قتل عام بی رحمانۀ 117بیمارپاکستانی بادواهای تقلبی
بسمه تعالی
قتل عام بی رحمانۀ ۱۱۷ تن
بیماران قلبی باتجویز دواهای تقلبی در پاکستان !!
(عــبدالقـیـوم فـدوی – 15/11/1390)
گزارشات رسانه های جمعی جهانی حاکی ازاین است که تولید و توزیع دواهای تقلبی، یکی از معضلات وچالش های ضدبشری وجهانشمولی است که به صورت وحشتبار و نگران کننده ای در سراسر دنیا روبه فزونی وگسترش می باشد!!
سازمان صحی جهان نیز به این باوراست که « بسیاری از محمولههای (شش میلیارد دالری) دوائی ای که درسطح دنیا (بطورروزمره) خرید و فروش میشوند تقلبی هستند».
گزارشات این سازمان همچنان حاکی است که:
«هر چند که تمامی کشورهای دنیا هر یک به نوعی با این پدیدۀ (شوم وضدبشری) مواجه هستند، اما کشورهای در حال توسعه، لطمات بیشتری را از این بابت متحمل میشوند.
براساس آمارهای سازمان صحی جهان، متأسفانه حدود ۲۵ فیصد از دواهای مورد استفاده در کشورهای در حال توسعه را دواهای تقلبی تشکیل میدهند.
دربعضی از کشورها، این رقم حتی به بیش از ۵۰ فیصد از سهم بازار مصرف دوائی هم میرسد.»
به گزارش سایت ایران سلامت، «تولید د واهای تقلبی، تجارت پُرسود است.
در بسیاری از کشورها، نبود یک قانون بازدارندۀ مناسب و یک سیستم نظارتی دقیق و کارآمد باعث شده است که تولیدکنندگان دواهای تقلبی، بدون ترس از عواقب توقیف و پیگرد قانونی، به تولید این فرآوردهها اقدام نمایند.»
بررسی ها نشان می دهند که:
· کمیاب بودن برخی دواها،
· بالا بودن قیمت فروش آن ها،
· پائین بودن هزینۀ شبیه سازی این دواها،
· تقاضای زیاد برخی ازدواهای جدید،
عوامل مهمی درجهت تشویق وگسترش تولید و تجارت دواهای تقلبی برای حلقات سودجوی مافیائی این عرصه قابل ارزیابی است.
البته این نکته نیز قابل یادآوری است که پروسس وبسته بندی این فرآورده های بی کیفیت را با ظاهرآراسته، جالب و جاذبتری نسبت به دواهای اصلی و باکیفیت می سازند.
نویسندۀ سایت ایران سلامت همچنان می نگارد: «گزارش دواهای تقلبی در کشورهای صنعتی، بیشترمربوط به دواهای جدید و گران قیمت و دواهای موثر بر شیوۀ زندگی نظیر هورمونها، استروئیدها و دواهای ضد حساسیت است.
درحالیکه درکشورهای درحال توسعه بیشتر موارد مربوط به دواهای مورد استفاده در درمان بیماریهای خطرناک و تهدید کنندۀ حیات است؛ بیماریهایی نظیر مالاریا، سل و ایدز». است.
درعین حال سایت ایران سلامت می نویسد که : «داروهای تقلبی، ۴۰ تا ۵۰ درصد بازار دارویی کشور نایجیریا وکشور پاکستان را به خود اختصاص دادهاند.»
اخباری که اخیراً ازشهرلاهورمرکزایالت پنجاب پاکستان پخش شد، بسیاردردناک ، تکان دهنده و برای مردم افغانستان بسیارنگران کننده ووحشت آوربود!!!
قضیه ازاین قراراست که تجویزدواهای تقلبی تولیدی شش کمپنی دواسازی لاهوری وکراچی توسط مؤسسۀ کاردیولوژی دولتی ایالت پنجاب پاکستان، بیش ازچهارصد تن پاکستانی مظلوم را روانۀ شفاخانه ساخت و بیش ازصدتن آنان را نیزبه کام مرگ فروبرد!!
