینی نمایند، واسکت های انتحاری آن ها برای رفتن به بهشت موعود بی صاحب وبلااستفاده باقی بمانند و انگیزه های مشتعل شده دردرون آنان بامشاهدۀ تجملات رفاهی ومناظردل انگیز درجاده ها وبستر سواحل دریاهای دوبی، دروجود آنان به سردی و خاموشی بگراید،

 ·  آیا این دگرگونی ودست کشیدن طالبان این چنینی، روی روحیۀ سائر تروریستان آموزش دیده تأثیر بازدارنده  نخواهد گذاشت؟

·  اگراحیاناً چنین شود، مسئلۀ خط مرزی "دیورند" را که به اصطلاح معروف به زخم شادی مبدل گردیده، چه کسی و یا کسانی با کدام عامل فشارمؤثری به نفع پاکستان حل خواهدکرد؟

·    درآن صورت، قضیۀ کشمیربخش هند که پاکستانی ها مدعی الحاق آن به خاک پاکستان هستند، به کجا خواهد انجامید؟

·  آن همه رفاقت ها وحمایت های دیپلوماتیکی، نظامی واستراتیژیکی ای که امریکائی ها نسبت به پاکستان داشتند وفعلاً به سردی گرائیده و برعکس رقیب عمدۀ پاکستان (هند) با امریکا روابط حسنه واستراتیژیک برقرارکرده و جای پاکستانی های ماجراجو و تروریست پروررا می خواهند اشغال نمایند که چنین رویدادی برای پاکستانی ها  جز بی اعتباری، بی اعتمادی، بیچارگی، درماندگی وانزوا درسطح جهان هیچ ارمغان دیگری برای شان نخواهد داشت!!

    پس دراینجا دواحتمال قابل پیش بینی است:

   1 -  یا در زیراین کاسۀ هفتصدمیلیونی، نیم کاسه ونیم نیم کاسه هائی وجود دارد.

   2 – یا واقعاً همان ضرب المثل معروف گذشتگان ما درحال تحقق یافتن است که فرموده اند: "بارکج به منزل نمی رسد".

    یعنی آه ها وناله های وارثان وبازماندگان شهداء عاشورای 1433 افغانستان و فریادهای یتیمان، بیوه زنان و آسیب دیدگان ملت پاکستان، روزی حلقوم مافیای قدرت و نظامیان پاکستانی راخواهد فشرد و آن روزدورنخواهد بود و نشانه های کج شدن بارنظامیان پاکستانی و زوال وسرنگونی آنان نیزبه توکل خداوند قهار(ج) نزدیک ومحتمل به نظر می رسد.

·  ازجانب دیگراختلافات قومی، قبیلوی، عشیروی، نژادی، زبانی و همچنین نابرابری ها، تعصبات وتصلباتی که ازطرف حاکمان پنجابی تبار درایالات آن کشوراعمال می شود، نیز پایه های مردمی وملی حاکمان نظامی پاکستان را سست ساخته و وجهه واعتبار آنان را به کلی ازبین برده است!!

· فقط یک راه سرنوشت ساز برای مردم به گروگان گرفته شدۀ پاکستان، اخصاً اهالی ایالت های "سند"، "بلوچستان" و"صوبه سرحد"  باقی مانده است که مانند مردم لیبیا و مصر، عزم خودرا جزم نموده، علیه سلطۀ جابرانه و خشونتبار فوج واستخبارات مافیائی وبدنام آن کشور قیام کنند وایالت های شان را از سلطۀ پلید نظامیان پنجابی آزادسازند.

    اما دررابطه با کشورخودما باید به عرض برسانیم که وضعیت امروزی ما هم بهتراز وضعیت پشتون ها، بلوچ ها وسندی های پاکستان نیست.

