v\:* {behavior:url(#default#VML);} o\:* {behavior:url(#default#VML);} w\:* {behavior:url(#default#VML);} .shape {behavior:url(#default#VML);}   بسمه تعالی   مقولۀ طول عمرانسان ها (بخشی ازکتاب "تیانشی ومدرن سازی طب سنتی چین")    (تالیف عبدالقیوم فدوی)    آنگونه که معروف است وتجربه هم مؤید آن:    "عقل سلیم در بدن سالم است"، واقعاً فرمایش درست، بجا وحکیمانه بوده و عملاً نیز به اثبات رسیده است.    برفرض مثال، اگر کسی به کدام بیماریی گرفتار آید، نمی تواند درست فکر کند و سالم ومثبت بیندیشد و کار مؤثری را درجامعه انجام دهد.    به هرحال، دراین باب، گفتنی ها فراوان اند، اما بهترخواهد بود تا این بحث را بطور مختصر توضیح دهیم تا ببینیم ما را به کجا می رساند؟    وقتی انسان با  دقت و ازسر کنجکاوی به تاریخ زندگی بشرنگاه می کند، طول عمر طبیعی انسان ها در مقاطع مختلف زمانی، باهم یکسان نبوده و با گذشت زمان، عمر نسل های بعدی در مقایسه با نسل های قبلی، همواره سیر نزولی و قهقرائی بخود گرفته است.    از نتایج مطالعات، تحقیقات و آزمایشات دانشمندان چنین برمی آید که انسان های اولیه، به صورت طبیعی و با قدرت، سلامت و نیروی جسمی بیشتر و عمر طویل تر زندگی می کرده اند.     قبل ازاینکه مستقیماً وارد بحث "صحت و سلامتی" شویم، خالی از دلچسبی و عبرت نخواهد بود اگر پیرامون مقولۀ "طول عمر انسان ها" درمقاطع مختلف ارزیابی هائی را انجام دهیم :    شاید بعضی از خوانندگان محترم در قبال چگونگی طول عمر انسان ها درگذشته و حال توجه چندان جدی ای از خود مبذول نفرموده باشند.    اما عرض مطلبی که باورکردنش بسیارمشکل به نظر می رسد اینست که انسان های اولیه یا به عبارت روشنتر، فرزندان حضرت آدم(ع) و حضرت حوا(ع)  حدوداً (2500)  یا لااقل بالاتر از (2000)  سال عمر می کرده اند!!    درنسل های بعدی می بینیم گراف طول عمربشرپائین وپائین تر می آید وبه گواهی تاریخ، حضرت نوح نبی(ع) مدت 900 سال عمر می کند.    اما انسان های امروزی، به بسیار سختی و مشکلات بی شمار، آنهم به صورت لنگ لنگان و عصا زنان به سن هفتاد یا هشتاد سالگی می رسند!!    شاید ازهمین لحاظ باشد که در قانون کار افغانستان، کارمندان دولتی را درسن 65  سالگی، به تقاعد سوق داده و از انجام کارهای مفید رسمی دولتی، از رده خارج دانسته و خانه نشین می سازند.     یعنی از نظرقانون کارکشورما، یک شخص 65  ساله دیگر نمی تواند کار مفیدی برای جامعه اش ارائه نماید.    درحالیکه این مقطع عمر انسان، بایستی اوج پختگی سن و مرحلۀ تجارب عمیق او باشد نه اینکه  محکوم به ترک و اخراج از وظیفه شوند.    البته به عنوان تذکرلازم، می توان انگشت اعتراض خودرا دردو نکتۀ زیرقابل تماس دانست:       نکتۀ اول:     برای مسئولین بلند رتبۀ دولتی، به این دلیل که اگر65  ساله ها محکوم به تقاعد و خانه نشینی باشند، چرا برای وزراء، وکلاء ، سناتوران صدراعظمان و رئیس جمهورهائی که می آیند و می روند، این محدودیت درنظر گرفته نشده است؟    بخصوص که برای رئیس جمهورهای موقتی ودوره ای درکشورما ازلحاظ قانون اساسی حق داده شده است تا آخرعمرخویش معاش دوران ریاست جمهوری را مفت و مجانی دریافت نمایند!!    اینکه درقبال ایشان این محدودیت سنی وجود ندارد، مگرتبعیض ناروا وناعادلانه نیست؟    درحالیکه دیگران، یعنی "مأمورین دولتی" حق دریافت چنین امتیازی را نداشته و باید در65  سالگی محکوم به تقاعد باشند!!    البته معاش تقاعدی ای که برای این بازنشستگان قائل شده اند هم به حدی ناچیز است که حتی نمی توانند هزینۀ ایاب و ذهاب متقاعدین و رشوت رشوت خوران وشیرینی خواهان شعبات تقاعد را تا اخذ تقاعدی آنان کفایت کند، چه رسد به کفاف خرج ومصارف زندگی آنان در دوران بیکاری!!      نکتۀ دوم:      عبارت ازنکتۀ اعتراضیه ایست که برمی گردد به قوانین تدوین یافتۀ دردوران نظام های فرسوده و مردسالار تبعیض آمیز گذشتۀ این کشور که بی انصافانه سن تقاعد زنان کارمند را زمانی ده سال و گاهی هم پنج سال نسبت به مردان کوتاه تروکمتر محاسبه نموده بودن وظالمانه دست شان را ازکار می گرفتند، چرا؟    اینها هرکدام سوالات بی پاسخی هستند که هرقدر به تحلیل، بررسی وموشگافی بپردازیم، نمی توانیم تبعیض آشکار، پاسخ منطقی و قناعت بخش دریافت نمائیم!!    فلهذا، برای توضیح نکات بالا و بسی مسائل دیگر که نمی خواهیم باعث اطالۀ کلام شوند، هیچ توجیه علمی، شرعی وانسانی، جز منطق زور نمی توان یافت!!    به هرحال، اگر ما طول عمر انسان های اولیه را از باب مثال دوهزار یا دوهزارو پنجصد سال و طول عمر انسان های فعلیه را هفتاد یا هشتاد سال فرض کنیم، با یک حساب سرانگشتی می بینیم که انسان های اولیه 25  تا 30  برابر انسان های عصر جدید، متمدن، پیشرفته و به آسمان ها راه یافته عمر می کرده اند که به قول معروف: "ببین تفاوت ره از کجاست تا بکجا" ؟    یا به فرمودۀ شاعر منتقدی که می گفت:    ترقــیات عالــم رو به بالاست        من از بالا به پائین می ترقم!!    ازاین موضوع که بگذریم و به اصل مطلب مورد نظربپردازیم، به این سوال نیز برمی خوریم که  تفاوت بین طول عمرانسان های قدیم و جدید به چه علل و انگیزه هائی  بستگی خواهد داشت؟    باید خدمت خوانندگان محترم چند نکته را به عرض برسانیم که :    برهیچ صاحب خردی پوشیده نمانده است که وضع زندگی انسان های قدیم نسبت به انسان های جدید بسیار متفاوت بوده است.   ·        قدیمی ها خانه ها وسرپناه های درست، مطمئن ومصئونی دراختیار نداشتند و درسوراخ ها و مغاره های نمناک کوه ها و یا در جنگل ها زندگی مشقتبارشان را سپری می نمودند و وسائل رفاهی و آسایشی را که انسان های امروزی برای خودشان فراهم کرده اند، دردسترس نداشتند.      مثلاً نه وسیله ای دراختیارداشتند تا سردی را از آنان دفع کند و نه وسیله ای که از گرمی جلوگیری نماید. ·        انسان های اولیه در برابر حیوانات خشن و درنده، آله های دفاعی و سلاح های مؤثری جز زور، قدرت بازو و گاهی هم سنگ، چوب و بعد ها (پس از کشف آهن) غیر از شمشیر و نیزه، چیزدیگری در دسترس نداشتند و حتی بعضاٌ طعمۀ درندگان، خزندگان و گزندگان نیز می شدند.     اما انسان های امروزی، باحیله ها و ترفند هائی که دراثرانکشافات ذهنی و اکتشافات علمی و تجارب عملی ای که بدست آورده اند، حتی وحشی ترین حیوانات را نیز رام و مطیع خود ساخته و احیاناً اگرگاهی هم مورد تهاجم درندگان قرار می گیرند، می توانند ازوسایل پیشرفته، تفنگ های لیزری، ماشیندارها و بمب های دستی و وسائل قتالۀ دیگرازخود شان دفاع نمایند. ·        اینهمه وفور نعمات و خوراکی های رنگارنگی که انسان های امروزی در اختیار دارند، انسان های قدیم کمتر به آن ها دسترسی پیدا می کردند و اکثراً از برخی میوه ها، پوست درختان و ریشۀ گیاهان استفاده می نمودند و تا زمانیکه آتش را کشف نکرده بودند، از گوشت خام حیوانات شکار شده سد جوع می نمودند. ·        فکرو ذهن فرزندان اولیۀ حضرت آدم(ع(  و حضرت حوا (ع ) آنگونه که از درتاریخ می خوانیم، افکارشان رشد چندانی نکرده بود.     بگواهی تاریخ ، وقتی اختلافی بین قابیل و هابیل دوفرزند حضرت آدم و حوا(ع)  برسر مسئلۀ ازدواج شان رخ داد، احساسات قابیل تحت تأثیرالقائات شیطان قراررفت و عقدۀ پلید و کینۀ شدیدی نسبت به برادرش هابیل در دل گرفت و براساس آن، نیات شومی را درسرپرورید و حتی درصدد قتل و نابودی اونیز برآمد!!    سرانجام به حیلۀ ودسیسه متوسل گشت و درگوشۀ خلوتی، باراهنمائی ابلیس علیه اللعنه، سنگ بزرگی را برداشت و به عنوان اولین قاتل در دامن تاریخ زندگی بشریت، برفرق هابیل کوبید و اورا مظلومانه وناجوانمردانه به شهادت رساند و با این عمل جنایتبارش نفرت ابدی خداوند قهار(ج) وفرشتگانش را به جان خود خرید.    اما پس از آن عمل تروریستی وحشتبار، قابیل حیران و سرگردان مانده بود که اثر جنایتش یعنی پیکر خونین هابیل را چگونه از انظارپنهان سازد تا از ساحۀ دید پدرومادرش مخفی و پوشیده بماند و منجر به افتضاح و رسوائی او نگردد؟    ناچار پیکربیجان برادر را برروی دوشش برداشته، وادی به وادی و جنگل به جنگل می گرداند و نمی دانست که با او چه کند؟    باز هم باراهنمائی شیطان، شیوۀ دفن کردن جسد هابیل را در دل زمین برایش آموخت که تفصیل داستانش را همگان یا خوانده و یا شنیده اند که دراینجا لازم به تکرار آن نیست.    البته منظورما از یادآوری مختصرداستان زندگی انسان های اولیه این بود که بگوئیم مغز و فکر فرزندان اولیۀ حضرت آدم (ع) خیلی منجمد و انکشاف نایافته بوده است!!    اما درمقایسه با آنان، با عرض معذرت، برخی از انسان های امروزی به حدی فکروهوش شان بالا رفته است که دست شیطان را نیز از پشت سربسته وحتی  از او باج هم می گیرند!!    درحالیکه آدمی زادگان درمراحل اولیه واوسطیۀ تاریخ زندگی خویش در روی کرۀ زمین: ·        اینهمه رفاه، آسایش و تسهیلات زندگی را که انسان های امروزی برای خودشان فراهم ساخته اند، آنان حتی یک فیصد هم ازامکانات فعلی بهره مند نبودند. ·        اینهمه وفور و تنوع نعمات وامکاناتی که بشریت امروزی دردسترس دارد، انسان های قبلی، هیچ نداشتند. ·        اینهمه رمز و راز سلامتی و تجارب علمی طبی وغذاشناسی را که انسان های امروزی کشف و بدست آورده اند، انسان های گذشته ازآن ها بی اطلاع بودند و زندگی سخت و مشقت باری را تجربه می کردند. ·        اینهمه غذاها و میوه های رنگارنگ وچهارفصلی را که انسان های امروزی برای خود شان تدارک می بینند، انسان های قبلی چنین غذاهای مقوی وپرکالوری را کمتر در اختیار داشتند.    