رسانه ها گزارش دادند که دواهای تقلبی ساخت کمپنی های مذکور باعث کشته شدن تعدادزیادی از بیماران قلبی گردیده، ابلاغیه صادرکردند که در روز 30 جنوری 2012، دادگاه عالی آن کشوراعلامیه ای در این زمینه صادر و دستور رسیدگی برای روز 31 جنوری را داده است.
مقامات پاکستانی با اعلام اینکه تا کنون 117 بیمارقلبی براثرمصرف این دواهای تقلبی کمپنی های پاکستانی تولید ادویه به قتل رسیده اند، نمونه هائی ازدواهای ذکرشده تحت آزمایشات لابراتواری قرار گرفته است ومنتظراعلام نتایج آن می باشند.
گزارش های مذکورحاکی ازاینست که نمونه های دواها جهت آزمایش به سویس، بلجیم و انگلستان فرستاده شده است.
به گفتۀ مسئولان طب قانونی پاکستان، بررسی دقیقتر این پرونده، مستلزم اعلام نتایج بررسی این دواها وکالبد شگافی اجساد قربانیان ذکرشده است.
به گزارش خبرگزاری ایسنا، به نقل از خبرگزاری یونایتد پرس، آژانس تحقیقات فدرال پاکستان به چند شرکت دوائی به اتهام خریداری مواد شیمیاوی غیراستندرد مظنون است.
رسانه ها، مشاهدات داکتران متخصص قلبی درقبال آسیب دیدگان مصرف کنندۀ فراورده های تقلبی مذکور را چنین به نشرسپرده اند:
· تغییرات ناشناخته ای دروجود بیماران بوجود آمده،
· در پوست بدن این افراد ابتدأ لکههای سرخ رنگ پدیدارگشته،
· حرارت بدن شان نیزبه شدت بالا رفته،
· میزان لوکوسیت و ترومبوسیت خونشان هم فوق العاده کاهش یافته،
· قدرت دفاعی بدن آنان نیز بطرزعجیب وناشناخته ای پائین آمده،
- درنهايت براثرایجاد عفونت ريوي جان خود را از دست داده و این جهان مملوازرنج وتقلب را ترک وبه سوی سرای باقی شتافته اند.
گفته میشود دواهای مزبوراز سوی انستیتوت کاردیولوژی دولتی پنجاب، بین بیماران قلبی توزیع گردیده است.
صاحب یکی از کمپنی های سازندۀ دواهای تقلبی قلبی دستگیرگردیده و صاحبان کمپنی های دیگر نیز فراری شده وتعقیب شان همچنان ادامه دارد.
مقامات انستیتوت کاردیولوژی پنجاب اعلام کردند که بنا بر شرایط نرخ گیری مناقصه، مجبور به خرید ارزان ترین دواها بوده اند.
اما راجع به ساخت وبافت پشت پرده که متأسفانه درافغانستان نیزمعمول است وبین هیأت های خریداری و فروشندگان تبادله می گردد، تاهنوز چیزی برزبان نیاورده اند.
بنأ براطلاعات دریافتی، دواهای تقلبی تولیدی کمپنی های ذکرشده، از ماه گذشته بدینسو، بین چهل هزار تن از بیماران قلبی توزیع گردیده و پس از آن حادثۀ وحشتناک که چهارصد نفربیمار را به حالت کوما فرستاد، ازطرف صحت عامۀ لاهور، درمورد منع مصرف آنان هشدار داده شده است.