    پاکستانی ها، بخصوص پس ازعقب نشینی قشون سرخ شوروی بدینسو همواره درتلاش بوده وهستند تا جای خالی آن ها را درافغانستان به عنوان یک دهلیز خلوت پر نمایند ومردم شوروی برانداز ما راهم به گروگان بگیرند که متأسفانه تاحدودی زیادی هم دردسایس شان مؤفق بوده اند:

 

  • بیش از 80 % خاک کشورمارا برای مدت بیش ازپنج سال تحت پوشش طالبان اشغال کردند!!
  • قتل عام های آشکارا، تصفیه های بی رحمانۀ نژادی، قومی و مذهبی را به وسیلۀ فوجی ها، اجیران طالب والقاعدۀ خود، درکشورما راه انداختند!!
  • هرچیزی را که خواستند وتوانستند ویران وبه نابودی کشاندند!!
  • هرشیء ارزشمندی را که به چنگ شان آمد دزدیدند وبه تاراج بردند!!
  • دختران وزنان جوان را به کنیزی و به بردگی گرفتند!!
  • نوجوانان ذکور را برای تروریست پروری وانتحارآموزی بردند!!
  • شخصیت ها، رهبران وفرماندهان جهادی ما را که ازخط مشی شیطانی آنان اطاعت نمی کردند، به انتحارجنایت شان بستند!!
  • حکم اعدام باقی نخبگان تسلیم ناپذیر ما را نیز به احتمال بیش ازصددرصد صادر کرده باشند!!

    پس چه باید کرد؟

    برای اقامۀ این جواب، اجازه دهید دست شما را گرفته، دو – سه دهه به گذشته برگردانیم:

    زمانیکه ابرقدرت خون آشام شوروی شکم خودرا برای بلعیدن کشور ما صابون می زد تا بتواند از این مسیر به اقیانوس هند دست یافته، شست پایش رابه آب های گرم ترکند، نه تنها کشورما بلکه درقدم دوم کشورپاکستان ودرعین حال منافع  ومصالح تمامی کشورهای نفت خیز، نفت فروش و نفت خر ونفت بر را نیزباشدت تمام به تهدید گرفته  وخواب آرام را ازچشمان تمام باشندگان دنیا ربوده بود!!

    اما مردم سلحشورما به نیابت ازتمام باشندگان کرۀ ارض، با دستان خالی، اما با تکیه برایمان خویش دربرابر کمونیست های تحت الحمایۀ شوروی بپاخاستند و سرانجام قشون سرخ شوروی را که به حمایت وپشتبانی ازآنان بر کشورما تجاوزکردند نیز طی یک دهه جهاد ومبارزه، به زانو درآوردند.

    آیا ملت غیرتمندی که آنهمه شهامت ازخود نشان داد و یک ونیم میلیون انسان را به نیابت از تمام بشریت درمبارزه وجهاد با الحاد وبی خدائی ابرقدرت شوروی قربانی داد، پاداشش همان بود که جامعۀ جهانی سرنوشتش را بدست جنایت آفرینان پاکستانی بسپارد؟!!

    حالا می خواهیم برعکس آن را به صورت مختصرارزیابی نمائیم که :

   اگرقیام وجهاد ملت افغانستان شکل نمی گرفت وملت سلحشورما جوانان و جگرگوشگان خویش را ابراهیم وار به قربانگاه ها نمی فرستادند، امروز:

·        ازافغانستان جزیک مستعمرۀ بیروح و حرکت، نام ونشانی درروی نقشۀ جهان باقی نمی ماند،

·   ازنقشۀ جغرافیائی روباه مانند کشور پاکستان هم جز یک سرزمین سقوط کرده درکام شوروی ها، اثر و خبری به چشم نمی خورد،

·   پارچه ها وقطعات دیوارستم آباد برلین نیزبه عنوان یادآوریک خاطرۀ تلخ و دردناک تاریخ بشریت در موزیم های سراسر دنیا به نمایش گذاشته نمی شد،

·   کشورهای اشغال شدۀ اروپای شرقی وآسیای میانه هم هرگز از زیریوغ بردگی و سیطرۀ ابرقدرت جهانخوار شوروی رهائی نمی یافتند،

·         وهمینطورصدها وهزارها مسائل منطقوی وجهانی دیگرنیز!!

     برادروخواهرهموطن مبارز!

    اگرازحق نگذریم، این شما بودید که به نیابت ازمسلمانان، خداباوران و مستضعفان جهان بامشت های گره کرده وقدرت ایمان خویش در برابر بزرگترین غول الحاد شرق بپاخاستید و برای بزانودرآوردنش بیش از یک ونیم میلیون انسان فرهیخته را درراه خداوند متعال(ج) قربانی دادید.