سوال: پس علت عقبماندگی ها و کوتاهی عمر و زود زمینگیر شدن انسان های فعلی در مقایسه با انسان های قبلی چیست؟    البته یافتن پاسخ قانع کننده برای این سوال شاید کار آسانی هم  نباشد.    اما به هر حال، دانشمندان ومحققان، هر کدام برداشت های خود شان را دارند و نظریات مختلفی را دراین رابطه ارائه نموده اند.    دانشمندان جهان برای ادامۀ حیات انسان ها، چهار مورد یا فکتور انرژی را لازم دانسته و ضرور قلمداد کرده اند که عبارتند از: ·        پروتین ها، ·        شحمیات، ·        کاربوهایدریت ها یا قند ها، ·        ویتامین ها +  منرال ها +  آب ومایعات.    اما دانشمندان چینائی وبخصوص محققین و پروفیسورهائی که درچوکات کمپنی بین المللی تیانشی فعالیت دارند، در اثر تحقیقات عمیقی که انجام داده اند، به این نتیجه رسیده اند که برعلاوۀ فکتورهای چهارگانه، یک فکتور مهم دیگر نیز برای ادامۀ حیات تمام انسان ها، حیوانات، پرندگان وحتی نباتات نیز ضروری می باشد که عبارت از "انرژی مقناطیسی" است که مقدمتر ازمواد چهارگانۀ یادشده می باشد.    چون فکتورهای چهارگانۀ متذکره زمانی قابلیت جذب را در بدن پیدامی کنند که ذخیرۀ انرژی طبیعی مقناطیسی در لابلای غشاهای حجرات یا سلول های بدن موجود باشد.     اما متاسفانه درطبابت مدرن وجدید امروزی، سبک غربی که بیماری ها را با دواهای مملوازعوارض جانبی کیمیاوی مورد معالجه قرارمی گیرند، به نقش عمده و حیاتبخش انرژی مقناطیسی که سروسامان بخشیدن پروسۀ عملیۀ متابولیزم انساج وحجرات بدن را تسهیل می بخشد، جزدرموارد انگشت شماری مثل "MRI"، مورد توجه قرار نگرفته است.    درحالیکه دانشمندان ومحققان چینائی به تجربه ثابت کرده اند که کمبود انرژی مقناطیسی در بدن انسان ها، می تواند (109)  نوع بیماری را زمینه سازی و حتی تولید نماید.    خیلی دلچسب است که بدانیم، زمانیکه یک طفل، تازه از مادر متولد وبه اصطلاح دیده برجهان می گشاید، درلابلای سلول های بدنش"شش ولت برق مقناطیسی" طبیعی وجود دارد.    ازبرکت همین برق مقناطیسی است که حجرات بدن او به حرکت و فعالیت وادار می شوند و پروسۀ سوخت و ساز یا میتابولیزم بدنش سریعترازدیگران به پایۀ اکمال رسیده و زمینۀ رشد بیشتر وجودش را فراهم می سازد.    اما زمانیکه سنش آهسته آهسته بالا وبالاترمی رود وابعاد وجودیش طول وعرض بیشترپیدامی کند ودراثر تماس های بیشتر و دوامدارتر با عوامل ضایع کننده وانحراف دهندۀ قدمه ها وامواج مقناطیسی، مثل انواع فلزات (اسباب ووسائل خانه وآشپزخانه)، پخش کننده های امواج الکترونیکی، مثل رادیو، تلویزیون، مخابره وخطرآفرین تر ازهمه امواج قوی ای که ازطریق تیلفون های موبایل پخش می شود و سلول های حساس مغز ومراکزعصبی را در معرض تشعشعات شدید و مخرب قرارمی دهند.    یا آنانی که تیلفون های موبایل شان را به داخل جیب هائی می گذارند که برروی قلب شان تعبیه شده است.    چنانچه درهرباری که زنگ تیلفون به صدادرمی آید، امواج نیرومندی، همچون رگبارگلوله های سربی قلبش را هدف گرفته، حرکات منظمش را مختل به تشنج وامیدارد!!    چون یکی ازعوامل عمدۀ تکالیف ونارسائی های قلبی، بدون شک وشبهه ضربه های سنگین ومخرب تشعشعات امواج سهمگین الکترونیکی قوی برقلب، مغز و سائرجوارح انسان  است که روز بروز زندگی ما درلابلای آن ها پیچیده وپیچیده تر می شود.     ممکن است برخی مشکل پسندان باورنفرمایند که امواج الکترونیکی پخش شده ازطریق تیلفون، تلویزیون، رادیو، کمپیوتر وامثالهم تابه این حد خطرآفرین باشد.    یک وقتی یکتی ازمختصصین رشتۀ الکترونیک طی مصاحبه ای می گفت: نصب آنتن های ارتباطی تیلفون های موبایل باید ازلحاظ محیط زیست درجاهائی صورت بگیرد که درشعاع حداقل صدمتری آن کسی بودوباش نداشته باشد.    وگرنه آهسته آهسته وبه تدریج به امراض، قلبی، مغزی، روانی گرفتار خواهد شد.    اما باکمال تأسف، می بینیم که  شبکه های توزیع موبایل: ·        بااستفاده از ناآگاهی ها وبی خبری های مردم، ·        بااستفاده از فقروتنگدستی افرادجامعه، ·        بااستفاده از بی تفاوتی ارگان های مسئول دولتی وبخصوص ادارۀ محیط زیست، ·        بااستفاده از مفاسد اداری حکومتی، ·        بااستفاده ازحیله، نیرنگ وپشتوانۀ مافیای قدرت وثروت،    باکمال شقاوت وبی رحمی، عده ای ازشهروندان بی خبرازمضرات امواج قوی الکترونیکی را اغوا کرده وپایه های آنتن های شان را بدون احساس مسئولیت وتعهد وجدانی وانسانی، درداخل خانه های مسکونی مردم، آنهم دربدل یک مشت پول ناچیزنصب کرده واینکه چه خطراتی صحت وسلامتی وحیات خانواده های آنان را تهدید وآنان را پیش پای منافع خویش قربانی می کنند، اصلاً برای شان مهم نیست!!        خاطره :      چندسال قبل که یکی ازکمپنی های موبایل درهم آهنگی وساخت وبافت با رئیس وقت شفاخانۀ صحت طفل واقع  کارتۀ وزیراکبرخان شهرکابل، یک پایۀ آنتن موبایل را درداخل محوطۀ شفاخانه نصب کرده بود، پس ازچندی که رئیس شفاخانه تبدیل شد ورئیس جدیدی درآن شفاخانه مقررگردید، سرانجام داکتران وپرستاران شفاخانه، به نزد رئیس جدید شکایت کردند که اطفال بستری شده درشفاخانه بسیاری اوقات دراثرپخش تشعشعات امواج قوی آنتن موبایل نصب شده در محوطۀ  شفاخانه، گاهی به تشنج می افتند.    رئیس شفاخانه پس ازتلاش های زیاد، زورش نرسید تا آنتن را ازداخل شفاخانه بردارد.    آنگاه مجبورشد تا موضوع را با کمیسیون بررسی شکایات مشرانو جرگه درمیان بگذارد.    رئیس کمیسیون، آقای سناتور داکترزلمی زابلی، رئیس شرکت موبایل را به کمیسیون فراخواند وعوارض تشعشعات امواج الکترونیکی قوی آنتن را روی اطفال بیمار بستری شده درشفاخانۀ صحت طفل، برایش تشریح کرد وخواستارانتقال پایۀ  آنتن ازمحوطۀ شفاخانه گردید.    اما مسئول شرکت موبایل قبول نکرد و گفت ما آنتن موبایل را باموافقۀ رئیس قبلی شفاخانه نصب کرده ایم ومصارفی را نیزدرآن انجام داده ایم.    شفاخانه باید قبل ازنصب آنتن فکرمی کرد تا ما آن را جای دیگری نصب می کرد یم.    پس ازجروبحث زیاد که نگارنده نیزدراتاق مجاورش نشسته بودم وصحبت های شان را می شنیدم، آقای سناتور داکترزلمی قاطعانه اخطار داد که اگرهمین امروز تاساعت 2 بعدازظهرآنتن تان را از محوطۀ شفاخانه برندارید، خودم می آیم وازبیخ اره اش می کنم.    آنگاه شرکت مذکورمجبورشد تا پایۀ آتنش را ازمحوطۀ شفاخانه باعجله بردارد.        این هم ازبرکت ترقیات وپیشرفت های تکنولوژی جدید!!    باوجوداینکه تکنولوژی پیشرفتۀ موبایل، سهولت های ارزشمندی را برای بشربه ارمغان آورده است، اما درعین حال اضراری را نیز متوجه صحت وسلامتی انسان می سازد که اصلاً جبران ناپذیر است.    به هرحال، اجازه دهید برگردیم برسراصل مطلب:       اگراحیاناً امواج مقناطیسی ضعیف شش ولت یا کمترازآن وارد حجرات وجود انسان نشوند، حرکت و رشد انساج بدن نیز متوقف می گردند.    کوتاه سخن اینکه بهتر است این موضوع را با طرح چند سوال ادامه دهیم: ·        ما انسان ها برای چه منظوری به این جهان آمده ایم؟ ·        آیا خداوند تبارک و تعالی(ج) مارا فقط برای چند روز زنده بودن و سپس مردن و یا کشته شدن خلق فرموده است؟ ·        آیا ما به حیث انسان های باهدف، برای تامین صحت و سلامتی خود، وظیفه، وجیبه و مکلفیتی هم  داریم  یا نه هرچه باداباد؟ ·        درمقابل نعمت بزرگ صحت، سلامتی و تداوم زندگی مطلوب خود، هرخلاف کاری ای که از دست ما بربیاید، می توانیم انجام دهیم ؟     با توجه به اینكه انسان از نظر فرهنگ غنی اسلام، ·        اشرف مخلوقات است، ·        مسجود ملائكه است، ·        استاد فرشتگان است، ·        اعزازو اكرامش در نزدخالق یكتا(ج) ارزش وکرامت عظیم داشته و قدر و قیمتش به مراتب بالا ترو والاتراز فرشتان است. ·        ارزش خون یک انسان بیگناه، معادل است با ارزش خون تمام انسان های روی زمین.    خالق قهارومنتقم(ج)، ابلیس را باوجودیکه مقرب درگاهش بود، به جرم اینکه دربرابرعظمت اولین انسان سرخم نکرد و به سجده نیفتاد، وبالاترازآن ازدستورخالق جهان هستی راه طغیان ونافرمانی درپیش گرفت،  اورا از حیطۀ رحمتش بیرون راند و مثل یک جرثومۀ متعفن وپلیدی از کنف عنایاتش بدورافگند وجایگاه ابدی او را نیز جهنم سوزان قرارداد.    اصل داستان ازاین قراربود که خداوند تبارک و تعالی((ج) وقتی پروسۀ خلقت انسان را به پایۀ اکمال رساند، برخلقتش سخت بالید و مدال افتخار آفرین "احسن الخالقین" را فقط برای ذات اقدس خودش اختصاص داد.    خداوند متعال جل وعلی شأنه  حفظ جان هر انسانی را برخود او" واجب" گردانید و قاطعانه دستور صادر فرمود که هیچ انسانی حق ندارد خودش را بدست خود به تهلکه بیندازد.    باتوجه به نکات ذکر شده، چنین موجود والامقامی که گل سرسبد هستی و جهان خلقت است، نباید از خودش در برابر حوادث، ‌امراض وخطرات گوناگون، سهل انگاری نماید.    بلکه بایستی ‌مواظبت ها و مراقبت های جدی ازخودش به عمل آورد و از هرگونه آسیب های هلاكتبار و از چنگال امراض آزار دهنده و كشنده، خودش را برهاند؟     بدین حساب، این سوال نیز پیش می آید که چگونه می توان بهتر زندگی كرد و از کوتاهی عمر و عواملی که باعث آن کوتاهی می شوند، جلوگیری کرد؟    به هرحال، هرکدام ازدانشمندان به نوبۀ خود، انسان ها را به رعایت جدی حفظ صحت و سلامتی توصیه نموده اند.    از باب مثال، برهرانسان مسئولی لازم است تا: ·        ازاعتیاد به سیگرت، ‌مواد مخدر، الكول و استعمال سائر زهریات جداً پرهیز نماید، ·        در انجام ورزش های مفید و تحرکات بدنی باید از تنبلی فاصله بگیرد، ·        با تهیۀ غذاهای ساده و گرفتن ر‍‍‍ژیم صحیح و سالم، سلامتی خویش را حفظ كند. ·        از بی اعتمادی ها، سوء ظن ها و گمان های بد و بی مورد در بارۀ اشخاص، ‌اعمال خشم، عصبانیت، ناراحتی، اندك آزاری و توسل به قوۀ قهریه و خشونت در برابر دیگران دوری جوید. ·        از تفاخربیجا، تفرعن، خودخواهی، خود برتربینی، خویشتن ستائی و تحقیر دیگران جداً پرهیز نماید.    