اسامی دواهای تقلبی قلبی ای که قسماً تاکنون افشاء گردیده وازجانب صحت عامۀ افغانستان نیز ممنوع الورود وخطرآفرین قلمدادشده اند عبارتند از:
1 – تابلیت کاردیوواستین (سیم واستاتین) 20 میلی گرامه ، ساخت کمپنی "میگافارما" - لاهور
Tablet Cardiovestin(Simvastatin) 20mg – Lipid lowering drug
2 – تابلیت الفاگریل (کلوپیدوگریل) ، ساخت کمپنی الفلاح – لاهور
Tablet Alfagril (Clopidogrel) - Antiplatelet
3 – تابلیت کانکونت (املودیپین بیسیلات) 5 میلی گرامه ساخت کمپنی سویس فارما - کراچی
Tablet Concont (Amlodipine besylate) 5mg – Calcium chenel blocker
4 – تابلیت سولپرین 300 میلی گرامه، ساخت فارماوایس لمیتد – کراچی
Tablet Solprin (Soluble Asprin) 300mg - NSAID
5 – تابلیت اتنولول 100 میلی گرام - ساخت کمپنی زافا فارما – کراچی
Tablet Atelolol 100mg – Beta blocker drug
6 – ایزوتاب (ایزوسورباید 5 مونونیترات) 20میلی گرامه، ساخت کمپنی افروزشیمیکل – کراچی
Tablet Isotab (Isosorbitde-5-mononitrae) 20 mg –Nitates Antihypertesive
خوانندگان نهایت عزیز وگرامی!
ازوقوع رویداد ذکرشده، این سوال درذهن انسان پیدا می شود که وقتی کمپنی های تولیدی دوائی پاکستانی دربرابر مردم دردمند هموطن خودشان ترحم نکنند، آیا درقبال کشورهای دیگر، مثل کشورما ازخودشان مروت وصداقتی نشان خواهند داد؟
به طورمثال، حداقل مدت دودهه است که حاکمان نظامی واطلاعاتی پاکستان علیه کشورومردم ما ازهیچ نوع دسیسه، جنایت، تجاوز، ویرانی، طالب سازی، انتحاری آموزی وتروریست پروری و دیگر جرائم سازمان یافته درجهت بی ثباتی وناامن ساختن کشورما دریغ نکرده و باشرارت های دوامدارخود پای نیروهای جامعۀ جهانی را نیز به کشورما کشانده وبابرنامه های دقیقی، آنان را مصروف نگه داشته اند، درحالیکه بیش از هفتاد فیصد فرآورده های تجارت دوائی بازارهای فعلی افغانستان را دواهای تولیدی کمپنی های متقلب پاکستانی اشباع کرده اند، کدام عقل سلیم باورمی کند که درقبال مردم ما که به زعم آنان بیگانه ایم وهیچگونه کنترولی هم ازطرف دولت افغانستان درسنجش میزان کیفیت دواها صورت نمی گیرد دل بسوزانند؟!!
فراموش نمی کنیم زمانی را که هیچ تاجری حق تورید ادویه جات ساخت پاکستان را در کشور افغانستان نداشت.
اگراحیاناً یک قلم دوای ساخت پاکستان دردواخانه هاپیدامی شد، ازطرف صحت عامۀ افغانستان ضمن جریمۀ نقدی، هفته ها دروازۀ آن دوافروشی مهرولاک می گردید.
اما بنازم نظام کنونی را که تحت عنوان بازارآزاد، دست همۀ متقلبین مافیائی، جنائی، فاسدان، رشوت خواران و اختلاس گران را آزاد گذاشته ورئیس جمهورکرزی درمحفل سالروزبین المللی "جلوگیری ازفساد اداری" اعلام می کند که «به هرقسمی که پول بدست می آورید بیاورید، در داخل کشوربلدنگ بسازید، اما به خارج نبرید و به دوبی نبرید، به خارج نبرید به دوبی نبرید.»
بقول علماء که "توخودحدیث مفصل بخوان ازاین مجمل"!!!
· بازارما برروی تولیدات پاکستان آزاد وغیرقابل کنترول وکاملاً لجام گسیخته است!!
· گردن مسئولین بلندپایۀ ما هم دربرابرحاکمان پاکستانی گویا به این می ماند که هیچ استخوانی نداشته باشد!!!
· مرزهای ما دربرابرکالاهای پاکستانی، کارگران پاکستانی، تروریست ها وانتحاری های ساخت پاکستان کاملاً بازاست، یعنی اصلاً هیچ مرزکنترولی بین کشورما و پاکستانی ها وجود ندارد، چون مسئولین ما نه خط مرزی دیورند را تاکنون به رسمیت شناخته اند و نه درراه حل اساسی آن قدمی تاکنون برداشته اند!!!