    برادروخواهری که روحیۀ بلند سلحشوری وانگیزه های مبارزه با دشمنان دین ووطن درسلول سلول وجود شما موج می زند!

   برادروخواهری که احیاء ارزش های الهی(ج)، پیروی از سنت افتخارآفرین نبوی(ص) وگسترش دامنۀ مکتب حیات بخش وانسان ساز اسلام را هدف حرکت تان قرارداده اید!

    برادروخواهری که نمی خواهید به خاطرمکنت وتجملات دنیوی، لجام اسارت وبردگی دسایس جنایتبارپاکستانی ها را بردهان خود ببندید وبه اصطلاح معروف پایبند« شولیته بخو پردیته بکو» نیستید،

   روی سخن ما فقط باشما است!

    با شما مردم غیورو دشمن برانداز وغرورآفرینی که نخواسته اید به جمع رفاه طلبان محض بپیوندید و درقبال سرنوشت کشورونسل های آتیۀ این سرزمین مقدس اسلامی وغرورآفرین بی تفاوتی اختیارنکرده اید!

   پس بیائید محافظه کاران وبه رفاه رسیدگان را به عالم روئیائی خودشان واگذاریم ودیگر مزاحم اوقات شیرین آنان نیز نشویم و برای شان مزاحمت های تیلفونی هم به بارنیاوریم.

    به خویش وخویشتن خویش برگردیم و ازاین حالت خمود، جمود، بی تفاوتی، ترس، لرز ومحافظه کاری بیرون بیائیم وهرچه عاجل تر تصمیم بگیریم.

    زیرا دیگردست روی دست گذاشتن و چشم دوختن به مسئولینی که هیچ استراتیژی و حتی تعریف مشخصی در برابر دوست ودشمن ندارند، به آنان امید ببندیم که شاید روزی بخود بیایند و در برابردشمنان خونریز و تروریست پرور پاکستانی از خودشان عکس العمل رسمی وجدی نشان دهند، چنین انتظاری مثلیکه بسیارساده لوحانه وبیش ازحد خوشبینانه خواهد بود!!

    داشتن چنین توقعی ازآنان بیشتربه همان ضرب المثل قدیمی می ماند که می گفتند: « بزک بزک نمیر که جو لغمان می رسد»!!

    دراین صورت، بسیارضروربه نظرمی رسد تا فرد فرد ما باشندگان این سرزمین هرچه عاجلتر دم دروازه های کارگاه های نجاری صف بکشیم و برای خود یک یک تابوت فرمایش دهیم !!!

    چون دیگر برای همۀ ما ثابت شده است که  دشمنان معلوم الحال ما سخت بی رحم اند و جرار وماهم به امید اینکه نیروهای جامعۀ جهانی بیدارنشسته اند وامنیت مارا تامین می کنند، کاملاً خاطرجمعیم!!

    با بی تفاوت نشستن ما نه تنها ازمواضع تهاجمی خود عقب نشینی نخواهند کرد، بلکه هرروزی که ازسکوت مرگبارما بگذرد، به همان میزان آنان نیز جری و جریتر گردیده و به پیشروی های خویش بیش ازپیش ادامه می دهند!!

    البته این موضوع نیز کاملاً روشن است که نظامیان واطلاعاتی های پاکستانی به کمتراز بزانو درآوردن وبه بردگی گرفتن باشندگان این سرزمین در راستای رسیدن به هدف استعماری ودستیابی کامل به عمق استراتیژیک خویش بسنده نخواهند کرد.

     برادر وخواهر هموطن!

 بیائید یک تصمیم قاطع وجدی بگیریم،

  • خویشتن را ازاین سکوت اسارتبار بدرآوریم،
  • باوحدت، همدلی وصداقت دست در دست هم دیگر بگذاریم و به یک سلسله اقدامات عملی مبادرت ورزیم.