قرار تجاربیكه بشریت درطول تاریخ کسب کرده وعملاً نیز به اثبات رسیده، این نتیجه هم  بدست آمده است که كلید طول عمر هرانسانی در دست خودش است.    یك دانشمند غربی به نام داكتر بروس داكلاس می گوید: ·        امروز زندگی ماشینی و حوادث ناشی از آن و پیشرفت های علمی در طول عمر انسانها، دخالت مستقیم دارد.    وی همچنان اضافه می كند كه : ·        افراد مدبر و باهوش، می توانند خودرا در مقابل تهاجم میکروب ها، ویروس ها، قارچ ها و پرازیت های مرض آفرین وکلاً خطرات  بیماری های گوناگون مصئون نگه دارند .    روی این لحاظ، هرانسانی مکلف ومؤظف است تا : ·        تدابیر چگونه زیستن را واقعاً بیاموزد و عملاً از یافته های خود و گذشتگان خویش بهره برداری های صحیح، سالم وعبرت آموز نمایند. ·        با ارادۀ قوی و تصمیم قاطع بایستی حد اقل، سالانه یك بار وزن اضافی خود را سبك سازند و چربی های انباشته شده را از بدن خویش جارب کنند. ·        اگرخدای ناخواسته، صدخدای ناخواسته به سیگرت، نسوار، الكول، چرس، مواد مخدر وسائر مواد نشئه آور كه هرکدام به نحوی دشمن صحت، سلامتی و حتی حیات بشرثابت گردیده اند، معتاد شده باشند، باتصمیم قاطع وپایداراز آن ها پرهیز نمایند و جگر، قلب، مركز دماغ،  پانقراس، غدوات لعابیه وکلاً  سیستم دفاعی بدن خویش را از شر مسمومیت ها و آثار سوء ناشی ازعوارض آنان نجات بخشند. ·        از پرخوری های تکلیف آور ومصرف غذاهای پرزرق، برق سرخ شده، چرب  و بی کیفیت بپرهیزند.    چنانچه فرهنگ اسلام حاکی ازاین است که:    هرانسانی باید جوف معده اش را به سه قسمت تقسیم بندی نماید و هرقسمت را به مواد ذیل اختصاص دهد:    1 -  ثلث اول را برای مواد غذائی،    2 – ثلث دوم را برای آب و مایعات،    3 -  ثلث سو م را نیز برای هوا خالی بماند تا معده اش به وجه احس بتواند فعالیت ها ووظایف هضمی خودرابا خاطرآسوده وفراغت بال انجام دهد.    نه اینکه شخص، تمام جوف معده اش را ازغذا پرنماید تا همانند بابه تبر مرحوم ، برای آب و هوا ونفس کشیدنش جائی باقی نماند وعملیۀ هضمیت را دچارمشکلات گرداند.(1)    اما دراین بخش بدنیست در کنار ارزش های حیاتی انرژی مقناطیسی، اهمیت نکات ذیل را نیز یادآور شویم که : ·        خوشبینی نسبت به زندگی و مثبت اندیشی ها، ‌اراده را قوی ساخته و نشاط، امیدواری و سلامتی روحی و جسمی را برای انسان به ارمغان می آورد و در تنظیم میتابولیزم یا سوخت و ساز بدن نیز رول عمده بازی می كند. ·        درکشورهای مرفه وپیشرفته، معمول است که شهروندان شان به استراحت و نحوۀ آرامش و تمدد اعصاب خود، توجه خاص مبذول وهفتۀ یک یا دو روز و سال یك ماه، برنامه ریزی های تفریحی خویش را درمحیط های سالم و هوای پاك، آزاد و ویلائی خارج شهر های متراکم به عنوان یك ضرورت مبرم وجزئی از برنامۀ زندگی خویش انجام می دهند. ·        دانشمندان و محققان به تجربه دریافته اند كه با رعایت و بكار بستن نكات بالا، ‌از 10 الی 30 سال می توان برطول عمر طبیعی خود افزود. ·        متخصصین امور به این باوراند كه علت اساسی بی حسی، مرگ ومیر حجرات بدن، از خرابی سیستم مصئونیتی وضعف قدرت دفاعی بدن منشاء می گیرد. با از بین رفتن عامل امنیتی و دفاعی جسم، قدرت مقاومت بدن در مقابل هجوم انتانات، ویروس ها، قارچ های بیماریزا و سموم مضره پائین آمده و انسان را بسوی سراشیبی پیری زودرس وسرانجام، پایان زندگی دنیائی (مرگ( می لغزاند. ·        برای هرانسانی و بخصوص میانسالان و افراد مسن، چاقی هم خطر بزرگی بحساب آمده و ممكن است زمینۀ های تنگی یا بندش شرائن و وریدها، سكته های قلبی و مغزی را فراهم آورد.    گفتنی است که هرقدرچاقی بیشتر پیشرفت نماید، به همان میزان كار خون رسانی قلب به حجرات سراسر بدن نیزسنگین ترو دشوارترگردیده و قلب مجبوراست انرژی بیشتری را مصرف كند، تا خون را به سراسرحجرات انساج و احشاء بدن برساند.    به هرمیزانی که  قلب انسان شدیدتر، مشقت بارتر و سنگین تركاركند، به همان پیمانه خسته تر، فرسوده تر و پیرتر شده، سرانجام شخص، ممکن است به سكته های قلبی یا مغزی گرفتارگردد. ·        ازلحاظ روانی، كسانیكه یک عمر دردستگاه های دولتی کارمیکنند و به سن تقاعد می رسند، روحاً خود شان را پیر، زمین گیر و از كار افتاده تلقی کرده، طبع شان به سوی ناآرامی، بدخوئی، ناراحتی و عصبانیت گرایش می یابد و در این صورت، o       زندگی چون بارگرانی ممکن است بردوش آنان سنگینی کند، o       احتمالاً زندگی را برخویش بسیار سخت بگیرند، o         باوسوسه ها و تلقینات نا بجا و توهمات بدبینانه، ‌نیروی تحرك جسمی خود را كم كم از دست بدهند وزمینگیرشوند، روح، ‌روان و جسم آنان را ضعف و ناتوانی درنوردد و به سختی بفشارد و به اصطلاح معروف: "خودرا افتاده فرض كرده"، واقعاً پیر و زمینگیر گردیده، امید شان به یأس مبدل و سرانجام به مرگ تسلیم شوند. o         اما برعكس، اشخاصی كه دارای طبیعت نرم، آرام، متین، خلق وخوی خوش، روحیۀ شاد، حوصله مندی و بردباری زیاد باشند، طبعاً فشار روزگار، سختی های عمر و گذشت زمان را چندان حس نخواهند كرد. o         چنانچه همه می دانیم که انسان آزاد بدنیا آمده و اختیارعمل و حق انتخاب را  نیز دارد، اما اختیاراتش درچوكات مقررات شرعی، اجتماعی وانسانی محدود است.    خالق یکتا(ج) به او عقل و خرد داده و قوۀ تمیز و تشخیص خوب را از بد برایش ارزانی فرموده است.    این حق و آزادی را نیز برایش داده  است كه در راه نیك وبدنبال رستگاری برود یا برخلاف فطرت انسانی اش، راه شقاوت و بدبختی را اختیار نماید.    اگرکسی راه اول را برگزیند كه خداوند غفور(ج(  به او پاداش نیک وسعادت بهشت وعده داده و برعكس اگرراه شقاوت و سركشی را درپیش گیرد، به همدستی شیطان میلان پیدا کند و اعمال زشت از او سربزند، بدون شک وشبهه در روز بازپرس جزای زشتی های خود را خواهد چشید.    زیرا این، از سنت های ثابت و تغییرناپذیر عدل و انصاف الهی(ج) است.    یكی از راه های شقاوت وبدبختی هم  این است كه انسان خودش را درمسیر هوا و هوس یا گمراهی قرارداده، بردیگران یا حتی برخودش ضرر و صدمه وارد نماید.    درحالیکه خداوند(ج) آن چنان آزادی را برای انسان تجویز نكرده است.    یعنی انسان حق ندارد خودش را در معرض خطرقرار داده، به سوی نابودی شتاب نماید یا به ناحق دست به قتل نفس كسی دیگری بزند.    چون هیچ موجودی، اخصاً هیچ انسانی در این دنیای پهناور، عبث و بیهوده خلق نشده است تا او دست به یاغیگری زده، بخواهد به نحوی به زندگی خود یا دیگری نقطۀ پایان بگذارد.    او فقط مستحق ادامۀ حیات بهتر و آبرومندانه تر زیستن است، نه برغیرآن.    از نظر فرهنگ غنی قرآن كریم، همانگونه که قبلاً نیز اشاره داشتیم، برهر انسانی واجب است تا جانش را در برابر حوادث كشنده و امراض هلاكتبار حفظ نماید و زندگی اش را از نابودی و تهلكه نجات بخشد.    به همین خاطر است كه علماء، دانشمندان و صاحب نظران معتقدند كه غذا، ‌دوا و اسباب علاج هر دردی را خداوند تبارك و تعالی(ج) درماحول زندگی او فراهم كرده است.    بنابراین، لازم است تا گیاهان دوائی ای که امروز درکوهستانات، همواری ها ووادی های  کشور ما به صورت خودروی به وفورمی رویند، بایستی شناسائی، جمع آوری و تصفیۀ گردند وعصاره های ارزشمند آن ها به عنوان دواهای وقایوی، معالجوی و تركیب مكمل های غذائی مورد استفاده قرارگیرند.    ضمناً اگراین عصاره های گیاهی با وسایل پیشرفته و مدرن حاوی پخش امواج مقناطیسی ساخته شدۀ دست بشر، مثل كمپنی تیانشی که امروز در دسترس همگانی قرارگرفته، هم آهنگ استعمال گردند، یقیناً که اسباب تامین صحت و سلامتی انسان ها را به نحو احسن فراهم خواهند ساخت.     آنگونه که نگارنده از زبان یکی از محققان که چندسال قبل به رحمت حق پیوست شنیدم، ایشان می گفت که در کوهستانات افغانستان حدوداً سه هزار و دوصد نوع گیاه دوائی هرساله سبز می شوند و بدون اینکه از آن ها در امور صحت و سلامتی ومکمل های غذائی انسان ها استفادۀ بهینه صورت گیرد، می خشکند و از بین می روند!!    اما بدنیست این نکته را نیز یادآورشویم که درگیرودارتغییرسیستم اداری کشور تاراج شدۀ افغانستان، واحد دومی درچوکات وزارت تجارت وجود داشت که در جمع آوری و صدوربرخی از نباتات طبی فعالیت هائی هرچند ضعیف داشت و تاحدودی بازار یابی هم می نمود.    اما درجریان زدو بند های مالی، عوض اینکه آن اداره را بیش از پیش رشد می دادند یا ادارۀ جدید و فعال تری جایگزین آن می ساختند، به خاطر هنگرها و جایدادهایش آن را منحل و دم و دستگاه های متعلقه اش را به نحوی برباد کردند وادارۀ جدیدی که درسطح یک مدیریت دررابطه با نباتات طبی درچوکات ریاست امور فارمسی وزارت صحت عامه بوجود آمد هم باکمال تأسف وتأثرهمین اکنون در حال تعطیل بسربرده، پرسونل آن به شعبات دیگر به شکل خدمتی کارمی کنند!!    درنتیجه، نباتات طبی کشورما بشکل سوال برانگیزی بدست فراموشی سپرده شده اند!!    اما به بسیاروضاحت مشاهده می کنیم که انواع دواهای گیاهی که  به نام دواهای یونانی معروف هستند، سالانه صدها تن، باشرایط بسیار استفراغ آور، در داخل بوجی ها وخریطه ها، همراه باگرد، خاک و کثافات، از پاکستان وارد کشوربی درو دروازۀ ما گردیده، بدون اینکه شرایط ومقرراتی برای نگهداری، صورت مصرف و تاریخ مصرف آن ها وجود داشته باشد، درکنارجاده ها ویا درداخل سبدها، ساغرده ها وقوطی ها، درمعرض دود، کثافات و تشعشعات نورماوراء بنفش ومادون قرمزآفتاب قرارداده شده و با همان وضع توسط دست فروشان به خورد مردم ناآگاه ما داده می شوند!!    