· گمرکات سرحدی ماهم که برای ماموران گمرکی به اجاره داده می شوند!!!
· بخش وسیعی از کالاهای تجارتی، به شمول اقلام دوائی به شکل قاچاقی وغیرقانونی(بلتی) از پاکستان وارد کشورما می گردند!!!
بدین معنی که مثلاً یک "بلتی والا" می رود نزد مسئول کنترول سرحدی ویک خریطه کینو ویک پاکت کیلۀ اعلی را جلو رویش گذاشته می پرسد: جناب عالی به چه میزان معاش ماهوارازدولت افغانستان دریافت می کنی؟
جواب می شنود: معاشی را که من ازدولت بصورت ماهواردریافت می کنم، به اضافۀ ماکولات وامتیازات دیگر، جمعاً مبلغ (پنج هزارافغانی یعنی نزدیک به صددالر) است.
بلتی والامی پرسد: جناب عالی دربدل این به اصطلاح معاش بخور ونمیر، در ساحۀ این گمرک چه وظیفه اجراء می کنی؟
کنترولرمرزی جواب می دهد که من وظیفه دارم تا درازای این مبلغ تقریباً صددالر، یک ماه مکمل چشمانم را باز نگهدارم تا کسی اموال تقلبی و قاچاقی خودرا وارد مرز افغانستان نسازد.
"بلتی والا" ضمن پوست کندن کیله وکینو، سرش را به عنوان تأسف تکان داده پیشنهاد می کند:
واقعاً این معاش دربرابرانجام این همه بیدارخوابی ها و ارائۀ وظائف سنگین شما، بسیارناچیز، ظالمانه ودرحق خدمتگزاران صادق ومتعهدی مثل شما حق تلفانه است!!!
حالابرای جبران اینهمه حق کشی های دولت کابل، من برایت یک پیشنهاد سودآور وعادلانه دارم.
کنترولرمرزی، ضمن جویدن وبلعیدن کیله وکینو، کمی به فکر فرورفته، آنگاه ابروبالا کشیده می پرسد: طرح اساسی وپیشنهاد سود آورت چیست؟
بلتی والانفسی تازه کرده، می گوید: طرح من بسیارساده است، فقط برای مدت پنج دقیقه چشمانت را بسته نگه دار تا من همین پنج عراده موتر لاری را ازپیش رویت بگذرانم، به پاس این چشم پوشی ایثارگرانه ودوستانه، درازای هرموترلاری "پنج پنج هزاردالر" امریکائی به عنوان هدیه، مثل شیرمادر حلال، خدمتت تقدیم می دارم تاازیک طرف اجارۀ گمرک را بپردازی وازجانب دیگر، بتوانی فرزندان ونوادگانت را نیز تا آخرعمرشان به نان ونوائی برسانی والی آخر!!!
حالا نتیجه چه می شود؟
به نظرما، ممکن است پنج یا ده فیصد کالاهای تجارتی ساخت پاکستان ازطریق گمرکات سرحدی به صورت قانونی وارد کشورما شوند، اما نود تا نودوپنج فیصد دیگرازکوره های چپ وراست گمرکات ووارد می گردند!!
درچنین شرایطی ودرچنین بازارلجام گسیخته ای که نه مرزمشخصی، نه کنترولی و نه ذره ای احساس مسئولیتی وجود داشته باشد، سرنوشت این مردم به کجا می آنجامد؟
فساد اداری که نه، بلکه گراف مفاسد اداری هم درکشورما گاهی حتی ازکشورنایجیریا هم بالاترمیرود!!!
مثلاً درهفتۀ گذشته که وزیرمالیه درمجلس نمایندگان فراخوانده شده بود، نمایندگان اعتراض داشتند که برای یک مورد بازسازی درولسوالی فرخار، چند مامورمنسوب به وزارت مالیه، شش باراز آن وزارت پول کشیده واختلاس فرموده اند، چرا؟!!