   چون بسیارواضح است که دشمنان سوگند خوردۀ این آب وخاک واین ملت متدین وفداکار:

·        قبل ازاینکه مارا دربرابر خویش بیش از این ذلیل و زمینگیرسازند،

·        اراده های مارا درمقابله باخودشان سلب وفلج گردانند،

·        فریادهای حق طلبانۀ مارا درگلوی ما خفه نمایند،

   ازخود حرکت، جنبش و جوششی نشان دهیم و خروشی برآوریم و بامشت های گره کرده بردهان شان بکوبیم تا دیگرجرأت گستاخی وجسارت در برابر ملت وکشورمارا نداشته باشند.

   بلی، شرایط و زمینۀ یک رستاخیزملی برای مردم ما یقیناً مساعد است.

    هموطنان شریف ما هم به این باورمندی رسیده اند که اگرما بیش ازاین در برابر دشمنان سفاک کرنش کنیم و خاموشی اختیارنمائیم، آنان هرگز دربرابرما کوتاه نخواهند آمدو ذره ای هم درحق ما ترحم روا نخواهند داشت.

    لذا، چه بهترکه با اتکال بر نیروی لایزال الهی(ج)، باعزم متین وارادۀ آهنین، کمرهمت ببندیم ودرقدم اول، دادخواهی ای را ازمظالم حکام نظامی و استخبارات جهنمی پاکستان (آی اس آی) به دادگاه های کیفری بین المللی، شورای امنیت، حقوق بشرو... ارائه نمائیم وتمامی گندها، کثافات ورسوائی های این تروریست های آدم چهره را آنگونه که هستند، به جهان وجهانیان معرفی وباپشتکار و قاطعیت تمام تا نتیجه گیری نهائی آن را دنبال نموده و به ثمر برسانیم.

    همزمان باآن، جاسوسان مخفی، نیمه مخفی و حتی معلوم الحال استخبارات پاکستان را که در کشور ما فعال هستند:

·        تروریست های اعزامی استخبارات پاکستان را درخانه های خود پناه می دهند،

·        واسکت های انتحاری را برآنان می پوشانند،

·   آمادۀ عملیات جنائی وتروریستی می سازند، را بادقت  شناسائی و فهرست گیری نموده، از طریق رسانه ها به مردم و جهان معرفی و دستان مداخله گرانۀ عوامل اصلی را که آژانس جهنمی استخبارات پاکستان است را از سرنوشت کشوروملت خویش قطع وکوتاه سازیم.

    زیرا چنین خیانتکارانی امروز درکشورما فراوان وجود دارند و بعضی از مردم ما هم آنان را با اصل ونسب شان می شناسند.

   پس منتظرچه وکی هستیم؟

    آیا انتظارداریم تا نیروهای جامعۀ جهانی ازمظلومیت ما به دفاع برخیزند؟

·        جامعۀ جهانی ای که راه های اکمالاتی خودش را پاکستانی ها هروقت خواسته باشند مسدود می کنند؟!!

·        جامعۀ جهانی ای که تانکرهایش را گماشتگان "آی اس آی" پاکستان به آتش می کشند؟

·        جامعۀ جهانی ای که پاکستانی ها طیارات بی سرنشینش را ازمیدان طیاره اخراج می کنند!!

·        جامعۀ جهانی ای که تا کنون بیش از بیست میلیارد دالر به نظامیان تروریست پرور پاکستانی باج داده اند؟

·   جامعۀ جهانی ای که عوض به محاکمه کشاندن تروریست ها و دست آموزان دشمن مردم ما وقاتلان عساکرخودشان، یعنی طالبان اجیرودست آموزپاکستان را باج داده و برای آنان درقطر دفتر لوکس آنچنانی باز کرده وآنان را وجهۀ سیاسی وقانونی می بخشند؟!!

    گردانندگان نیروهای جامعۀ جهانی می دانند وکار وبرنامۀ شان.