درحالیکه درهیچ کشوردنیا اینگونه وحشیانه با صحت وسلامتی مردم بازی نمی شود و مثل کشورما همواره ایام بکام یک مشت استفاده جو که بتوانند تصدی ها و فابریکه های دولتی را تحت عناوین مختلف، برای منافع شخصی و منفعت بستگان خویش، منحل سازند و کاسه و کوزۀ آن را به تاراج ببرند و هیچ مرجعی هم حق حساب گیری و بازخواست نداشته باشد، به گردش درنمی آید!!       اما درکشورما، متأسفانه درده سال اخیر، گرگان خون آشام، منفعت طلبان ودریانوشان به بسیار آسانی، آزادی عمل، علنی وبطور رایگان منافع عامه را فدای منافع شخصی و تیمی خود شان می سازند و هیچ آبی هم از آب  تکان نمی خورد!!     به هرحال، چه وقت جلو همچو فعالیت های مافیائی درکشورما گرفته خواهد شد؟    این ارتباط می گیرد به آگاهی های همگانی و بوجود آمدن یک حکومت واقعاً دلسوز، قانونمند و مبری از انواع مفاسد اداری.    حالا بهتراست برگردیم برسراصل مطلب:    وقتی ما فعالیت های کمپنی بزرگ و بین المللی تیانشی را به چشم سر مشاهده می کنیم، طبابت بسیار قدیمی و پنج هزار سالۀ سنتی گیاهی وطبیعی چین را با یک دنیا علم و تجربه، به مدرن ترین و پیشرفته ترین ادوات و تکنولوژی زمان پیوند زده، ظرفیت های دانش و فن آوری خودشان شان را دراین رشته چنان ارتقاء بخشیده اند که امروزه درسطح دنیا، بخش وسیعی از طبابت جدید و معاصر غرب را نیز با آن همه دم و دستگاه های مدرن و فوق مدرنش به سختی به چالش گرفته است.    بااین حساب، هرروزی که می گذرد، سنگرهای جدیدتری را در کشور های غربی، به نفع طبابت سنتی ودرعین حال مدرنیزه شدۀ چینی فتح کرده، بسیاری از کشورهای غربی را وادارمی سازند تا در برابر طبابت سنتی شرق سرتسلیم فرود آورند.    ما که می بایستی دانش و تجربۀ غنی شیوۀ طبابت ابوعلی بن سیناء بلخی را که با انگشت گذاشتن روی نبض اشخاص، حتی در دوران کودکی و نوجوانی اش، انواع  بیماری های مخفی و نامشخص دردمندان را بهتراز نتایج معاینات پیشرفتۀ لابراتواری، تلویزیونی، اولتراسوند و سونوگرافی های امروزی، با دقت تمام مشخص وبرملا می ساخت و مورد مداوا قرار می داد، به منظور تأمین صحت و سلامتی خود الگو قرارمی دادیم وطب سنتی را درکشورخود انکشاف می بخشیدیم، خویشتن را دست بسته تسلیم طبابت مملوازعوارض جانبی غرب ساختیم!!    آورده اند که ابوعلی سیناء بلخی، برای معاینۀ زنان بیمار، به بدن آنان دست نمی زد و یک قطعه نخ را بربند دست آنان می بست و با تکان دادن نخ، می فهمید که به کدام بیماری ها و تکالیفی مصاب شده اند؟!!    روایت است که خانمی به نزد ابوعلی سینا می رود ومی گوید از بیماری مجهولی رنج می برم.    ابوعلی سیناء بلخی قطعه نخی را بطرفش انداخته می گوید سرآن را بدور بند دستش بپیچان.    موصوفه سرنخ را به زیرچادرش فرو برده، وانمود می سازد که نخ را بربند دست خود بسته است.    وقتی ابن سیناء بلخی سردیگر نخ را تکان می دهد، با تعجب می گوید: همشره!    درنبض شما چه حکمتی نهفته است ؟    خانم می پرسید: منظورشما جیست؟    ابن سیناء جواب می دهد:  خیلی جالب است که نبض شما هیچ شباهتی به نبض انسان ها نداشته، بیشتر به نبض حیوانات می ماند!!.    خانم بیمارتصدیق کنان از زیرچادرش گربه ای را بیرون کشیده می گوید:  بلی حرف شما کاملاً درست است.    من نخ را بر بند پای این گربه بسته بودم تا شما را امتحان نمایم که از طریق حرکت دادن یک نخ بیجان چگونه امراض درونی بیماران را تشخیص می دهید؟    بجای اینکه ما بازماندگان ابوعلی سیناء بلخی، گیاهان دوائی خویش را ازکوهپایه ها جمع آوری، تصفیه، پروسس و عصاره گیری می کردیم و مثل چینائی ها برای تامین صحت و سلامتی بشر بدسترس همگانی قرارمی دادیم، خودما درنقش مصرف کنندگان دواهای کیمیاوی ودواهای خاک آلود گیاهی پاکستان وجاهای دیگرعرض اندام کرده ایم!!    درحالیکه سرزمین ما مملو از گیاهان دوائی است و مسئولین امورما هرگز از عرصۀ شعارهای میان خالی هیچ قدمی به مرحلۀ عمل نگذاشته اند.    واگرنه جاداشت تا متصدیان امور کشور، تیم های تحقیقاتی گیاه شناسی را تشکیل و موظف می ساختند تا درتحقیقات، شناسائی، جمع آوری، تجزیه، تصفیه و تعیین مقدار مواد مؤثرۀ گیاهان دوائی این مرز و بوم، به راستی و صداقت کمر همت می بستند.    ولیکن با کمال تأسف، عملاً می بینیم که هیچ مسئولی تاکنون نخواسته است دراین رابطه واقعاً احساس مسئولیت نماید و به اصطلاح معروف، سربی جنجال خودرا به جنجال بیندازد!!    به هرحال، امید ما اینست که روزی خواهد رسید که هموطنان بادرد ما از این گرداب بی تفاوتی وخوش باوری بیرون آیند و ازداشته ها وسرمایه های ملی این کشورکمال استفاده را ببرند.    ازنقد این و آن که بگذریم، بدنیست ذهن خوانندگان محترم را به این نکته معطوف داریم که:     شاید برهیچ روشن ضمیری پوشیده نمانده باشد که پیری و از كارافتادگی، دردناك ترین مرحلۀ زندگی هر انسانی است.    شایستۀ یادآوری است، عمركسانیكه دردهات و كوهستانات به صورت عادی و طبیعی، درهوای سالم و دورازآلودگی های شهرهای متراکم زندگی می كنند، طولانی تر ازعمركسانی است كه در شهرهای مملو از دود، کثافات، سموم و گازهای گلخانه ای بسر می برند.    البته این نکته هم ثابت شده است که پرخوری ها، بی نظافتی ها و اعتیاد به مواد سمی مثل مواد مخدر، سیگرت ، نسوار، چرس و الکول ، عمر انسان را از حد طبیعی اش كوتاه می سازد.    ازباب مثال، محققان و دانشمندان رشتۀ توكسیكولوژی اخیراً ‌دریافته اند كه بلعیدن دود سیگرت که حاوی چهارهزار نوع مواد زهری است که 43 نوع آن سرطانزا ثابت شده است، به خاطر سمیتی که در بدن معتاد به سیگرت ازخودبرجای می گذارد و قوای دفاعی وجود او را شدیداً پائین  آورده و سراسر بدنش را میزبان صدها نوع بیماری می سازد!!    طبق تحقیقات و محاسباتیکه دانشمندان انجام داده اند، بلعیدن دود یک عدد سیگرت، نزد یك به "ده دقیقه" ازعمرانسان می كاهد.    سائرمواد سمی مشمول دود سیگرت وپودرزهرآلود نسوار، هرکدام به نوبۀ خود آثار سوء و ناگوار زیادی بربدن معتادان برجای می گذارند.    عده ای از محققان، عمر انسان را به سه دسته تقسیم كرده اند: ·        عمرتاریخی یا زمانی، ·        عمربیولوژیكی حالت جسمی، رشد و نموی حجروی كه فرسودگی و پیری جسم انسان را نمایش می دهد، ·        عمرروحی و روانی كه میزان سنجش فكری او را می نمایاند كه شخص تاچه حد روحاً خودش را پیرو فرسوده احساس می كند و به سقوط و زمین گیرشدن تن می سپارد؟    محمد عبادزادۀ كرمانی در كتابش به نقل از یك دانشمند غربی بنام" داكتر اریك تریمپر"، مؤلف كتاب"زیاد عمر كنید و جوان بمانید"می نویسد:     پیری دیگر مانند گذشته، فقدان كامل عناصر حیاتی تصور نمی شود.    امروزه،‌ مردان و زنان درسن 70 سالگی سرزنده و شاداب هستند و به كار وفعالیت می پردازند.    البته بعضی از افراد مسن، ‌خیلی پیرتر ازآنچه هستند به نظرمی رسند.    این امر بستگی بیشتری به بیماری ها  دارد تا صدای ناقوس زمان و گذشت آن .    درگذشته ها سخت شدن رگ ها ( تصلب شرائن وتنگ شدن جدارۀ آنها) و كم شدن فعالیت های بدن، نشانۀ پیری تصور می شد.    اما اكنون باتحقیقات علمی و پیشرفت های علم طب، معلوم شد كه فشارخون در اثر عدم توازن مواد كیمیاوی بدن ایجاد می شود و اغلب به تغییر رژیم غذائی ساده مربوط است و وجود یا فقدان آن اصل مهمی را در مرحلۀ سنی به عهده دارد.     تجربه نشان داده است كه راهبه ها و زنان تارك دنیا، كمتر به بیماری های قلبی، سرطانی و امراض معدی و معائی دچار می شوند.    زیرا نظم و ترتیب دَیر، زندگی راهبه ها را منظم می سازد و آنها می توانند تا بیش از 65 سالگی با انرژی و فعالیت تمام زندگی كنند».     یكی ازعلائم ظاهری پیری، ‌ضعیف شدن پیازك های موها می باشند كه باعث سفید شدن آن ها شده، كه این نقیصه را محققان به: ·        رژیم ناقص تغذیه،‌ ·        رژیم نادرست غذائی در دوران كودكی، ·        كمبود و عدم كفایۀ كارغدۀ تیروئید یا برعكس فعالیت های افراطی و بیش از حد آن، كارهای فكری و دماغی خسته کننده، ·        دیدن شوك های عصبی و فشارهای روانی، ·        احساس ترس و وحشت وامثالهم مرتبط دانسته اند.     اما در رابطه با صحت و سلامتی :     1 - قدیمی ها می گفتند:     صحت و سلامتی، بزرگترین و بالاترین نعمت های خدادادی است که هر انسانی باید ارزش و قدرش را بداند .    امروزی ها هم همین حرف را تکرار می کنند.     2 - طب سنتی از زمان های بسیار قدیم دربین بشر رواج داشته و به این معنی است که در آن سیستم، کارآمدی و مؤثریت زیادی به مشاهده رسیده است.     3 - تاریخ نشان می دهد كه طب سنتی كشور چین با سابقۀ پنج هزار ساله، یکی از قویترین و کارآمدترین طبابت ها شناخته شده است.    دراین کشورپهناور، تئوریها و اصول طب سنتی به كمك و دستاورد های تکنولوژی مدرن، غوغای عجیبی را برپا كرده است.     4 - در این رساله، ما تلاش داریم تا محصولات غذائی و سامان آلات پیشرفته و تكنولوژی جدید این كمپنی جهانشمول (محصولات کمپنی تیانشی) را به معرفی بگیریم.      5 - کمپنی بزرگ "تیانشی"، حاصل یکی از همین اتفاقاتی است که اشاره شد.    مجامع جهانی به این فکر اند که چه کارکنند تا طول عمر انسان ها را به ستندرد حد اقل 120  یا 125  سال عمر مفید برسانند؟    