وزیرمالیه هم بدون اینکه پیشانی اش ازشرم عرق نماید، اعتراف نموده می گوید که بلی، ما مأموران اختلاسگررا به څارنوالی معرفی کردیم.
آیا وزیرمالیه با آن رسوائی عظیمی که درادارۀ تحت فرمانش رخ داده است، نباید ازخجالت ذوب می شد و درهمان اجلاس استعفا می داد؟
حالا برگردیم برسراصل مطلب وآن وضعیت ناهنجاربازار دوائی افغانستان است.
· اجازه دهید مخاطب ما داکتران محترم وباوجدان عرصۀ طب وطبابت کشورما باشند.
· داکترانی که سرنوشت بیماران، دردمندان وصحت وسلامتی آحاد این جامعۀ آسیب دیده در گرو تخصص، تشخیص وتجویزنسخه های آنان قراردارد.
· مخاطب ما داکترانی اند که اجراء دواهای بی کیفیت دربرابرنسخه های شان ازطرف دواخانه های کمیشن پرداز را مورد اغماز قرارنداده، قداست مسلک پرافتخارطبابت را دربرابریک مشت پول زیرپا نمی گذارند.
· مخاطب ما داکتران خدمت گزاری هستند که جزبهبودی بیماران، دردمندان، آسیب دیدگان ونجات جان آنان ازرنج وعذاب دردها وامراض، قصد معامله و تجارت مراجعین درماندۀ خودرا باسودجویان نداشته وبه اصطلاح نمی خواهند دنبه را بردهان گرگ بدهند.
· خلاصه، مخاطب ما همانا وجدان های بیداروباایمانی هستند که صرف درراه کسب رضای اوتعالی(ج) درجهت رفع مشکلات مردم گام برمی دارند.
چقدرمناسبت دارد که دراینجا این آیۀ مبارکه راقرائت نمائیم:
ومن قّتل نفساً بِغیرنفسٍ اوفسادِ فی الارض فکانما قتل الناس جمیعاً و من احیاها فکانما احیاالناس جمیعاً.
کسیکه نفسی را بدون موجب وبیگناه به قتل برساند، مثل اینست که تمام بشریت را سربریده باشد و کسی که یک نفررا زنده گرداند، گویا اینکه تمام بشریت را زنده ساخته باشد.
کشتن وزنده ساختن انسان ها ازنظردانشمندان دوشکل دارد که یکی جسمی و فزیکی است ودیگری معنوی.
کسی که بیگناهی را به قتل برساند ویا ازراه راست منحرف گرداند و به پیروی ازشیطان وادارسازد، گویا نه تنها اورا به قتل رسانده که تمام بشررانیزقتل عام کرده است.
یعنی اهمیت، ارزش وکرامت ذاتی یک انسان درپیشگاه خالق یکتا(ج) به حدی بالا وازقداست ملکوتی برخورداراست که معادل می شود به ارزش تمام بشریت.
برعکس کسی که منحرفی را به راه راست هدایت نماید وازبدبختی نجات دهد، گویا نه تنها اورا زنده ساخته است، بلکه همۀ اموات بشری را نیز حیات بخشیده است.
یک نوع کشتن وزنده ساختن دیگربرمی گردد به اطباء وداکتران بسیارمحترم.
اگریک داکتر طب بخواهد به خاطرکمیشن ازدواخانه ازاجراء دواهای تقلبی وبی کیفیت چشم پوشی نماید ومنجربه تلف بیمارگردد، حکم همان قاتلی را خواهدداشت که همۀ بشریت را قتل عام کرده باشد.
اما داکتری که جان بیماررا با تجویزدواهای سالم ودقیق نجات می دهد، یقیناً به این میماند که نه تنها یک نفر، بلکه همۀ بشریت را زنده ساخته است.
اینجااست که داکتران عزیزما باید قدر، ارزش وقداست کارخویش را بدانند ودرمعالجۀ بیماران و دردمندان دقت لازم به خرج دهند که کارشان کارخدائی است وبا حیات وممات بندگان خداوند(ج) سروکاردارند.