    اما تلفات، خسارات، جنایات وجرائم سازمان یافته ونسل کشی ها و تصفیه های نژادی پاکستانی ها، القاعده و طالبان در مزارشریف، فاریاب، جوزجان، سرپل، پلخمری، بامیان، یکاولنگ، پروان، کاپیسان، هرات، تخار، قندهار، کنر، خوست، پکتیا، غزنی، ارزگان، نیمروز، قندوز، سمنگان، سرپل واخیراً هم یک عده جوانان، زنان و کودکانی را که درروزدهم محرم که برای یادبود قیام سالارشهیدان، حضرت اباعبدالله الحسین(ع) ویاران باوفایش درکربلا، مراسم تجلیل برپاکرده بودند، دراثرحملۀ قاتلانۀ تروریستی پاکستانی ها صدها نفرشهید وزخمی گردیدند که این عمل جنایتبارآنان نه قابل اغمازاست وچشمپوشی ونه بخشیدنی!!

    لذا است که باید درپی مطالبۀ خسارات وتلفات وارده ازجانب پاکستانی ها واجیران شان در کشورخویش وبرای به محاکمه کشاندن مرتکبین آن همه جنایات، اقدامات مقتضی و دستجمعی انجام دهیم که دیگرچنین فرصت مناسبی برای ملت ما مساعد نخواهد شد. 

   پس تابکی به امید اینکه دولت افغانستان یا جامعۀ جهانی به خیروصلاح مردم وکشورما اقدامات مقتضی انجام خواهند داد، خودرا فریب دهیم؟

     پاورقی  ---------------------------------------------------------------------------------

    (1) – سایت انترنتی راسخون به نقل از کتاب "وهابیت بر سر دو راهی"  ، ص24و28

    (2) – سایت راسخون به نقل از مجلۀ فرهنگ پویا، فصلنامه فرهنگی –اجتماعی وسیاسی ، شمارۀ (7)، اسفندماه سال 1386 - مقالات جعفری ، عباس

   (3) – سایت راسخون به نقل ازهمان مدرک به قلم آقای ابراهیمی و خانم محبوبه.

    (4) –  درجریان حملۀ گروپ حقانی برسفارت امریکا درکابل، رسانه های جمعی  گزارش دادند: [« فرارشتابزده وغیردیپلوماتیک دیپلومات های عربستان سعودی، از کابل به خاطر اسناد محرمانۀ موجود دراین سفارت وترس از آن که باشدت یافتن جنگ این اسناد بدست دولت افغانستان و یاگروه های دیگر بیفتد، صورت گرفته است.

    شماری ازنمایندگان مجلس با بیان این موضوع، می گویندکه دیگر نمی توان به روابط دیپلوماتیک عربستان سعودی خوشبین بود و به آن کشوراعتماد کرد.

    درروزسه شنبه کارمندان افغان سفارت عربستان سعودی، درکابل به رسانه هاگزارش دادند که دیپلومات های سفارت عربستان باآتش زدن تمامی اسناد واوراق این سفارت، کابل را ترک کرده اند.

    اما نمایندگان پارلمان افغانستان، می گویند که دلیل فرار دیپلومات های عربستان سعودی بگونۀ شتابزده وغیردیپلوماتیک از کابل، اسناد محرمی بوده که درآن سفارت وجود داشته است.»

   ماندگار ازقول "خانم فوزیه کوفی" نمایندۀ پارلمان دررابطه با فراردیپلومات های عربستان از کابل می نویسد:

    «حمایت آنان از طالبان سبب شده که احساس عدم مصئونیت کنند و از ترس بدترشدن اوضاع امنیتی وخشم مردم افغانستان، به صورت غیردیپلوماتیک از افغانستان بیرون روند.»] - کتاب "تفصیل وتحلیل دادخواست" ص 202 – تالیف  نگارنده به نقل از روزنامۀ ماندگار- چاپ کابل – دوشنبه 27 سنبله 1390 (29 سپتمبر)   

   (5) –  سایت راسخون به قلم آقایان جعفری،عباس، ازهمان مدرک

  (6) – قابل توضیح است که مخترع فرقۀ ذالۀ وهابیت، یک جاسوس معروف انگلیسی بنام "مسترهمفری" بود که کتاب خاطراتش به دست رسانه ها افتاد وبرنامه های فرقه سازی واختلاف افگنی های انگلیس ها را نه تنها دربین مسلمانان، بلکه دربین دیگرادیان ومذاهب غیراسلامی نیز مطابق سیاست یا استراتیژی معروف "تفرقه بینداز وحکومت کن "  راافشاء نمود!!