دراین رابطه فقط کمپنی تیانشی مدعی است که برای طول عمر انسان ها می اندیشد و می تواند بربنیاد: ·        یافته های علمی و تجارب عملی طبابت سنتی و گیاهی قدیم چین، ·        تامین چارج مقناطیسی بدن، ·        پاک کاری وجود از مواد کیمیاوی وسمی، ·        حذف مواد مضره و زهری از استعمال ومصرف روزمره، ·        تجویز رژیم مناسب و ضروری غذائی وامثال آن،    برنامه های مؤثر و مطمئنی را ارائه ومتعهدانه خدمات مفیدی درجهت تأمین صحت و سلامتی بشریت ارائه نماید.    این کمپنی، حدوداً سه هزار قلم محصولات رژیم غذائی  (Dietary Product) گیاهی ، طبیعی و وسائل صحی ستندرد تولید کرده و در 116  کشورجهان تاکنون به دسترس نیازمندان قرار داده است.      ازسالیان دورودرازی بدینسو، چینائی ها رمزصحت، سلامتی و طول عمر را در چهارکلمۀ ذیل یافته اند: "پاکسازی"، " فعال سازی" ، " تقویه " و " توازن "  فعالیت های ارگان های بدن.        بدنیست که به یک دستورکتاب قدیم2000  سالۀ طب چینی بنام " Huang- Ti Nei Ching " که به کتاب "طب داخلۀ امپراطوری زرد باستانی چین" معروف است نیز توجه داشته باشیم:    یکی از گفته های مشهوراین کتاب اینست که :   " مرض را قبل از اینکه ازخود اعراض وعلائمی بروز دهند محو سازید".     اساسات طبابت چین برمبناء گفتۀ فوق بنیانگذاری شده است. که دراصطلاح امروزی به "طب وقایوی" معروف است.    طبابت سنتی چینائی ها  بطور محیرالعقولی توجه باشندگان دنیا را به خود جلب کرده و درجهان غرب، طبابت سنتی طبیعی و گیاهی شرقی به« طبابت سبز» نیزمعروف شده است.    ازاینرو، آمیزش طب قدیم سنتی آسیا (شرقی) و طب معاصرکیمیاوی (غربی)، جهت بوجود آوردن  یک " طب کبیر" و جامع درعصرحاضر برای نسل ما یک امر حتمی درجهت تأمین صحت و سلامتی ومعالجۀ بیماری ها می باشد.       این موضوع را نیر نباید ناگفته بگذاریم که :    تمام مواد غذائی وعصاره های گیاهی ای که توسط دانشمندان ومحققان کمپنی تیانشی پروسس و تولید می گردند، براساس دونظریه استوار اند:    1 - آن ها معتقد اند که بدن انسان متشکل از یک سلسله سیستم هائی می باشد که بطور ناگسستنی باهم ارتباط ارگانیک دارند.    2 - همچنین به تجربه دریافته اند که متوازن ساختن این سیستم ها، کلید صحت وسلامتی به حساب می آید. ·        ارگان های " زانگ" (میانپُر) و ارگان های "فو" (میان تهی) ساختمان بدن را تشکیل می دهند.    الف: ارگان های میانپر(البته بطور نسبی) عبارت اند از:      قلب، شش ها، گرده ها، جگر و طحال که هرکدام  انبارهای خونی برای ذخیرۀ انرژی هستند.    ب :  ارگان های میان خالی عبارتند از:    کیسۀ صفرا، امعاء رقیقه (روده های کوچک) ، امعاء غلیظه (رودۀ بزرگ)، مثانه و معده که هرکدام از این ارگان ها، به صورت هم آهنگ با اعضاء واحشاء جامد ومیانپر فعالیت های هم آهنگ ومرتبط دارند، مانند: ·        قلب با روده های کوچک ، ·        جگربا کیسۀ صفراء ، ·        شش ها با روده های بزرگ ، ·        طحال با معده ، ·        گرده ها با مثانه.    دواهای سنتی چینائی به منظور بهترساختن و تنظیم انرژی "Q.I"، جریان خون، مایعات بدن و مواد غذائی به ارگان های کلیدی عضویت تهیه شده اند.    احیاناً اگر کدام بندشی درهرقسمتی از مسیرحرکت"Q.I"  که درسطورآینده راجع به آن بیشتر روشنی خواهیم انداخت، بوجود آید، باعث بروز بیماری می گردد.    اما عصاره های تولید شدۀ مواد گیاهی درکمپنی تیانشی، به منظور از بین بردن این گونه بندش ها و برای به توازن رساندن سیستم های مذکور توصیه می شود.    ازاینرو، برداشتن گام های مؤثر برای جلوگیری ازاین عدم توازن،  بسیار ضروری می باشد.    البته چهارمرحلۀ بهداشتی را که دانشمندان و محققان تیانشی به تجربه دریافته اند، اگر به درستی رعایت نمائیم، زندگی ما را با بهبود وعمر مارا نیز طولانی می سازد: ·        متوازن ساختن سیستم های ارگانیک بدن ما، ·        پاکسازی توکسین ها وسموم ازوجود، ·        زدودن مواد اضافی ای که دربدن ما درنتیجۀ کشیدگی های زندگی مدرن بوجود می آید بهتر ومتحولترمی سازد.     به منظورایجاد انکشاف و رسیدن به حالت مطلوب و دست یافتن به صحت، سلامتی و بهتر زیستن، تیانشی، فرمول ثابتی را وضع کرده است که حدوداً پنج هزار سال قبل درچین استعمال می شده که بنام " چهارگام برای بهترزیستن" معروف است:     خوانندگان نهایت گرامی !   به هرحال، قبل ازاینکه به مراحل گام های چهارگانه اشاره نمائیم، بدنیست چند نکته را دراینجا خدمت تان خاطرنشان سازیم: ·        باید قبول کنیم که اساس و بناء طول عمرهرکس برمیزان سلامتی و حفظ تندرستی جسمی وروانیش استوار است. ·        انسان ها زمانی می توانند به زندگی خویش مفهوم ببخشند که صحت و سلامتی خویش را به طوردقیق حفظ نمایند.    اما مراحل چهارگانه :       گام اول: الیمینتینگ یا پاکسازی      بدن انسان دراثرآلودگی های آب، هوا، غذا، مواد کیمیاوی، توکسین های مختلف و هجوم میکروب ها ورادیکال های آزاد وهمچنین افزایش تشکل بیش ازحد مجاز کولسترول LDL  وترای گلیسراید درخون باعث رسوبات، تصلب شرائن، تشکیل سنگ و منگ دربرخی نقاط حساس بدن مثل گرده ها، مثانه، کیسۀ صفرا گردیده ودراثر آن وجود توازن فعالیت های خودرا از دست می دهد.    بنابراین، ازنظرچینائی ها، قبل ازاینکه بین ارگان های بدن شخص بیمار به ایجاد توازن اقدام گردد، بایستی آلودگی ها ازبدنش جاروب گردد.    دراین مرحله، می توان از فراورده های چای، زینک و فاس سیروپ تولیدی کمپنی تیانشی استفاده به عمل آید ودرعین حال از وسائل مقناطیسی و بی سی ام این کمپنی نیز باید کار گرفته شود.    پس ازعملیۀ نظافت و پاکسازی، نوبت به گام دوم می رسد.      گام دوم:  ریگولیتینگ یا مرحلۀ طراوت وتازگی    دراین مرحله، برنامه ای باید روی بیمار پیاده شود تا درصورت ممکن ضایعات بدن که تحت تأثیر توکسین ها ومداخلات جراثیم تخریب ویا ضعیف می گردند، دوباره بازسازی وتحت مرمت قرارگیرند و با تجویزمواد مفیده، طراوت وتازگی خویش را حاصل نمایند.    دراین مرحله می توان از مواد ذیل استفاده کرد:    کپسول چیتوسن، کپسول سل ریجیوینشن، کلسیم ، سپایرولینا، زینک، گرانول تروت کیر، دبل سلولوز، گرپ اکسترا واستفاده از وسائل مقناطیسی و "بی سی ام" محصول کمپنی تیانشی .       گام سوم: سپلیمنتینگ یا فعال سازی     دراین گام، باید تاثیرات عملیۀ گام های اول و دوم را بیشترگسترش دهیم ودرعین حال، میزان  سیستم معافیتی بدن را هرچه بهتربالا وبالاتر ببریم.     همانگونه که قبلاً نیز اشاره رفت، مرحلۀ فعال سازی درصورتی امکان پیدامی کند که زباله ها وآلودگی های وارده ازوجود بیمار پاکسازی گردند، چون وجود کثافات درحجرات بدن، قدرت انجام وظیفه را ازآن ها می گیرد.     بنابراین برای فعال سازی ومعافیت بخشیدن دوبارۀ حجرات از آسیب ها، باید برای مدت کافی وبه شکل علمی ازمواد ضروریۀ غذائی و وسائل صحی تیانشی استفاده به عمل آوریم مانند:    چیتوسن، های فایبرها، زینک، ویتالیتی سافت ژل، کلسیم، کاردیسیپس، میتابولیک بلانس، تروت کیرگرانول، وسائل صحی مثل توشک، یا "بی سی ام"، یا کمربند وغیره.    گام چهارم: پریوینیتینگ یامرحلۀ وقایوی     چهارمین و آخرین گام عبارت از ایجاد حالت تعادل بین ارگان های مختلف بدن می باشد که بهترین ومنطقی ترین راه مجادله با دشواری های موجود بیماریزا در زندگی امروزی ما به شمار می آید.    دراین مرحله باید قوۀ دفاعی بدن را دربرابرامراض بالا ببریم تا تعادل وتوازن پایداردرسراسر وجود برقرار گردد.    وقایه دربرابرامراض درراستای بهبود صحت و سلامتی ازاهمیت بالائی برخوردار است.    دراین مرحله می توان از مواد ذیل استفاده به عمل آورد:    کاردیسپس، کلسیم، میتابولیک بلانس ، سویت دریم،    کمپنی تیانشی برای مصرف کنندگان مکمل های غذائی گیاهی، این نکته را مورد تأکید قرارمی دهد که هرعضونتورک، باید خودش مفسرعملی محصولات این کمپنی باشد.    به هرحال، ازظواهر برخوردها معلوم می شود که یک تعداد ما، به اندازه ای که لازم است وهدف زندگی ایجاب می کند، نسبت به وجود خود دلسوز ومهربان باشیم، نیستیم ونه تنها به صحت وسلامتی خود توجه نداریم، بلکه برعکس درضدیت، خصومت و حتی دشمنی عمیق باخود سنگرگیری می کنیم!!    ازاستعمال چرس، بنگ، تریاک، تنباکو وباقی مخدرات گرفته تا خوردن غذاهای بی کیفیت، غیرصحی، پرچرب، شبمانده وباسی، متعفن، انواع کنسرو های سمی ومرض آفرین، روغن های غیراستندرد وغذاهای زهرآلودیکه درروی بازارها درمیان گرد، غبار، دود و کثافات پخته می و به خورد مردم داده می شوند وهمچنین ازنوشیدن آب های آلوده، مایعات مضرۀ گازدار هیچ ابائی نداریم و هرروز و هرشب هم بی خیال  تکرارمی کنیم!!    یعنی ما  بدون اینکه درقبال سلامتی وجود خود ذره ای احساس مسئولیت داشته باشیم یا کیفیت غذای مصرفی خودرا مورد توجه قراردهیم، فقط دنبال مزه وذایقۀ آن سرگردانیم!!!    چنین برخوردغیرمسئولانه ای درقبال حفظ الصحه، مارابه سوی پرتگاه کوتاهی عمرمفید می لغزاند.    چنانچه به همگان روشن است که درهنگام تنفس هوا، نوشیدن آب و مایعات، خوردن غذا های سرخ کرده وغیرصحی، مقدارزیادی از توکسین ها و مواد مضرۀ دیگر نیز به داخل بدن ما وارد می شوند.     بخصوص کسانی که قدرت دفاعی بدن شان ضعیف باشد، طبعاً آثارسوء ناشی از توکسین ها، صحت وسلامتی، آنان را بیشترازدیگران به چالش کشانده وزمینۀ بیمارشدن شان را فراهم می سازد.         ازاینرو، اگرچنین کسانی در پاکسازی و محو سموم ازبدن خویش مبادرت نورزند یا داکتران معالج شان واقدامات لازم روی دست نگیرند، بدون شک ایشان به انواع بیماری ها و مشکلات بیشتر وصعب العلاجتری گرفتار خواهند شد.    