بنام آنکه زن را مادر آفرید 

 

راه  رشد زنان؛ باید ها ونبایدها

                                                                                     

(به قلم عبدالقیوم فدوی)

 

   برای اینکه خانوادۀ سالم وجامعۀ متعادل ومتوازن داشته باشیم، بایستی:

·   نه زن تحت ظلم وخشونت مرد قراربگیرد ونه برعکس مرد تحت ستم زن وبلکه  هردو درکنارهم و باهم امور زندگی مشترک خویش را به پیش ببرند و درعین حال با روحیۀ همکاری و همیاری، تشکیل خانواد ه دهند، زندگی باهمی را با صد اقت، محبت، صفا، صمیمیت واعتماد سروسامان داده، حقوق وحدود همدیگرشان را به رسمیت بشناسند.

·      همچنان درتمام شئون زندگی، رفتارعادلانه داشته باشند و تعادل روابط خانوادگی خودرا به نحومطلوبی حفظ نمایند وهرگز به خودشان اجازه ندهند تا با برخورد های ناسالم وناهنجار، ماحول واحتماع خویش را به تشنج بکشانند و جنگ اعصاب وخشونت راه بیندازند. 

   قرآن کریم با خطاب برانسان ها (اعم اززنان ومردان) چنین می فرماید:

   « ومن آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجاً» - (سورۀ روم آیۀ 20 )

   یعنی یکی از آیات روشن ونشانه های بارز قدرت وحکمت بالغۀ الهی(ج) اینست که از خمیرۀ، سرشت و جنس خودتان همسرانی برای شما برگزید.

   مفسرین ودانشمندان منصف و نامتعصب، اشارۀ کلام الله مجید را صرف به یک جنس خلاصه نکرده، بلکه هردو عنصر تشکیل دهنده و تکمیل کنندۀ انسانیت (مرد وزن) را مورد خطاب آیۀ شریفه دانسته اند.

   برای شما مردان همسران زن و برای شما زنان همسران مرد راکه همسرشت، همگون وهم سرنوشت و ازلحاظ مقام وجوهرۀ ذاتی وهویت انسانی باهم دریک رتبۀ هستید، مقرر داشت.

   سپس درآیۀ شریفه، غایت وهدف اصلی این زوجیت را «لتکسنواالیها» تعبیرمی فرماید تا شما درکنارهمدیگر و دردرون خانواده های تان به سکون وآرامش دست پیداکنید.

   مثلاً وقتی مرد درخانه اش همسرمهربان، دلسوز و باوفائی داشته باشد، طبعاً برایش مایۀ تسکین، آرامش، قوت قلب و خاطرجمعی خواهد بود.

   همچنان، خانمی که از نعمت شوهرصادق، مهربان، بااخلاق نیکو وخوشرفتار برخوردار باشد وهردو باهم عشق، صفا و محبت داشته باشند وزندگی مشترک شان را با تفاهم ومصلحت و آینده نگری اداره نمایند، خودش برای هردو جنس بهم پیوسته، بزرگترین سعادت و خوشبختی به حساب می آید.

   اینجااست که هردوجنس « زن ومرد» لازم وملزوم همدیگر و شدیداً به هم محتاج و نیازمند می باشند.

   ازبرکت خانوادۀ سالم وسلیم است که خداوند تبارک وتعالی(ج) تسکین قلبی وآرامش روحی و روانی را برای زن ومرد بهم وصل شده، هدیه می دهد و آن دورا به مدارج بالائی از سعادت و خوشبختی مفتخر می سازد.

   درقسمت آخرآیۀ شریفه نیز رسیدن به سعادت وخوشبختی زن ومرد را بهم پیوستن، سازش نیک، دوستی ، محبت، مهربانی وعشق ورزیدن به همدیگر شان مشروط ساخته، می فرماید:

   «وجعل بینکم مودة ورحمة»

   طبق ارزیابی وتحلیل دانشمندان و روانشناسان، طبیعت فطری و ذاتی انسان ها حکم می کند که هردو زن و مرد بهم گره خورده، درمحیط خانواده، بایستی دربرقراری روابط سالم مبتنی برعشق، محبت، صمیمیت با همدیگر تلاش نمایند.