    کتاب خاطرات مسترهمفری به زبان های مختلف دنیا، ازجمله به زبان فارسی نیز ترجمه وبه دست نشرسپرده شد که مسترهمفری، مدتی در مدارس دینی اسلامی ترکیه تحصیل نمود وباتفسیرقرآن کریم، احادیث نبوی وتاریخ اسلام آشنائی پیداکرد.

     سپس ازطرف وزارت مستعمرات انگلیس برای ادامۀ برنامه های ازقبل تعیین شده، به عراق مؤظف شد ودربغداد نزد یک نجارشاگرد نشست و پس ازتحقیقات وتتبعات زیاد، با محمد بن عبدالوهاب که اصالتاً اهل نجد و از لحاظ اعتقاد مذهبی خودش را منسوب به مذهب حنفی می دانست، طرح دوستی ورفاقت ریخت و آهسته آهسته روی فکرو اندیشۀ  او کارهای مستمرانجام داد و درقدم اول روحیۀ غروروخودخواهی را دراو بیدار و شدت بخشید و یک سلسله باورهای کاذبی را درمخیلۀ او شکل داد و یک روز دربرابرستایش های مبالغه آمیز مسترهمفری با کمال غرور وخودستائی ادعا نمود که من ازخلفای راشدین بهتروبیشتر می دانم!!

   مسترهمفری هم اینگونه غرورهای کاذب را دراو بیشترپرورش می داد ودامن می زد!!

    همچنان روی تحریک غرایزجنسی او نیز کارکرد ویک جاسوسۀ بسیارزیبا صورت انگلیسی را صفیه نام گذاشت وبه عقد ازدواج مؤقت او درآورد و وآنگاه باکاردقیق ومشترک دونفری ازدرون وبیرون خانه توانستند اورا برخلاف میلش درمسیراهداف استعماربریتانیا عیار سازند!!

    باوجودیکه پدر وبرادرش که ازجملۀ علماء ودانشمندان توانای مذهب حنفی بودند، هرقدرتلاش کردند تا افکارانحرافی محمد بن عبدالوهاب را اصلاح نمایند، نتوانستند و هردو نفرچندین جلد کتاب علیه افکارذالۀ او نوشتند.

    القصه اینکه جاسوسان انگلیسی دست محمد بن عبدالوهاب را گرفته، به حیث عالم ومفتی دین اسلام، به دست ملک سعود که یک یاغی سرکش و قطاع الطریق مشهوروصحرانشین وحشی وخونریزبود، داد  و طبق دسیسۀ چیده شده،  "مسلک وهابیت" را به حیث "فرقۀ ناجیه" وضد تمام مذاهب رایج اسلامی، اعم ازشیعه وسنی،  بر ام القراء جهان اسلام یعنی "مکۀ معظمه " و"مدینۀ منوره" مسلط ساختند!!

   یکی از اهداف عمدۀ انگلیس ها ازساختن فرقۀ ذالۀ وهابیت، مسخ مذاهب اربعۀ اهل سنت ودرنتیجه سرکوبی آنان بود.

    دراولین قدم کشتارها وقتل عام ها وتاراج های فجیعی را درقبال علماء ودانشمندان وپیروان اهل سنت وجماعت و اهل تشیع دراطراف واکناف عربستان وعراق انجام دادند!!

    دومین هدفی راکه انگلیس هابوسیلۀ وهابی ها به پیش بردند، زدودن آثار اسلامی ومقدسات مسلمانان بود که قبه ها وگنبدهای برافراشته شده برقبور ائمۀ اطهار، زوجات معزز، فرزندان، دختران و اصحاب حضرت پیامبر(ص) را درمکۀ معظمه ومدینۀ منوره ویران کردند که داشتن گنبد و بارگاه برای حضرت پیامبروخاندان واصحاب کبارش واحترام گذاشتن براموات ازنظروهابیت حرام شرعی وقطعی دانسته می شود.

    تاجذبات وعشق ومحبت مسلمانان را نسبت به پیامبراکرم(ص) وخاندان واصحاب کبارش سرد وخاموش بسازند وبه فراموشی بسپارند.