البته چنانچه قبلاً نیز اشاره رفت، عمر كسانیكه در دهات و كوهستانات به صورت عادی و طبیعی، درهوای آزاد، سالم و دور از آلودگی های غلیظ محیطی زندگی می كنند، طولانی تراز عمر كسانی است كه در شهر ها بسر می برند.    البته این هم ثابت شده است که پرخوری ها، بی نظافتی ها و اعتیاد به سیگرت، ‌نسوار، مواد مخدر و الكول نیز عمر انسان را از حد طبیعی اش كوتاه و کوتاهتر می سازد.    ازباب مثال: محققان و دانشمندان رشتۀ توكسیكولوژی به تجربه ‌دریافته اند كه بلعیدن دود "هرعدد سیگرت" که حاوی چهارهزارنوع مواد زهری است که 43 مورد آن سرطانزا ثابت شده اند، به خاطر سمیتی که در بدن معتاد به سیگرت پخش می کند: ·        قوای دفاعی بدن را شدیداً پائین  می آورد، ·        حجرات وجود را میزبان صدها نوع بیماری می سازد، ·        بلعیدن دود هرعدد سیگرت، نزدیك به ده دقیقه عمرانسان راکوتاه می سازد. ·        برعلاوۀ مواد سرطانزای شامل دود تنباکو، سائر مواد ذکرشده نیز هرکدام به نوبۀ خود آثار سوء فراوان وناگواری دروجود معتادان از خود برجای می گذارند.    عده ای از محققان، عمر انسان را به سه دسته تقسیم كرده اند: ·        عمرتاریخی یا زمانی، ·        عمربیولوژیكی، حالتی از جسم است که رشد و نموی حجروی ودرعین حال فرسودگی و پیری جسم انسان را نمایش می دهد. ·        عمرروحی و روانی ای كه میزان سنجش فكری را می نمایاند كه شخص تاچه حد روحاً خودش را فرسوده احساس می كند و به پیری و زمین گیری تن می سپارد؟    محمد عبادزادۀ كرمانی در كتابش به نقل از یك دانشمند غربی بنام « داكتر اریك تریمپر»، مولف كتاب « زیاد عمر كنید و جوان بمانید» می نویسد:    « پیری دیگر مانند گذشته فقدان كامل عناصر حیاتی تصور نمی شود.    امروزه، ‌مردان و زنان در سن 70 سالگی سرزنده و شاداب هستند و به كار وفعالیت می پردازند.    البته بعضی از افراد مسن، ‌خیلی پیر به نظرمی رسند.    این امر بستگی بیشتری به بیماری ها دارد تا صدای ناقوس زمان و گذشت آن.    درگذشته، سخت وتنگ شدن رگ ها یا تصلب شرائن و كم شدن فعالیت های بدن، نشانۀ پیری تصور می شد.    اما اكنون باتحقیقات علمی و پیشرفت های علم طب، معلوم شد كه فشارخون در اثر عدم توازن مواد كیمیاوی بدن ایجاد می شود و اغلب به تغییر رژیم غذائی ساده مربوط است و وجود یا فقدان آن اصل مهمی را در مرحلۀ سنی به عهده دارد.    تجربه نشان داده است كه راهبه ها و زنان تارك دنیا كمتر به بیماری های قلبی، سرطان و امراض معدی معائی دچار می شوند.    زیرا نظم و ترتیب دیر، زندگی راهبه ها را منظم می سازد و آنها می توانند تا بیش از 65 سالگی با انرژی و فعالیت تمام زندگی كنند.    یكی ازعلائم ظاهری پیری، ‌ضعیف شدن پیازك های مومی باشد كه باعث سفید شدن آن ها شده، كه این نقیصه را محققان به: ·        رژیم ناقص تغذیه،‌ ·        رژیم نادرست غذائی در دوران كودكی، ·        كمبود و عدم كفایۀ غدۀ تیروئید یا برعكس فعالیت های افراطی و بیش از حد آن، ·        كارهای دوامدارفكری و دماغی،( بدون گرفتن انرژی لازم ومورد نیاز)، ·        دیدن شوك های عصبی، ·        وترس و وحشت،  مرتبط دانسته اند.»    (چینائی ها به این باوراند که ) دروجود انسان، «QI» و Moisture Blood  وجود دارد.      «QI» مارا به: ·        حركت كردن، ·        فكر كردن، ·        احساس كردن، ·        كار كردن و سائر تحركات وادار می سازد.      Moisture هم مایعی است كه انسان را از عوامل مختلف نارسائی حفاظت می نماید كه : ·        درجذب غذا، ·        درجذب شیر، ·        درجذب شحمیات در حجرات وانساج بدن نقش اساسی دارد.    خون) Blood ( درساختن و تغذیۀ استخوان ها، جلد، اعصاب و كلیه ارگان های بدن و تداوم زندگی انسان و حیوان نقش حیاتی دارد.    «QI» در اصل یك انرژی برای زندگی است كه مستقیماً در سراسر بدن دوران نموده، در جهت تقویه  و رشد بهتربدن انسان رول عمده دارد.    «QI» باتمام اعضاء وجوارح بدن ارتباط مستقیم داشته، زمانیكه دوران خون ما ضعیف باشد ویا به کدام مشكل برمی خورد، در نتیجه زانو دردی، سردردی، نفس تنگی، تكالیف معده، فشارخون ‌بالا ویا برعکس پائین آمدن فشارخون و یا زكام را به بار می آورد.       گفتنی است که دراثر تراكم غلظت خون، درد ها شدید ترگردیده، تب لرزه و التهابات نیز بوجود می آید.     دراثر كمبود منرالها، ویتامین ها و كمرسی امواج مقناطیسی، ضعف عمومی در بدن ایجاد و قوای دفاعی بدن نیز در برابر هجوم میكروب ها و ویروس ها مغلوب و باعث  ضعف هضمیت و بطی شدن دوران خون می گردد.     چینائی ها درزمانه های بسیارقدیم، یک نوع انرژی فعال، متحرک وجالبی را درارگان های بدن انسان کشف وبه تجربه دریافته  ونتیجۀ عکس العمل آن را همکاری فزیولوژیکی بدن نام نهاده اند که مخفف آن را (Q.I ) می گویند.    این انرژی، دارای دو شاخۀ مهم " ین " (Yan) و " یین " (Yin یا Yang) بوده و رابطۀ بسیار دقیق و موزونی بین سیستم عصبی خودکار سیمپاتیک (Sympatic) و پاراسیمپاتیک (Para sympatic) دارد.    اگراحیاناً توازن سلسلۀ انرژی "ین" و "یین" درارگان های بدن بهم بخورد، طبعاً عوارض و بیماری هائی برای شخص به ارمغان خواهد آورد.    مثلاً چینائی ها به این مسئله نیز پی برده اند که بین اعضاء و احشاء داخلی و همچنان پوست بدن، ارتباطات پایداروناگسستنی ای وجود دارد که یکی از دست آوردهای علمی وتجربی اطباء قدیمی چین به حساب می آید.    مثلاً " ناراحتی وعدم کفایۀ قلبی" : ·        رنگ لب ها را کبود، ·        نبض را تند، ·        پاهارا متورم، ·        واحساس درد را در بازوها ایجاد می نماید.    همچنان عدم کفایه ونارسائی کیسۀ صفرا، باعث ناراحتی بخش راست فوقانی معده، پاها، مفاصل ران، زانوها و درد چشم راست می گردد.    البته این تشخیص، نیازی به تکنیک های تخصصی پیشرفتۀ طب جدید هم ندارد.    این علائم را چینائی ها از زمان های بسیار قدیم می شناختند.    قابل تذکرلازم اینکه: ·        زندگی درمحیط های متراکم وتنفس هوای آلوده، رادیکال های آزاد را واردخون و انساج بدن می سازد، ·        بلعیدن دود سیگرت که عملیۀ تنفس را به کمبود آکسیجن دچارو حجرات حساس را به بیماری های سرطانی مبتلاء می سازد.    درنزد معتادان به تنباکو، حجرات جگردراثر چهارهزارنوع مواد سمی که ازدودسیگرت وارد خون می گردد و طبق تحقیقات به عمل آمده، (43) نوع شان سرطانزا ثابت شده، شدیداً آسیب می بینند.    بسیاری از مردم جهان، به علت کمبود درحرکت بدن شان از اختلالات جریان خون رنج می برند.    در بی حرکتی و ثابت بودن اشخاص: ·        خون درقسمت پاها و مفاصل ران و زانوها متراکم می گردد، ·        سیستم هاضمه حالت طبیعی خودرا ازدست داده، به اختلال گرفتارمی شود، ·        انزایم های معده به صورت نورمال ترشح نشده، نظم آن بهم می خورد، ·        روده ها، مخصوصاً رودۀ بزرگ به حالت قبضیت دچار می شود، ·        بابوجود آمدن اختلالات وسوء هاضمه، بیماربه بواسیرنیز مصاب خواهد گردید، ·        وریدها هم ممکن است متورم گشته، به گشادگی مبتلاء شوند، ·        سیستم لمفاوی هم دراثرعوارض آن، متورم خواهد شد، ·        دراثرتراکم خون دراطراف سفلی، اکثراً پاهای شان به کرختی وحالت شبیه یخ بردگی مصاب می گردند. ·        سرانجام شخص درنتیجۀ ادامۀ این بی حرکتی، احتمال قوی می رود که منجر به بروز روماتیزم و عواقب ناگوار پیری زودرس شود که دراین صورت، مجبورخواهد گردید برای راه رفتن عصاء به دست بگیرد و به عوض راه رفتن روی دوپا، مجبورشود تا روی سه پا راه برود!!    بنا براین، راه نجات از امراض یادشده، همانا فعالیت های جسمی یا ورزش ونرمش های بدنی است.    اما کسانی که کارهای فکری ودماغی زیاد دارند، یا مراجعات مردمی شان بیشتراست، فرصت چندانی برای ورزش ونرمش پیدانمی کنند، یا حالت کم حوصلگی وتنبلی برای شان رخ می دهد، بیشتر درمعرض همچوآسیب هائی قرارمی گیرند.    لذا کمپنی تیانشی برای همچواشخاص کم فرصت، دستگاه جالبی را ساخته است که به نام ماشین "بی سی ام"  (Blood Circulatory Massager) معروف است.    چون طبق محاسبات دقیق علمی ای که دانشمندان چینائی انجام داده اند، یک دقیقه ایستادن روی صفحۀ دندانه دار " بی سی ام " معادل است به " یک کیلومتر دویدن" !    ایستادن روی دستگاه  " بی سی ام " ازطریق دو میکانیزم بدن را ماساژ یا ورزش می دهد.    این ورزش و ماساژ، فایده های زیادی را برای استفاده کنندگان آن به ارمغان می آورد:   دستگاه “B.C.M” (Blood Circulatory Massager)      "بی سی ام" دستگاه بسیار ارزشمند، حیرت انگیز و منحصر به فردی است که برای انسان  صحت و سلامتی به ارمغان می آورد.    زیرا، استفادۀ منظم از این دستگاه، طبق محاسبات دقیق علمی ای که دانشمندان چینائی انجام داده اند، یک دقیقه ایستاد شدن بر روی صفحۀ دندانه دار " بی سی ام" معادل است با "یک کیلومترراه رفتن" !    