   اگرچنین نبود و مثلاً مرد خانه نسبت به همسرش:

·        احساس برتری جوئی،

·        احساس تسلط یافتن وغلبه حاصل کردن،

·        احساس به استخدام وبهره کشی کشاندن،

·        اعمال تحکم، تشدد و خشونت جوئی،

·        عدم رعایت حقوق مسلم ونیازهای فطری وطبیعی همسر،

·   طفره رفتن از برآورده ساختن خواسته ها، آروزها وضروریات روزمرۀ اقتصادی، آموزشی، تحصیلی، فنی و تخصصی همسر،

·   قایل نشدن اختیار دراستفادۀ دلخواه همسرازحقوق، مزایا ومایملکش بطور مستقلانه و با ارادۀ خودش درامور روزمره،

·   اختیارندادن به دختر یازن درهنگام ازدواج درانتخاب همسردلخواهش و برعکس توسل به زور واجبار درامور ازدواج و یا تحصیل او،

·   نادیده گرفتن زحمات طاقت فرسا وخدمات شبانه روزی همسردردرون خانه ازقبیل شستشو، پخت وپز، اولادداری وغیره،

·   نادیده گرفتن توانائی ها، محدودساختن ظرفیت هاو مانع شدن شگوفائی استعداد های علمی، فنی، تخصصی و مسلکی همسر.

·   وبدترازهمه، اگرمرداحساس مالکیت مطلق برهمسرخود داشته باشد،  دیگر توازن و تحفظ رشتۀ باریک مؤدت، رحمت، عشق ومحبت قلبی بین آندو ازهم گسیخته، روحیۀ اعتماد، خوشبینی ودلسوزی ازمیان آن ها رخت بربسته، برخوردهای خشونت آمیز، پرخاشگری ها، بدبینی ها وبی اعتنائی ها، جانشین آن گشته ، دیگر امنیت، آرامش، تسکین قلبی و روحی از آن خانه وخانواده برداشته خواهد شد.

   برقرارشدن چنین جو نامطلوب ونامناسبی که بیشتر ازجانب مردان برخانواده هااعمال می گردد، درحقیقت امر، حق کشی، جفا وستم آشکاری است که مردان برزنان خویش روامی دارند.

   اینجااست که باید با اتکاء برقوانین مطروحۀ یک جامعه وپایبندی قانونمندانۀ مسئولان ادارۀ امورآن باید دربرابر اینگونه مظالم ونابرابری ها، ایستادگی و مقابله صورت گیرد.

   اما برعکس اگرروابط فیمابین زن وشوهر حالت اختلاف، تنش وبحرانی بخود بگیرد، همواره جار و جنجال های روحی، روانی وگاهی هم فزیکی بین آنان رخ داده، طبعاً دامنۀ آثار ناگواری های آن درقدم اول حرارت وگرمی خانواده را به سردی کشانده، درعین حال ، روی فرزندان و سپس به درون اقوام، خویشاوند، همسایگان و سرانجام درسطح جامعه نیز سرایت وگسترش خواهد یافت.

   بنا براین، باید تلاش های متواتر صورت گیرد تا بطورهمه جانبه:

·        درراه رشد استعدادها، خلاقیت ها، معنویات، منویات و اخلاقیات زنان،

·        زمینه سازی درایجاد فضای سالم و امن آموزشی و تحصیلی برای زنان،

·        تبیین وتأمین حقوق اساسی آنان، مطابق به احکام اسلامی وفطرت انسانی شان،

·        توجه جدی درراستای دفاع اخلاقی وقانونی از خانم ها،

·   ایجاد طرح ها وبرنامه های جامع برای رشد وتقویت زنان واصلاح قوانین با در نظرداشت مسائل ومشکلات زنان، مطابق نیاز های لازم وضروری آنان،

·        رعایت حرمت، کرامت و شخیصیت حقوقی وحقیقی زنان درخانواده وجامعه،

·         برخورد قاطع باکسانی که تعدی، تجاوز وهتک حرمت نسبت بر زنان روا می دارند،

·   برخورد با مردان خودخواهی که به لت وکوب زنان شان مبادرت می ورزند، یا پدرانیکه بابدرفتاری، فرزندان و دختران خودرا مصدوم ومجروح می سازند که متأسفانه درجامعۀ ما بی حساب اتفاق می افتد، باید جلوگیری شود.

   درغیرآنصورت، نه خانواده و نه اجتماع هیچکدام از آثارسوء، مشکلات وعوارض ناگوار آن درامان نخواهند ماند.

   درآخیرازبارگاه خداوند تبارک و تعالی(ج) آرزو می بریم که همۀ آحاد جوامع انسانی و اسلامی درراستای سلامتی ، قانونمداری وشایسته سالاری اجتماع بشری، گام های مؤثر و عملی بردارند و هیچ تخلفی ازطرف هیچ واحدالناسی سرنزند. به امید آنروز.

 

E-mail: aq.fedawi@gmail.com