    حتی یک بارمی خواستند گنبد خضرا که برروی روضۀ مبارک حضرت پیامبر(ص) برافراشته شده است را نیز طبق فتوای تحریم، ویران گردانند که با مخالفتهای  شدید مسلمانان درسراسرجهان مواجه گردیدند و ازتخریب آن ناچاراً دست برداشتند!!

   قابل ذکراست که انگلیس ها وسعودی ها، سرهای بسیاری از حاکمان پاکستانی ازجمله جنرال ضیاء الحق، جنرال مشرف، جنرال حمیدگل، جنرال نصیرالله بابر، کرنیل امام، کرنیل راجا اکرام درانی و بسیاری دیگر را بادادن پول و زمینه سازی رساندن به مقام ومنصب، درآخور فرقۀ وهابیت گرم ساختند واهداف انحرافی شان را بوسیلۀ آنان به پیش بردند!!!

    درعین حال رهبران دیوبندی های پاکستان مثل مولانا فضل الرحمن، مولانا شامزی، مولانا سمیع الحق وصدها وهزارها ملا ومولوی درباری دیگر را نیز درراستای اهداف خویش  استخدام کرده وآنان را می خواهند بازور وخونریزی وترور برگردۀ مردم مسلمان پاکستان سوارگردانند!!

    البته دربرابراهل تشیع نیز طرح فرقۀ دیگری تحت عنوان "بهائیت" رادرایران ریخته بودند که با مخالفت های جدی علماء شیعه روبروگردید و سرانجام درانزوا قرارگرفت و ازرشد بازماند وتوفیقی حاصل نتوانست.

   (7 ) –  به قلم "م.ح" سایت انترنتی اختصاصی  راسخون

    (8) – یکی ازانگیزه های نرم شدن طالبان ورفتن آنان بدون سلاح وواسکت به دوحۀ قطر شاید این باشد که قبل ازمعاملۀ پنهانی ده میلیون دالری دیگر توسط تاجران تروریزم (استخبارات پاکستان) باامریکا، شاید شست شان  خبردارشده باشدکه درتپ وتلاش افتاده اند تا نام ملاعمر را به هرنحو ممکن از لیست سیاه جامعۀ جهانی، باتن دادن به مذاکرات صلح ، پاک کنند تا مبادا سرنوشت او هم به سرنوشت پدرهمسروشوهردخترش اسامه بن لادن گره بخورد یا شباهت پیداکند.

    همانگونه که پاکستانی ها بامعاملۀ پنهانی برسربن لادن 25میلیون دالررا به جیب زدند وبه اصطلاح "مزه خورک شده اند"، اینبار هم احتمال قوی می رود که جایزۀ ده میلیون دالری سرملاعمر را نیز پاکستانی ها قبضه نمایند وجسدش را امریکائی ها  طعمۀ نهنگ های بحیرۀ عرب گردانند و همسران متعدد اورا نیز باخودشان به آنطرف دریاها ببرند.

    شاید این سوال درذهن شان خطورکند که آیا بهترنیست که باخانواده های شان به دوبی بروند ودردفترهفتصدمیلیون دالری به خوش گذرانی مشغول شوند؟؟؟

   اینست داستان عبرتناک اجیرانی که بدستورآژانس های استخبارات بیگانه، علیه مردم ومصالح علیای کشورخویش می شورند ودست به جنایت وخونریزی می زنند، سرانجام سرنوشت خودشان نیز اینگونه به بازی گرفته می شود!!!

    (9) –  مجلۀ نیویارک تایمز، به قلم "الیزابت روبین"، به تاریخ 18 اسد1388- ترجمۀ "ضیا زیرک" و "فریبرز آهنگر"- به نقل از کابل پرس

    (10) – دردوران جهاد مردم افغانستان علیه اشغالگران شوروی، این نگارنده درعالم مهاجرت درپشاوربودم.

   باچند تن از دوستان تصمیم گرفتیم مقداری ادویه برای جبهات شمال افغانستان تهیه نمائیم.