ایستادن روی دستگاه  "بی سی ام " ازطریق دو میکانیزم، بدن را مساژ یا ورزش می دهد:    1 - لرزش ومساژحجرات بدن، ·        فعال ساختن حجرات بدن، ·        سرعت گرفتن عملیۀ سوخت و ساز یا متابولیزم سلول های بدن، ·        بهم خوردن تراکم و رسوبات خون در اطراف سفلی (پاها)، ·        سهولت وسرعت بخشیدن جریان خون در رگ ها، ·        رقت و تصفیۀ خون، ·        فعال سازی بهتر قلب و باز شدن بندش رگ های آ ن، ·        رسیدن منظم آکسیجن و مواد غذائی به سلول های مغز،      2 –  تحریک نهایات رشته های موجود ارگان های مختلف بدن درکف پاها،      با ایستادن روی صفحۀ دندانه دار "بی سی ام"، نهایات رشته های عصبی ارگان های متعلقه ای که درکف پاها موجود اند، تحریک گردیده، پیام های حاصله از آن ها به نخاع شوکی رسیده و از آنجا به مغز انتقال یافته، باعث : ·        تقویت قوۀ دفاعی ارگان ها در برابر عوامل بیماری ها میسرمی گردد. ·        انرژی دربدن آزاد گردیده، درحجرات ذخیره می شود،   درصورت نشستن روی این دستگاه: ·        تورم، کمکاری واختلالات غدۀ پروستات مرفوع می شود، ·        یوریک اسید وسموم مختلف بدن ازطریق سیستم دوران خون بوسیلۀ گرده ها فلتر و به آسانی ازراه سیستم اطراحیه ازبدن خارج و بندش های ادرارنیز مرفوع می گردد، ·        سوء هاضمه و قبضیت های مزمن نیز برطرف و زمینۀ هضم و جذب مواد غذائی هم به خوبی مساعد می شود، ·        زیبائی و شادابی جلد را تأمین می کند، ·        درروشنی سازی بینائی نیز نقش می گیرد،      اما دررابطه با پاک کاری بدن ازتوکسین ها    دراین رابطه کمپنی تیانشی چین، برنامه هائی دارد که سموم بدن را ازطریق مکمل های غذائی پاک کاری می کند که درشرایط فعلی، به خاطر یک سلسله نارسائی های ارگان های ذیربط دولتی وهمزمان با دسایس پاکستانی ها، نمایندۀ کمپنی تیانشی را واداشتند تا نمایندگی خودرا درکابل ببندد وافغانستان را زیرشاخۀ نتوورک پاکستان قراردهد.     اما ما به عنوان فعالان نتوورک کمپنی تیانشی در افغانستان زیر باردسایس پاکستانی ها نرفتیم و ازخریداری مواد ووسائل تولیدی تیانشی ازپاکستان که توقع داشتند بدون محصول گمرکی ازراه قاچاقی (بلتی) وارد افغانستان بسازیم، نپذیرفته ودرانجمن خویش فیصله کردیم تا زمانیکه دفتر مستقل و نمایندگی رسمی کمپنی تیانشی درکابل بازنشود، مافعالیت های خویش را دررابطه با خرید وفروش محصولات تیانشی، به حالت تعلیق درمی آوریم.    این درحالی است که ازطریق انجمن خویش یک تعداد اقلام محصولات ومکمل های غذائی کمپنی تیانشی را درریاست امورفارمسی وزارت صحت عامه رسماً راجسترکردیم و راجستر محصولات وسایل آن را نیزبه مرحلۀ نهائی رسانده بودیم که نمایندۀ کمپنی بساطش را جمع کرد واز کابل رخت بربست وورود وتوزیع مواد ووسایل کمپنی تیانشی تابرگشت نمایندۀ رسمی کمپنی  عملاً به تعطیل کشانده شد.    به هرحال، دریکی از سایت های انترنتی ایرانی به یک نوع "پد کف پا" به نام "کینوکی" (Kinoki) که این محصول جالب هم شاید چیائی باشد، تحت عنوان "چسب دفع تمامی سموم بدن" برخوردم که برایم خیلی جالب تمام شد و امیدوارم تاجران ملی ما درتهیه، تحقیق وتورید آن در جهت تأمین صحت وسلامتی هموطنان، همت گمارند که ذیلاً خدمت خوانندگان گرامی تقدیم می داریم:      استعمال پدکینوکی تهیه شده ازفرآورده های گیاهی، بسیارساده است وشبها درهنگام خواب چنانچه درتصویربالا مشاهده می فرمائید، روی کف پا چسبانده فردای آن جدامی شود وبااین شیوه، تمام سموم یا توکسین ها ومواد زائد میتابولیک هربخش ازحجرات بدن ازراه مسامات کف پا خارج می گردند که درتصویردوم روی کف پالکه های توکسین های خارج شده به وضوح مشاهده می شود.    درتبلیغات "پد کینوکی" آمده است که خستگی ها، سردی دست ها وپاها، دردهای مفاصل، بوی بدپاها و زیربغل، خستگی های دورۀ نقاهت اخصاً ناراحتی های پس اززایمان، دردهای شانه، گردن، دست ها، زانوها، دردهای عصبی وغیره را دفع می سازد.    همچنین استفادۀ پدکینوکی را معادل حجامت نیز خوانده اند که امیدواریم واقعاً چنین تأثیرات شگرفی داشته باشد.    استعمال آن را نیزبین 8 تا 12ساعت برای یک دورۀ پنج شبه کاملاً  مفید توصیه کرده اند.    قیمت یک بستۀ ده عددی آن را نیز درکشورایران، مبلغ 12900 تومان نرخ داده اند.    گفتنی است که چینائی ها به تجربه دریافته اند که معالجات اعضاء وجوارح مختلف بدن باید به اوقات مناسبی صورت گیرد تا مفید تمام شود.    اگرتقسیم اوقاتی را که ذیلاً ازنظرخوانندگان محترم می گذرد، داکتران معالج درنظرنگیرند، ممکن است برنامه های معالجوی شان نتیجۀ مطلوب ندهد.    به خصوص درقبال مشکلات ارگان های دوازده گانۀ بدن که طبق ساعت بیولوژیکی تعیین کرده اند:   ساعت بیولوژیکی  )Biological Clock(         بنابریافته ها و تجارب دانشمندان چینائی، همانگونه که انسان ها برای تنظیم اوقات کار، خواب، خوراک، تفریح، مطالعه وسائر فعالیت های خود ساعت های جیبی ، بنددستی، رومیزی و دیواری را اختراع کرده اند و از روی آن تمام امور روزمرۀ خویش را نظم می بخشند، درداخل وجود انسان نیز خداوند خالق هستی(ج) ساعت بسیاردقیق، منظم و اتوماتیکی را آفریده است که تمام احشاء ، اعضاء و ارگان های بدن  طبق آن کار می کنند و فعالیت های منظمی را انجام می دهند که چینائی ها آن را بنام ساعت بیولوژیکی یاد می کنند.      چینائی ها مطابق این ساعت، مشخص ساخته اند که « چهی» یا « QI» (انرژی حیاتی ) بدن ، در کدام ساعت ، درکجای بدن و درچه حالت بسرمی برد؟    یعنی دانشمندان چینائی با تجارب نسل اندرنسل اطباء خود به این نکته پی برده اند که اعضاء و احشاء بدن انسان، در طول شبانه روز به شکل دورانی و مرحله ای در ساعات معینی از شبانه روز، درحال استراحت و یا قابلیت آمادگی پاک کاری را دارد که آن ساعت دورانی را بنام ساعت درمانشانسی (Organ Maximum Times ) یا (OMT) نیز می خوانند.    یعنی دانشمندان چینائی ازروی تجاربی به دست آورده اند که یک شبانه روز24 ساعته را به دوازده ساعت بیولوژیکی تقسیم بندی و مواقع پاکسازی و معالجات مهم ترین ارگان های دوازده گانۀ بدن را درساعات معین ذکر شده، مشخص ساخته اند .      حالا می توانیم زمان مشخص وقوع درد را برای هرعضو استنتاج نمائیم :    برای اهل فن این نکته نیز روشن است که درد قولنج ناشی ازکیسۀ صفرا، به شانۀ راست می زند و از نظرچینائی ها، در ساعت " 11 شب تا 1 " بعد از نصف شب بهترمی توان به معالجه اش پرداخت.       ساعت بیولوژیکی متذکره، انجام معالجات ارگان های دوازده گانه را به بسیار خوبی تنظیم کرده می تواند .      چشمان داکتران معالج چینائی، همواره مراقب « ساعات انتقال » ( Transitional Hours) که در آن تغییرات بین نیمۀ شب و نیمۀ روز رخ می دهند می باشد.      قدیمی ها می گویند که بیشتر مرگ و میرها، در بعداز ساعت 3 بعد ازظهرها رخ می دهند.    این به خاطری است که دراین ساعت فشارخون نسبت به ساعات دیگر پائینتر می آید و فعالیت های قلب نسبتاً کاهش می یابد.      پس ازصرف غذای چاشت، بین (1 تا 3 ) بعد ازظهر، احساس خستگی و کسالت درانسان بروز می کند و افراد نمی توانند در این ساعت امور محولۀ خویش را بدرستی انجام دهند.    چینائی ها عقیده دارند که شناخت ساعت درونی یا (Inner Clock) انسان و هوشدارهای آن از اهمیت خاصی برخوردار است. زمان مؤثر ومعین تداوی بیماری ها وناراحتی ها درطول 24 ساعت               1 – کبد یا جگر: ضعف، کمکاری، زردی، هیپاتیت وتورم کبد             زمان تداوی: از ساعت (  1  الی 3 صبح)    2 – ریه ها یا شش ها: اختلالات تنفسی، نفس تنگیی، برونشیت، سینه وبغل، توبرکلوز ششها، سینوزیت وغیره           زمان تداوی: ازساعت   (3 – 5 صبح)    3 – رودۀ بزرگ: قبضیت، اسهال، پیچش های آمیبیک، جیاردیازیس، بوی بد دهان، بواسیر               زمان تداوی : از ساعت 5 تا 7 صبح    4 – مـعـده: تیزابیت، زخم، التهاب، کمکاری، سوء هاضمه،               زمان تداوی: ازساعت 7 تا 9 صبح    5 –  طحال یا تلی: نارسائی طحال، بیماری شکر              زمان معین تداوی: ازساعت 9 تا  11 قبل از ظهر    6 – کیسۀ صفرا: التهاب ، وجود سنگ، انسداد              زمان تداوی: ازساعت 11قبل ازظهر تا ساعت 1 بجۀ بعدازظهر    7 – روده های باریک: کمکاری، التهاب، وجودپرازیت، ضعف جذب، نفخ وباد، درد وسوزش        زمان مؤثر برای تداوی: ازساعت 1  تا ساعت 3 بعداز ظهر    8 – دستگاه تناسلی و مثانه: اختلالات یاضعف جنسی، بندش یا برعکس تسلسل ادرار، سوزاک، سنگ مثانه، التهابات ومشکلات جهازتناسلی درزنان ومردان.                                                 زمان مؤثربرای تداوی: ازساعت 3 بعدازظهر تا ساعت 5 عصر   9 – کلیه ها یا گرده ها: کولیک ها، وجود سنگ، نارسائی، التهاب وعدم کفایه.                 زمان مؤثربرای تداوی: ازساعت 5  عصرتا ساعت 7 شام    10 – سیستم دوران خون : بندش شریان ها، نارسائی خون به حجرات، فشارهای شریانی، آلودگی خون به انتانات، ویروس ها،  توکسین ها، غلظت خون.             زمان مؤثربرای تداوی: از ساعت 7 شام تا ساعت 9 شب.    11 – حرارت بدن : بی نظمی حرارت بدن، تب ، یخ بردگی و لرزه                 زمان مؤثربرای تداوی: از ساعت 9  تا  11 شب    12– ناراحتی های قلبی: بندش شریان های قلبی، سکته های قلبی، نارسائی وبی نظمی حرکات قلبی، سکتۀ قلبی، طپش ولرزش قلبی،                  زمان مؤثربرای تداوی : ازساعت 11 شب تا  ساعت  1  بعدازنصف شب    دســتـگاه تـولـیـد ازون Ozone Machin      خوانندگان محترم!    قبل ازاینکه راجع به دستگاه تولید ازون چیزی بگوئیم، لازم است برای آماده ساختن اذهان، مختصری در رابطه به آلودگی ها نیز نکاتی را به عرض برسانیم:      میزان آلودگی هوا و محیط زیست در روی زمین روز بروز بالا و بالا تر می رود.      در کشورهای پیشرفته راقیۀ جهان، در اثر زباله هائی که کارخانه های صنعتی، مواد کیمیاوی و نیروگاه های هستوی تولید می کنند، فضا را زهرآگین ساخته اند و در کشورهای عقب مانده مثل افغانستان در اثر فقر، ناتوانی، بیکاری و بی روزگاری، مردم مجبور می شوند از دهات و کوهستانات به شهرها رو بیاورند تا یک لقمه نان بخور و نمیرحاصل نمایند که زن و اولاد شان از گرسنگی تلف نشوند.      