اما دررابطه با دواهای تولیدی پاکستان!
درقدم اول ارگان های مسئول دولتی باید تدابیردرستی روی دست بگیرند تا جلو ورود ادویه جات بی کیفیت را به داخل کشوربگیرند واجازه ندهند که سردمداران مافیائی پاکستانی باتولید وارسال دواهای تقلبی خود، صحت وسلامتی مردم ما را به بازی بگیرند.
درقدم بعدی، برداکتران، دواخانه داران وتاجران ملی ما است تا وابستگی های دوائی کشور را از کمپنی های متقلب پاکستانی رهائی بخشیده و گریبان بیماران ما را ازچنگال مافیای سودجونجات دهند که وجود «40 تا 50 فیصد تقلب» در ادویه جات تولیدی پاکستان، تقلب کمی نیست که سران ارگان های مسئول و ذیربط دولت ما دربرابرآن بی تفاوت نشسته وصرف شش قلم ادویه را لیست گرفته اند که گویا باقی ادویه جات پاکستانی هیچ مشکلی اینجاد نمی کنند!!!
بخصوص، صدها کمپنی پاکستانی که ادویه های گوناگون تولید می کنند وهیچ لابراتورای هم درآن کشور متقلب وجود نداردتا فراورده های تولیدی خودرا بتوانند آزمایش، تجزیه وتعیین مقدارنماید که شاهد مثال ما هم اینست که وقتی به مشکل قتل عام بیماران لاهوری برخورده اند، دواهای تقلبی خویش را به لندن، سویس وبلجیم فرستاده اند!!!
مگرتولیدات انبوه ادویه جات، قبل از توزیع وفروش، مستلزم نمونه برداری وآزمایش در لابراتوارهای مجهزومعتبرنیست؟
پس وقتی درسراسر کشورپاکستان، حتی یک لابراتوارآزمایش مواد دوائی وجود ندارد، به کدام حق اجازۀ ساخت ادویه جات صدها کمپنی معتبردنیا را بدست آورده وباصحت وسلامتی انسان ها بازی وبه کشورهای دیگر، ازجمله کشورما صادر می نمایند؟
مسئولین امورصحی ما دیگرچرا اجازۀ ورود فراورده های دوائی مجهول الهویۀ متقلب را به کشورما می دهند؟
اجازه دهید نمونۀ دیگری را ازچشمدیدخودم ازدوران جهان به عرض برسانم:
نگارنده درعالم مهاجرت درپشاوربسرمی بردم.
باچند تن از دوستان تصمیم گرفتیم مقداری ادویه برای جبهات شمال افغانستان تهیه نمائیم.
طبق رهنمائی یکی ازدوافروشان مالگه مندی پشاور، به یک کمپنی تولیدی دوائی درنزدیکی منطقۀ علاقۀ غیر(نزدیکی بازارکارخانو- پشاور) معرفی و به آنجا رفتیم ودیدیم که یک دیگ بزرگ وسیاهی را شربت ساخته و پنج – شش نفربا لباس های چرکین دورآن ایستاده و بوتل هائی با سایزهای مختلفی را دردست دارند و آن بوتل هارا درداخل دیگ شربت غوطه می کنند قطرات شربت ازکف دست شان نیز به پائین می چکد.
آنگاه بوتل های پرشده را بدست کسان دیگریکه پارچه های چرکین نمداری را دردست دارند می دهند وآن ها هم بوتل های شیره پر را به اصطلاح پاک کرده، روی دستگاه گذاشته ، روی دهانۀ بوتل ها سرپوش پرس می کنند.
سپس چند نفردیگرنیزمؤظف اند تا روی بوتل های پرس شده، لیبل بچسبانند.
اما شگفت آورترین بخش شربت سازی کارخانه، قسمت لیبل چسبانی آن بود که عقل هیچ جادوگر و شعبده بازی توان فهم ودرک آن را نداشت!!