    طبق راهنمائی یک نفربه کارخانه ای درنزدیکی منطقۀ علاقۀ غیر(کارخانو) درپشاور رفتیم ودیدیم که یک دیگ بزرگ وسیاهی را شربت ساخته و پنج – شش نفربا لباس های چرکین دورآن ایستاده و بوتل هائی با سایزهای مختلفی را دردست دارند و آن بوتل هارا درداخل دیگ شربت غوطه می کنند و بدست کسیکه یک پارچۀ صافی نمداری دردست دارد می دهند واو آن را پاک کرده، روی دستگاه می گذارد ودستگاه بطوراتوماتیک بوتل هارا حرکت داده درقسمت دیگرمنتقل ساخته، روی دهانۀ آن ها سرپوش پرس می کند.

    آنگاه چند نفردیگرروی بوتل های پرس شده، لیبل می چسبانند.

    اما شگفت آورترین بخش شربت سازی کارخانه، قسمت لیبل چسبانی آن بود که عقل هیچ جادوگر و شعبده بازی توان فهم ودرک آن را نداشت!!

   بوتل ها ازیک دیگ پرشده بودند، اما لیبل های بوتل ها مختلف بود:

     روی یک تعداد از بوتل های به اصطلاح شربت نوشته شده بود: "ویتامین بی کمپلکس" روی بوتل دیگر"مولتی ویتامین" ، روی بوتل دیگر"دیفین هیدرامین اکسپکتورانت"، روی بوتل دیگر"آیرن + ویتامین بی کامپلکس" وروی بوتل دیگر"کلسیم + ویتامین ِD " وروی بوتل دیگرنوشته بودند:"پاراستامول".

    اینها چیزهائی بود که من خودم به چشم سردیدم ویقین دارم که همچواجناس تقلبی فقط برای کشور افغانستان تولید گردیده و به خورد مردم ما داده می شود ودرداخل پاکستان که کسی چنین اجناسی را مصرف نمی کند!!

    همینطورمیلیارد ها میلیارد کلدارسرمایه، درصدها هزارکمپنی تولیدی بدست ده ها میلیون نفراتباع پاکستانی که بطور شبانه روزی کارمی کنند تا تولیدات بی کیفیت شان وارد بازارهای افغانستان گردیده، به فروش برسند و درعین حال  دسایسی را نیزبه کار می برند تا خسارات وتلفاتی را نیز برای مردم ما به بارآورند!!

    مخصوصاً درتولیدات مواد دوائی، آرایشی، پروسس مواد غذائی ونوشیدنی، (اخصاً روغن های خوراکی) موادی را اضافه می کنند تا بیماری های صعب العلاجی را برای مردم ما به ارمغان آورند تا این مردم برای معالجۀ خودشان به شفاخانه های پاکستان مراجعه نمایند!!!

    جالب اینجااست که داکتران ومتخصصان افغانستان هرقدرتلاش می کنند، بیماران به زودی بهبود نمی یافند، اما وقتی به پاکستان می روند، عین همان دواهارا استعمال می کنند، نشانۀ بهبودی درآن ها ظاهر می گردد.

   چون هفتاد تا هشتاد فیصد دواهای موجود دربازارهای افغانستان را تولیدات بی کیفیت "مخصوص صادرات" پاکستان برای افغانستان تشکیل می دهند. 

   قابل ذکراست که اخیراً نیز رسانه ها رسوائی های کمپنی های دواسازی پاکستانی را به نشر سپردند که دراثرتجویزدواهای قلبی برای بیماران قلب درلاهور چهارصدنفربیمار دریک شبانه روز به شفاخانه ها کشانده شدند که تعدادی ازآنان دراثرهمان دواها به قتل رسیدند وحال بقیه را هم بسیار وخیم گزارش دادند که ماهم این موضوع را طی مقالۀ جداگانه ای تحت عنوان "قتل عام بی رحمانۀ 117 تن بیماران قلبی باتجویز دواهای تقلبی در پاکستان"  نوشته و دروبلاگ انترنتی "افتخار" به دست نشرسپرده، به عرض رساندیم که:

   وقتی کارخانه داران متقلب پاکستان به بیماران قلبی مردم خودشان رحم نکنند، درحق ما بیگانگان که هرگزترحم نخواهند داشت.