این موضوع روز بروز تراکم نفوس در شهر هارا افزایش داده و جامعه را بیش ازپیش به کارهای پست و مشغله های کاذب دکانداری، دست فروشی روی بازار و حمالی های رقتبار واداشته و گردانندان اموردولتی هم برای نجات مردم از چنین وضع اسفناکی، تاکنون هیچ موفقیتی نداشته اند!!    شایستۀ اشاره است، آن عده آوارگانی که در طول سالهای جنگ و ناامنی به خارج از کشور پناه برده بودند، وقتی به وطن عودت می کنند، به نسبت بی جائی و بیکاری، به شهرها و مخصوصاً به شهر کابل می آیند و حتی مجبور می شوند با خانواده های شان در هوای 10 یا 20 درجه زیر صفر و یا در گرمی های تابستان در زیر خیمه ها بسرببرند.     بااین وضع از یک طرف تراکم نفوس، حجم تولید زباله ها، کثافات و آلودگی ها در شهرها روز بروز بالا می رود و از جانب دیگر، مقامات مسئول احساس مسئولیت ندارند،  درعین حال وجود جاده های خامه، فقدان آب صحی آشامیدنی، عدم کانالیزیسیون در شهرها، ریختن آب های کثیف تشناب ها و سر کردن بیت الخلاء ها به کوچه ها و جاده ها، ناهنجاری هائی را بوجود آورده اند که هیچ زبانی را توان گفتن و هیچ قلمی را یارای نوشتن آن نیست.      به هرحال، در کشورما، مخصوصاً در شهر کابل، ·        امپیرخدمات رفاهی زیر صفرقرار دارد، ·        فقر، بیکاری، پریشانی و امراض گوناگون حیات جامعه را به تهدید گرفته است، ·        هیچ مرجعی هم وجود ندارد تا به مشکلات حیاتی مردم رسیدگی و راه حل پیدا نماید. ·        دخالت ناجوانمردانۀ برخی از همسایگان هم در دامن زدن به نا امنی ها در داخل افغانستان که بسیار واضح، آشکارو توطئه آمیز است، عاملین جنگ و درگیری و حامیان شان نیز تا هنوز دست از سر کل ما برنداشته اند، ·        حاکمان روزگارهم جز حفظ مقام و چوکی های خویش، برای نجات جامعه از این وضع بحرانی برنامۀ مثبتی تا کنون ارائه نکرده و فقط مشغول پروژه سازی های آنچنانی کلوخ گذاشتن و از آب گذشتن اند ودر قبال برنامه های اساسی و بنیادی در این کشور آسیب دیده چندان کارمثبتی تاهنوز براه نیفتاده است. خلاصه، باذکر عواملی که برشمردیم و مسائل عدیدۀ دیگرمثل مفاسد اداری و غیره، مشکلات اجتماعی ما همچنان رو بفزونی گذاشته است: ·        هوای  انشاقی ما به شدت آلوده است، ·        غذای ما نیز فوق العاده آلوده است، ·        آب های تحت الارضی ما نیز به میزان بالائی مرض آفرین است.      این سه فکتور آلودگی، سلامتی و حتی حیات مردم ما را تهدید می کند.    منابع سازمان صحی جهان به این نظر اند که اگر سه آلودگی ای که فوقاً یاد آورشدیم، پاک شوند، عمر مفید و متوسط انسان ها طبق محاسباتی که انجام گرفته است، به 120 سال خواهد رسید.    برای رسیدن به این هدف، ولوبه صورت نسبی، بهترین راه تهیۀ یک دستگاه تولید ازون ساخت کمپنی تیانشی است برای هر خانواده و بس.    بااین دستگاه می توانیم صحت و سلامتی خود وخانوادۀ خود را در برابر حملات میکروبها، ویروس ها و سمارق ها بیمه نمائیم.    این دستگاه، آکسیجن موجود در محیط زندگی ما را به آکسیجن فعال سه قیمتۀ ازون تبدیل نموده و تمام مشکلات زندگی ما را می تواند از لحاظ آلودگی رفع نماید.   O2  +  O -----------     O3  ( Active Oxigen) or “ Ozone    دستگاه تولید ازون، مولیکول آکسیجن را از محیط می گیرد و یک آکسیجن دیگر نیز به آن افزوده، آن را به ازون تبدیل ساخته به فضای زندگی ما  پخش می نماید.    ازون چیست؟     لایۀ اوزون یک لایۀ قطورو حیاتی دردورا دور اتموسفیر کرۀ زمین است که جلو تخریب و آثار سوء تشعشات ماوراء بنفش، مادون قرمز، ایکس و سائر تشعشعات مخرب نور آفتاب و سائر سیارات کیهانی دیگررا می گیرد.    اگراین لایه خدای نخواسته روزی تخریب گردد و تشعشعات آفتاب و سیارات دیگر مستقیماً برما بتابند، دیگر از مقولۀ حیات چیزی در روی زمین باقی نخواهد ماند و هیچ زیروح و نباتی در این کرۀ خاکی سالم نمی ماند.    قابل ذکر است که وقتی از آسمان باران می بارد و رعد و برق یا به اصطلاح الماسک نیز انفجاراتش را آغاز می کند، مقدار زیادی ازون همراه با باران از فضا بر روی زمین پائین می آید و زمین را ضد عفونی و میکروبها و ویروس ها را نیز منهدم می سازد.    همچنان از آبشار های بسیار بلند نیز مقداری ازون بر روی زمین سرازیر گردیده، آب را برای نوشیدن گوارا می سازد.    ماشین ازون وقتی در خانه یا سالون سربسته ای روشن باشد، برای نیم ساعت تمام فضای سالون را ضد عفونی و از آلودگی ها پاک می سازد.    روایت می کنند که در ختم جنگ جهانی دوم در یکی از شهرهای آلمان که مرکز ثقل جنگ نیز در آن شهر بود، انسان های زیادی قربانی آتش جنگ شده بود و فضای شهر شدیداً آلوده، متعفن و مشمئز کننده گردیده بود.    با وجودیکه قربانیان را در قبرستان ها دفن کردند، با آنهم از منفذ های زمین هم بوی و تعفن  پخش می شد و هم فضای شهرهای آسیب دیده با انتانات و دود باروت و مواد انفجاری مسموم گردیده بود و امراض عفونی وحشتناکی را به بار آورده و حیات باقی ماندگان را شدیداً به تهدید گرفته بود.      آنگاه مجبورشدند تا جنریترهای بزرگ تولید ازون (Ozone) را ساختند و در سراسرشهرهای آنچنانی کارگذاشته، فضای منطقه را از آلودگی پاک کاری کردند.    اما در رابطه با دستگاه تولید ازونی که کمپنی تیانشی در اختیار ما گذاشته است:      اگر سرپیپ ازون را  بین یک جگ آب بگیریم، در ظرف 15 تا 20  دقیقه آب آن را ازونیزه ساخته، عاری از هرگونه آلودگی می سازد و در عین حال برای نوشیدن، بسیار گوارا و لذت بخش می گرداند.    وقتی سر پیپ آن را بین یخچال قراردهیم، مواد غذائی موجود در داخل یخچال را نیز مطمئناً ازونیزه می سازد و از خوردن آن ها هیچ مشکلی بوجود نمی آید.    وقتی سبزی یا میوه را بشوئیم و آنگاه سر پیپ دستگاه ازون را برا ی 15 یا 20  دقیقه بین ظرف آبی که میوه یا سبزی درآن قرار دارد بگذاریم، میوه و سبزی را کاملاً از آلودگی پاک و تصفیه می سازد.    وقتی لباس ها شسته شد، آن ها را در داخل یک خریطۀ پلاستیکی بزرگ بیندازیم و سپس سر پیپ دستگاه ازون را در بین خریطه قراردهیم، برای 15  تا 20 دقیقه لباس های شسته شده را از میکروب ها و قارچ ها پاک می سازد.    اگر بدن کسی جراحت بردارد یا خراشیدگی پیدا کند یا بسوزد و یا خارش والرژی جلدی عارض گردد، عضو مجروح یا بخار گرفته را به داخل یک خریطۀ فراشوتی قرار داده، سر پیپ دستگاه ازون را در بین خریطه گذاشته گاز ازون را  برای بیست دقیقه به داخل خریطه بفرستیم، ظرف یکی – دو هفته بهبودی باورنکردنی ای حاصل می شود.    ولو زخم های ناسور و یا زخم هائی که دربدن بیماران مصاب به قند باشند که التیام آن بسیار مشکل است، ظرف چند روز مختصر صحت خواهد یافت.    شیرچوشک اطفال، وسائل جراحی، ظروف وغیره نیزمی تواند ازونیزه شود.    اگرطفلی که به بخاریا خارش جلدی مبتلا شده باشد، اورا بین یک طشت آب ازونیزه شده بشوئیم به زودی بهبود می یابد.    اگر برنج را بشوئیم و بین یک طشت پلاستیکی با آب بگذاریم و پیپ ازون را نیز برای نیم ساعت بین آن قراردهیم و وبعدها آن را بپزیم، خواهیم دید که بسیار باکیفیت  و جالب خواهد بود.    اگر فضای اتاق را برای نیم ساعت ازونیزه کنیم وپس از خاموش ساختن دستگاه،  کسی را که نفس تنگی دارد در آن اتاق قرار دهیم، بسیار احساس راحتی خواهد کرد.    کسی که در داخل اتاق سیگرت کشیده و فضارا مسموم کرده باشد، فقط می شود با دستگاه تولید ازون مسمومیت آن را پاک کرد.    اگر کسی به گلودردی مبتلا شود، آب ازونیزه شده را روز چندین بار غرغره کند، و بنوشد درد گلویش بزودی برطرف خواهد شد.    اگرعضوی را که یخ زده باشد، یا در اثر عوامل دیگر استخوانش سیاه و گانگرین شده باشد بین یک خریطۀ فراشوتی قرارداده ازونیزه شود، از پیشرفت آن جداً جلوگیری می نماید و اگر استخوانش سیاه نشده باشد، با ازونیزه کردن می توان جلو قطع عضو مذکور را گرفت.    پس بدینحساب، تهیۀ دستگاه تولید ازون ساخت تیانشی، درهرخانه و برای هر فامیلی، از لوازم بسیار ضروری و حیاتی است.    این دستگاه، صحت، سلامتی و طول عمر کلیه اعضاء خانواده ها را تضمین می کند.    مشروط بر اینکه از آن به صورت درست کار گرفته شود و در نگهداری آن دقت به عمل آید.    دستگاه تولید گاز ازون، باید به ارتفاع  شش فت ( 2 گز) در روی دیوار خانه نصب شود.    گاز تولیدی ازون نباید بطور مستقیم به نفس کشیده شود،    تهیۀ این دستگاه در هر خانه ای بسیار مفید و ضروری است و حفظ صحت و بقاء سلامتی را جداً تضمین می کند.      پاورقی ------------------------------------------------------   (1)   – گذشتگان ما صحبت می کردند که دردوران سلطنت ظاهرشاه، شخصی بنام "پرماچ" درشهر مزارشریف نائب الحکومه بود وهرساله ازبخشی ازعوائد دولت وکمک های افرادخیّر درمرکز شهر مزارشریف خیرات عمومی راه می انداخت و  ورود اهالی آن ولایت نیز آزاد بود. یکتن ازافرادمسن به نام "بابه تبر" که در منطقۀ دهدادی سکونت داشت، نیزبرسرسفرۀ خیرات حضورپیدا کرد وفرمایش داد تا یک غوری قابلی پلو را با ضمائم آن برایش بیاورند. خواهشش عملی شد و یک غوری کلان آن زمان را گوشت، برنج وقورمه پرکردند و جلو رویش گذاشتند. بابه تبرخدابیامرز، آن را نوش جان کرد، همینطور غوری دوم و سپس غوری سوم و سرانجام غوری چهارم را نیزبرایش آوردند. ازهرطرف اعتراض بلند شد که بابه تبر، مثلیکه تو امروز خودت را ازپرخوری زیاد می ترکانی!! بابه تبرخندیده کنان جواب داده بود که من فقط هرسال یک مرتبه درهنگام خیرات آقای پرماچ شکمم را سیرمی کنم، تاسال آینده یا الله و یانصیب. معلوم نیست بابه تبرزنده باشد یا نباشد. خلاصه، بابه تبر، غوری چهارم را هنوزبه پایان نرسانده بود که روی غوری افتاد ودربرابردیدگان کنجاو حاضران دیده ازجهان بست و دیگر هیچ نفس نکشید.