بوتل ها که همگی ازیک دیگ پرشده بودند، اما لیبل های متفاوت ومختلف داشتند:
روی یک تعداد بوتل ها نوشته شده بود: "ویتامین بی کمپلکس" روی تعداد دیگر"مولتی ویتامین" ، روی برخی ازبوتل ها"دیفین هیدرامین اکسپکتورانت"، روی بوتل های دیگر"آیرن + ویتامین بی کامپلکس" وروی بوتل های دیگر"کلسیم + ویتامین ِD" وروی بوتل های بعدی هم نوشته بودند:"پاراستامول".
اینها چیزهائی بود که من خودم به چشم سردیدم ویقین دارم که همچوفراورده های تقلبی، فقط وفقط برای کشورافغانستان تولید گردیده و به خورد مردم ما داده می شوند!!
همینطورمیلیارد ها میلیارد کلدارسرمایه، درصدها وهزارها کمپنی تولیدی مختلف، بدست ده ها میلیون نفراتباع پاکستانی که بطور شبانه روزی کارمی کنند تا تولیدات آنچنانی شان را وارد بازارهای به اصطلاح آزاد ولجام گسیختۀ افغانستان ساخته، به فروش برسانند و درعین حال دسایسی را هم به کار می برند تا خسارات و تلفاتی را نیز برای مردم ما به بارآورند!!
مخصوصاً درتولیدات مواد دوائی، آرایشی، پروسس مواد غذائی وانواع نوشیدنی ها، (اخصاً روغن های خوراکی) موادی را اضافه می کنند تا بیماری های صعب العلاجی مثل تکالیف قلبی، انسداد شرائن، عدم کفایۀ جگر، نارسائی های معده ، روده وکلیه را برای مردم ما به ارمغان آورند تا این مردم برای معالجۀ خودشان به شفاخانه های پاکستان مراجعه نمایند وجیب شان را خالی سازند!!!
جالب اینجااست که داکتران ومتخصصان افغانستان هرقدرتلاش می کنند، باتجویزدواهای بازاری که اکثراً ساخت پاکستان (For Export) یا مخصوص صادراتت هستند، بیماران شان به زودی بهبود نمی یابند.
اما وقتی برای معالجه به پاکستان می روند، عین همان دواهارا استعمال می کنند، نشانۀ بهبودی درآنان بظهورمی رسد.
به هرحال، مصرف دواهای تقلبی وغیراستاندارد، برعلاوۀ اینکه باعث وخامت وضع بیماران وحتی ممکن است موجب مرگشان شود، می تواند منجر به سردرگمی حتی بدنامی و بی اعتباری و بی اعتمادی نسبت داکتران معالج افغان نیزگردد.
بطورمثال در سال ۱۹۹۵ رسانه ها گزارش دادند که ۲۵۰۰ نفر در کشور نایجبریا در اثر دریافت واکسن مننژیت تقلبی ازدنیا رفتند.
ویا مصرف شربت استامینوفن که در داخل آن "دیاتیلن گیکول" بکار رفته بود، باعث مرگ بیش از ۵۰۰ بیمار که اکثر آنها کودک بودند، در چند کشور از جمله هند، بنگله دیش، هائیتی، نایجیریا و ارجنتاین گردید.
دراطلاعیۀ ای که ازجانب وزارت صحت عامۀ ایران صادرشده بود، یک سلسله دواهای تقلبی را که بنام های "نورجزیک"، "تمجزیک"، "نوپروجزیک"، "تالیجزیک" و"افزور" برای ترک اعتیاد به مصرف می رسد، حاوی ترکیبات متعدد وخطرناکی است که استفادۀ برخی از آنان باعث اختلال تنفسی، نارسائی های کبدی، بروزمشکلات کلیوی وغیره گردیده واکثراً منجربه مرگ آنان گردیده است.
----------------------------------
منابع :
- ادارۀ نورم واستندرد افغانستان
- سایت انترنتی ایران سلامت،
- سایت پایگاه خبری قانون،
- سایت مهر آفرین،
- سایت آسیای میانه آنلاین
- سایت اکسپرس نیوز
- سایت خبرگزاری ایسنا